صفحه اصلی فید ارتباط با ما
فارسیالعربیهEnglish

   

امام، جمهوری اسلامی و مردم

سرآغازنامه:

بسم الله الرحمن الرحیم

سالروز 12 فروردین « عید استقرار » نظام حکومتی نهضت امام خمینی ( ره ) را با شأنی همسان با « عید پیروزی » انقلاب اسلامی ( 22 بهمن 1357 ) باید پاس داشت، چرا که شاهکار فلسفه فقهی- سیاسی امام در چنین روزی، ممهور به نام و ماهیت « جمهوری اسلامی » و مستظهر به مقبولیت تامه« آرای مردم » گردید.

ساکنان امروز اتمسفر جمهوری اسلامی باید بدانند که چرا به فاصله کمتر از 2 ماه، از پیروزی انقلاب، آنهم با حمایت بی بدیل اکثریت قاطبه مردم ایران، از چه سببی و بر پایه چه تفکری، امام دوباره به « آرای مردم » رجوع کرد؟

اگر سال 1357 را به حق سال تاریخی « پیروزی نهضت » بنامیم، سال 1358 را با اعجازتصمیمات سیاسی امام راحل رابه شایستگی، باید سال تاریخی « استقرار نظام » بدانیم ، چرا که پیوند « نهضت و نظام » در کوتاهترین زمان ممکن از تاریخ پیروزی تا استقرار، از سوی بنیانگذار فقید انقلاب اسلامی راهبری گردد. سال 1358 با انجام 2 همه پرسی تاریخی تحت عناوین: رفراندوم تعیین عنوان نظام، « جمهوری اسلامی » و تعیین ماهیت و محتوای آن به نام « قانون اساسی جمهوری اسلامی » توسط: « مردم »، به راستی شایسته عنوان سال سرنوشت ساز « استقرار نظام » و به همین سبب ،«12 فروردین» شایسته ستایش و تجلیلی در شأن « عید استقرارپرشکوه فلسفه فقاهت اسلامی در اولین حکومت شیعی معاصر » است. دومین گاهنامه الکترونیک پایگاه اطلاع آیت الله هاشمی‌رفسنجانی با عنوان « امام/ جمهوری اسلامی/ اسلام و مردم »، در محدوده « طرح موضوع» بر آن است که فضای رسانه ای کشور اعم از « رسانه ملی » و « رسانه های مکتوب و مجازی » را یادآور شود که حفظ و صیانت از نظام مقدس جمهوری اسلامی، فراتر از ارائه تحلیلها و برداشتهای ادواری وشبیه سازی های غیر متجانس، بیشتر نیازمند « روایتی صادقانه » است، چرا که هرگونه روایتی مستند و موثق از تاریخ پرافتخار « نهضت و نظام » و تشریح« اصول انقلاب » و فلسفه سیاسی امام راحل ( ره ) با خود حامی چنان رایحه ای مطبوعی از تلفیق اعجاب آور اصول اسلامی، سیره نبوی ،جایگاه ولایت ومرجعیت با حضور آگاهانه و آزادانه مردمی است که اگردر فضای افکار عمومی و بالاخص « اندیشه نسل جوان» امروز کشور، پراکنده شود ،برتاثیر هر نوع جنگ نرمی «راه» سد خواهدنمود.

 

مصاحبه

به اختصاصی با رئیس مجلس خبرگان رهبری و مجمع تشخیص مصلحت نظام

ت آیت الله هاشمی رفسنجانی از امام ، « جمهوری اسلامی » ، اسلام و مردم

حضور مستمر و همواره موثر« آیت الله اکبر هاشمی رفسنجانی » از ابتدای « نهضت» تا امروز « نظام»روایات ایشان از هر برشی از تاریخ پر افتخار 50 ساله نهضت و نظام را به طور قطع و یقین ، حاوی نکات تاریخی بسیار مهم ،مستند و موثق نموده ،که از همین رو نیز همواره مورد توجه ، مداقه و استنادجدی افکار عمومی قرار می گیرد.

