ایام روزهای نوروز و عید سال ۱۳۵۱ شمسی بود در حالیکه تمامی خانواده ها به شادی سال نو مشغول بودند ، ولیکن" فرزندان هاشمی رفسنجانی " - کودکان و نوجوانانی کم سن و سال - " محبت و نفس گرم پدر" را جستجو می کردند ، آنها که از طفولیت آموخته بودند " جای خالی پدر " را باید در " صبوری و حضور پر مهر مادر " در یابند و به آن عادت کنند ، هر از گاهی نیز اختیار از کف می دادند و اگر " پدر "را راهی به کنار ایشان نبود آنها راه " زندان " در پیش می گرفتند و اینگونه بود که درهای زندان قزل قلعه آشنای همیشگی نگاه کودکان هاشمی شد و محوطه زندان "عشرت آباد "میعادگاه شادی همراهی فرزندان با "پدر " در سیزدهم فروردین ماه سال ۱۳۵۱ شمسی گردید .
" مجموعاً عشرت آباد زندان خوبی بود !! مدتی را گذرانده بودیم و جمع خوبی هم بود و با توجه به باز بودن در سلولها برای ما امکان تجمع بود . آنجا یک درس قرآنی برقرار کردم که همین آقای محمد مصطفوی و برادران طریقت در آن شرکت می کردند . فراموش نمی کنم به این آیه از سوره بقره رسیدیم " و اذ اخذ نا میثاقکم و رفعنا فوقکم الصور ...." ] یاد باد از شما پیمان گرفتیم و طور را بر سرتان فراز آوردیم ......... [ اعضاء مجاهدین آیاتی که جنبه معجزه داشت قبول نمی کردند نمی توانستند تحمل کنند ....نوروز ۱۳۵۱ را ما در آن زندان بودیم که روز سیزده ، بیرون محوطه زندان پتو انداخته بودیم و زندانیان و ما را ملاقات حضوری داده بودند .........
منبع کتاب دوران مبارزه کارنامه و خاطرات جلد دوم ( دفتر نشر معارف انقلاب )