ن روایتی وقتی که بر محور تبیین و تحلیل « جمهوری اسلامی» به عنوان قله رفیع اندیشه فقهی و سیاسی « امام و مرادش» قرار گرفت، آنگاه «جان» هاشمی رفسنجانی به جای زبان رشته کلام را به دست می گیرد، و حتی کسالت و « تن تب دار» نیز نتوانست موجبات تعویق مصاحبه ( ایشان ) را با گاهنامه الکترونیک « امام ، جمهوری اسلامی ، اسلام و مردم »فراهم کند که ماحصل آن در پی می آید:

حضر هستید اگر ما 22 بهمن 57 را «عید پیروزی نهضت اسلامی» بنامیم و تجلیلش کنیم ،در واقع 12 فروردین 58 را باید به عنوان «عید استقرار نظام» ارج بنهیم،در همین راستا سوالات ابتدایی مصاحبه با محوریت آن ایام زینت می بخشیم.

آیت الله!

له تاریخی بسیار کوتاهی بین 22 بهمن 57 و 12 فروردین 58 وجود دارد که این فاصله با توجه به اعتمادی که مردم به حضرت امام داشتید نوعی عدم طلب رفراندوم مجدد را تداعی می‌کند. حضرت عالی به عنوان یکی از معدود چهره‌هایی که همزمان درسال 58 و امروز در سال 88 نقش‌آفرینی موثری در عرصه نظام دارید، چه تحلیلی از رجوع حضرت امام در آن فاصله کوتاه و در آن ایام بخصوص به رفراندوم در رابطه با همه پرسی 12 فروردین 58 ارائه می‌فرمایید؟

من‌الرحیم. الحمدالله‌والسلام‌علی‌رسول‌الله و آله بله، آنطور که شما گفتید مردم خودشان انقلاب کرده‌بودند؛ رهبری امام را با دل و جان پذیرفته‌بودند، مشکلی هم نداشتند که با شورای انقلاب مدتها کار بکنند، ولی امام یک «نظر خاصی» داشتند و معتقد بودند که ما هرچه زودتر کار کشور را به دست خود مردم بدهیم،« بهتر» است. مردم «خودشان» تصمیم بگیرند،« خودشان» فکر کنند، «خودشان» اجرا کنند و با نظام همراهی کنندو برایشان روشن باشد که کار، کار خودشان است، یعنی همان‌که روح اسلام است و همان‌که امروز دنیا مدعی است حکومت «مردم بر مردم» است. این سوالی که شما می‌کنید، همان ماههای بعد از پیروزی معمولاً خارجیهایی که پیش ما می‌آمدند مطرح می‌کردند. می‌گفتند انقلابها معمولاً سالها می‌گذرد تا نظامشان را و قانون اساسی‌شان را بنویسند و تصویب کنند. چرا شما اینقدر عجله کردید، باید تجربه بدست می‌آوردید و نظامهای دنیا را بیشتر مطالعه می‌کردید. ما هم جوابمان همین بود که این خواست امام بود. امام در اولین صحبتی که در موقع نصب مهندس بارزرگان به نخست‌وزیری موقت کردند ،همین ماموریت را به ایشان دادند که ایشان این دوره موقت را اداره کنند، مجلس تشکیل دهند و قانون اساسی را به تصویب برسانند. درست همین‌ها را می‌خواستند در زمان معین و کوتاه انجام دهند. بله، اگر صبر می‌کردیم شاید پخته‌تر از این می‌توانستیم قانون اساسی را بنویسیم که احتیاج به بازنگری بعد از 10 سال نباشد. ولی فواید اینکه زود خود مردم را متصدی کار خودشان بکنیم بیشتر بود. اعتماد به مردم را خوب نشان داد. تجربه ما در این رابطه موفق بود. بعداً هم فرصت شد که قانون اساسی را تا آنجا که مایل بودیم اصلاح بکنیم.

ه بزرگی بر حقیقت شاهکار فلسفه سیاسی حضرت امام به نام «جمهوری اسلامی» از سوی برخی در جایگاههای متفاوت در ادوار مختلف ایراد شده، و آن مبتنی بر این‌نکته قرار گرفته که حضرت امام رحمه‌الله بر روشی «غیر» از جمهوری اسلامی برای اداره کشور معتقد بودند. اما بنا به مصالحی در آن ایام به جمهوری اسلامی «رضایت» دادند. حضرت عالی به عنوان یکی از منادیان قدیمی اندیشه سیاسی حضرت امام چه پاسخی بر این شبهه دارید؟

نمی‌دانم کسانی که می‌گویند ایشان روش دیگری در نظر داشتند به چه استدلال می‌کنند و آن چه بوده؟ ما که چنین چیز مشخصی ندیدیم. ما قبل از پیروزی انقلاب هروقت بحث از شکل حکومت می‌شد، می‌گفتیم اصل حکومت مهم است، شکل آن را مردم باید انتخاب کنند. ما در این مورد چیزی از امام نشنیده‌بودیم جز بحثهای ولایت فقیه ایشان. ایشان از سال 48 در نجف بحث ولایت فقیه را شروع کردند. مدتی طول کشید، بعد هم چاپ و منتشر شد. خب، معلوم شد که ایشان در همین نظام جمهوری «ولایت فقیه» را پذیرفته‌اند و این همان‌چیزی بود که بعداً بعد اسلامی قضیه بود. اینکه شما می‌گویید قبلاً نظریه دیگری بوده و عوض شده، من خبر ندارم.

ت عالی به طور معمول همواره تاکید می‌کنید بر اینکه جمهوری‌اسلامی از سوی دو دشمن بخصوص «دو اندیشه- تهدید می‌شود. یک اندیشه که ریشه در سکولاریسم دارد و یک اندیشه که ریشه در تحجر دارد. هرکدام از اینها به صورت دو خط موازی یک هدف مشترک را تعقیب می‌کنند. تحلیل حضرتعالی از این منظربه جهت به کار گیری عنوان «جمهوری‌اسلامی» برای غلبه همزمان براین دو اندیشه از سوی حضرت امام چگونه‌است؟ آن موقع‌ها همین بحثها بود. یعنی همان موقع وقتی می‌خواستیم نظاممان را شکل بدهیم و رفراندوم کنیم. در سوالی که باید از مردم بکنیم. در شورای انقلاب بحث می‌شد. جمعی می‌گفتند که فقط جمهوری، بعضی می‌گفتند جمهوری دموکراتیک، بعضی می‌گفتند جمهوری اسلامی. چون این در شعارهای مردم آمده بود و کسانی که در صحنه‌ها حاضر بودند و شعار می‌دادنداستقلال آزادی جمهوری‌اسلامی ونهایتاً می‌خواستیم به رای مردم بگذاریم..کسی هم تا آن موقع مخالفت نمی‌کرد. اسمهای دیگری هم بود. وقتی که بحثهایمان را خدمت حضرت امام بردیم ایشان گفتند که ما جمهوری اسلامی را به رای می‌گذاریم. همین کار را هم کردند. یعنی با نظر ایشان بود. در آن موقع ایشان هنوز آنطور نبودند که در این‌گونه مسائل نخواهند دخالت کنند، نظرشان را می‌دادند کسی هم با نظر ایشان مخالفت نمی‌کرد. اکثریت شورا هم همین را می‌خواستند. منظور ما هم همین بود. یعنی هم باید در چارچوب اسلام باشد، هم جمهوری باشد، یعنی باید رای مردم باشد. چون فرض ما براین بود که ملت ما مسلمان است، انقلابمان اسلامی است و شروع نهضت هم برپایه اسلام بود، خواست مردم هم همین بود. ما می‌خواستیم هم مردم را داشته‌باشیم و هم اسلام را. مردم هم همین را می‌خواستند و رای بالایی هم دادند. به نظر حضرت عالی آیا در این سالها تجلیل شایسته‌ای که در شان روز جمهوری‌اسلامی باشد در رسانه‌ها انجام می‌شود ویا نوعی غفلت در این رابطه صورت گرفته‌است؟

ن طور که می‌بینید من سرماخوردگی دارم و کسانی که صدای مرا می‌شنوند حتما آن را احساس می کنند ولی حضورم به جهت « اهمیت » موضوع است که البته باید در همین قسمت از بینندگان به همین سبب عذرخواهی کنیم در مورد سوال شما، خب، وضع خیلی روشن است، نه، از اول هم این‌گونه بنا گذاشته نشده بود. یعنی از سالهای اول هم مراسم 12 فروردین خیلی محدود، ولی 22 بهمن خیلی وسیع برگزار می‌شد. شاید هم منطقی باشد. اینکه در فاصله کوتاهی 2 جشن به آن بزرگی گرفته‌شود، مردم خسته می‌شوند. ما معمولاً همان مراسم 22 بهمن را بزرگ و مردمی می‌خواهیم. میخواهیم مردم باشند. حالا اگر آنها در روز جمهوری هم بخواهند این کار را بکنند، کسی منعشان نمی‌کند. ولی به نظر می‌رسد که همین مقدار جاذبه دارد.

اصمان دیروزحضرت امام(ره) و اخص لفظ جمهوری اسلامی را همچنان فعال می‌بینید؟ و چه توصیه‌ای برای مردم و نسل جوان در تقابل با ترفندهای پیچیده آنها دارید؟

می‌بینم. در آن زمان هم اینها بود. یعنی عده‌ای جمهوری بدون اسلام می‌خواستند که آنها هم خودشان سکولار نبودند ولی می‌گفتند همین کلمه کافی است. عده‌ای هم بودند که خیلی صریح می‌گفتند، تحجر همان موقع هم بود. بعضیها موافق جمهوریت هم نبودند، منتها صدای آنها خیلی رسا نبود، چون آنها در انقلاب شرکت نداشتند. اما آن طرفی‌ها زیاد بودند. الان در داخل ایران صدای متحجرین مقداری از آنها بلندتر شده‌است. گرچه در فضای جهانی شاید آن صداها بلندتر باشد. ولی بله، با یک مقدار تفاوت همین جورها بود. راه ما همان جمهوری اسلامی است. در چارچوب اسلام و با نظر مردم.

1388 را با برخی از اتفاقات و حوادث ناگوار پشت سر گذاشتیم و در این زمان با حضرت عالی از سال 1358 سخن گفتیم. تلاشهای بسیاری بر شبیه سازی تاریخی این 2 سال در حال حاضر صورت گرفته است. تحلیل حضرت عالی راجع به صحت و سقم این تلاشها چیست؟ آیا به راستی فضای سیاسی سال 88 جمهوری اسلامی منطبق با فضای سال 58 است؟ فکر نمی‌کنم این تشبیه درست باشد. آنهایی که الان به عنوان معترض یا منتقد در خیابانها آمدند و صحبت کردند اکثریت قاطع‌شان وفادار به نظام هستند. یعنی جمهوری اسلامی و قانون اساسی را با همه موازین آن قبول دارند. بله، گروههایی هم در میان اینها شعارهای دیگری می‌دهند و خواسته دیگری دارند. از این جهت شاید شبیه همان زمان باشد. آن زمان هم اگر یادتان باشد وقتی که دریای مردم به طرف میدان آزادی می‌رفت، اکثریت راه امام را داشتند و همین استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی را می‌خواستند. عده معدودی هم بودند که پلاکاردهای محدود حزبی و فرقه‌ای خودشان را داشتند، کسی هم مخالفت نمی‌کرد. بعد از انقلاب هم بودند. درانتخاباتی که حق حضور داشتند، شرکت کردند و فهمیدند که آرایشان محدود است. به نظرم از این جهت حالا هم همین‌طور است. اکثریت جمهوری اسلامی را می‌خواهند و اعتراض آنها هم از انتخابات شروع شد که این اعتراض در واقع یک نوع اصلاح است ولی با اصل مخالفتی ندارند.

هاشمی رفسنجانی !

بعالی در حالی در حاعبور از نیمه دهه هفتم عمر خویش هستید که نهضت اسلامی به رهبری امام در گذر از قدمت ی بالغ بر نیم قرن و« جمهوری اسلامی» با فرا رسیدن 12 فروردین سال1389 به سی ویکمین سال عمر پرافتخار خویش وارد خواهد شد ،از این رو از جنابعالی خواهشمندیم به جهت فرا رسیدن ایام « نوروز» و سال نو خطاب به « مردم» کلامی کوتاه ارائه فرمایید؟ «سال جدید را که به زودی آغاز می‌شود و سی و یکمین بهار انقلاب هم هست را خدمت تمامی مردم، ایرانیهای داخل کشور و کسانی که در کشورهای دیگر نوروز را جشن می‌گیرند تبریک عرض می‌کنم، به‌خصوص به وفاداران به انقلاب که هم سال نو را در پیش رو دارند و هم 30 سال کار اساسی و افتخاراتی که پشت سر دارند. یکی از افتخارات ما این است که ایرانیها سابقه خوبی در تمدن جهانی دارند و یکی از افتخاراتمان همین است که بهترین روز و بهترین ساعت را از لحاظ طبیعی برای سال نو انتخاب کرده‌اند. سلیقه ایرانیها به‌گونه‌ای است که بعد از گذشت هزاران سال سازمان ملل که از همه نوع سلیقه و از همه کشورها در آنجا جمع هستند به خود اجازه می‌دهد قطعنامه‌ای بگذارند و نوروز را یک فصل جهانی برای نو شدن دنیا معرفی کنند و به کشورهایی که در آن روز جشن می‌گیرند تبریک بگویندو ضمناً همه ما که نوروز را جشن می‌گیریم در تهیه این قطعنامه موثر بودیم. دنیا هم از آن استقبال کرد. این موضوع برای نشان دادن سابقه تمدن مردم ایران یک نشان بسیار خوب و افتخارآمیزی است.»

آیت الله خرم آبادی

آیت الله طاهری خرم آبادی : حضرت امام در مقابل انواع نظامی که از جانب افراد و گروههای مختلف پیشنهاد می‌شد، نظام جمهوری اسلامی نه یک کلمه کم و نه یک کلمه زیاد، را پیشنهاد کردند

آیت‌الله سید حسن طاهری‌خرم‌آبادی از جمله پیروان امام‌خمینی است که با پیروی از دیدگاههای ایشان در به ثمر رساندن نهضت اسلامی ایران، ایشان را یاری نمود.

وی که متولد 1317 خورشیدی است از شاگردان حضرت امام و مورد وثوق و اعتماد ایشان بوده‌است. وی در متن جریانات و رخدادهای نهضت اسلامی حضور داشته و بعد از پیروزی انقلاب نیز در مسئولیتهای مختلف انجام وظیفه کرده‌است که آخرین آنها، عضویت در شورای نگهبان و امامت موقت نماز جمعه تهران است.

ایشان هم‌اکنون از اعضای جامعه مدرسین حوزه علمیه قم هستند و به تدریس دوره خارج فقه و اصول اشتغال دارند.

وی کتاب خاطرات خود را در دو جلد توسط مرکز اسناد انقلاب اسلامی منتشر کرده‌است که جلد اول آن شامل مهمترین وقایع سالهای اولیه نهضت اسلامی و جلد دوم آن شامل شرح وقایعی از زمان تبعید حضرت امام در سال 1343 تا پیروزی انقلاب می‌باشد. وی در جلد دوم و بخش پایانی‌کتاب بیشتربه وقایعی می‌پردازد که در روزهای پایانی حیات رژیم شاه اتفاق افتاد و اینکه چگونه حضرت امام با هوشمندی و درایت نظام و حکومت آینده کشور را با حضور گسترده مردم در پای صندقهای رای تعیین کردند و انقلاب و حکومتی مردمی را بنا نهادند. آیت‌الله ظاهری‌خرم‌آبادی در کتاب خود درباره این سوال که نظام بعد از انقلاب چه نوع نظامی می‌تواند باشد این‌گونه می‌نویسد:

موضوع مهمی که در آن زمان، اذهان را به خود مشغول کرده‌بود، اصل نظام و چگونگی و نوع نظام بود. مطلب این بود که ملت چه نوع نظامی را انتخاب خواهدکرد. زیرا امام از همان ابتدا نظرشان بر این بود که معیار و میزان رای مردم است و مردم هرچه را انتخاب کنند، همان مبنا قرار خواهد گرفت. بر این اساس، گروههای مختلف، چه گروههای الحادی، چه ملی‌گراها و چه مسلمان‌ها، دنبال این قضیه بودند که نظام، چه نظامی باید باشد؟ البته اکثریت مردم و کسانی که برای اسلام انقلاب کردند، خواهان نظام اسلامی بودند. در این زمان بعضی نظام جمهوری دموکراتیک را مطرح کردند که فاقد عنوان اسلامی بود. بعضی‌ها هم کلمه‌ی اسلامی را به جمهوری دموکراتیک اضافه کردند.از آن‌جایی که نوع نظام بسیار مهم و اساسی بود، حضرت امام در سخنرانی خود در مدرسه‌ی فیضیه‌، این موضوع را مورد بحث قرار دادند. ایشان بدون این‌که به مردم بگویند که به چه نوع نظامی رای بدهند، زیرا مردم خودشان باید انتخاب کنند، فرمودند که من به جمهوری اسلامی رای می‌دهم نه یک کلمه کم و نه یک کلمه زیاد. قید «نه یک کلمه کم و نه یک کلمه زیاد» برای این بود که بعضی‌ها پیشنهاد داده‌بودند که نوع نظام مثلاً جمهوری خلق اسلامی باشد. بعضی هم پیشنهاد «جمهوری دموکراتیک اسلامی» را داده‌بودند. در نتیجه حضرت امام در مقابل انواع نظامی که از جانب افراد و گروههای مختلف پیشنهاد می‌شد، نظام جمهوری اسلامی نه یک کلمه کم و نه یک کلمه زیاد، را پیشنهاد کردند. در عین حال مردم را هم در انتخاب نظام و رای دادن، آزاد گذاشتند. روز دوازدهم فروردین سال 1358 از طرف وزارت کشور به صورت روز رفراندوم تعیین شد تا مردم در این روز، نظر خود را بگویند. در روز رای گیری هم بنده در قم بودم. به محل‌ها و شعبه‌های اخذ آرا سرکشی می‌کردیم و مراقب بودیم تا مبادا از سوی کسانی که با حاکمیت جمهوری اسلامی صد در صد موافق نبودند، مساله و حادثه‌ای پیش بیاید به هر حال، گروههایی بودند که خواهان رژیمی غیر از جمهوری اسلامی بودند. خوشبختانه همه‌پرسی بدون هیچ مساله و مشکلی انجام گرفت. آقای اشراقی می‌گفتند که بعد از شمارش آرا، وقتی اعلام کردند که 2/98 درصد به جمهوری اسلامی رای داده‌اند. حضرت امام بسیار خوشحال شدند که مردم می‌خواهند اسلام حاکم باشد.

وقتی ما شرایط آن روزها را در نظر می‌گیریم، متوجه می‌شویم که برگزاری انتخابای چقدر مشکل بوده‌است. در آن زمان مساله‌ی کردستان را داشتیم؛ مساله گنبد هم بود؛ موضوع خلق عرب هم کم‌کم داشت مطرح می‌شد، علاوه بر این نه نیروی انتظامی منظمی داشتیم و نه وضعیت شهربانی کاملاً عادی بود و نه ارتش منسجمی داشتیم؛ اما باتوجه به تمام این شرایط، انتخابات بخوبی و با سلامت کامل برگزار شد و مردم هم قاطعانه به «جمهوری اسلامی» رای دادند.

منبع: خاطرات آیت‌الله طاهری خرم‌آبادی/ از تبعید امام(ره) تا پیروزی انقلاب اسلامی/ جلد دوم – انتشارات مرکز اسناد انقلاب اسلامی

آیت الله مسعودی خمینی

آیت الله مسعودی خمینی :

امام تنها کسی بود که از ابتدای نهضت در اندیشه تغییر حکومت پهلوی بود / اگر امام واقعاً شرایط را از حیث تسلیم مردم در برابر خواست فقیه جامع‌الشرایط از هر حیث فراهم می‌دید، به چیزی کمتر از حکومت اسلامی رضایت نمی‌داد.

معرفی آیت الله مسعودی خمینی از زبان خودشان :

"نام بنده علی اکبر و نام خانوادگی ام مسعودی است .درسال 1310 شمسی درشهرخمین متولد شدم . پدرم غلامعلی و مادرم سکینه نام داشت.جدم محمد باقر، پدرجدم محمد حسن بود. غیراز افرادی که نام بردم، دیگر از شجره نامه ام اطلاعی ندارم . سه پسر وسه دختر ،یک برادر ویک خواهر دارم .

به خاطر دارم که درسن طفولیت فردی به نام حاج سیدمحمد تقی غضنفری خوانساری بود که،عالم وارسته و فرد بسیار زاهدی بود. هرهفته شبهای جمعه پدرم با اینکه وضع خوبی هم نداشت،ازایشان دعوت می کرد که به منزل ما بیاید وبا هم نان وپنیر وآبگوشتی بخوریم.من با وجود سن کمی که داشتم وقتی در وجنات ورفتار سیدمحمد تقی دقت می کردم ، به قدری شیفته روحانیت ووارستگی این بشر شدم که حد نداشت . به هر تقدیر خاطره رفت وآمد ایشان به منزل ما و رفتن من به مسجد بزرگ شهر در شمار خاطرات به یاد ماندنی زندگی من است .

همچنین مرحوم حاج شیخ احمد آل طاهر که ازشاگردان آخوندکاشی بود ، برای اقامه نماز جماعت وپیشوایی مردم به خمین آمده و ساکن این شهر شده بود . ایشان هم پیرمرد بسیار وارسته و عارفی بود.

دروس مقدماتی را در خمین گذراندم. بعد از اتمام کتاب جامع المقدمات ، به اراک نقل مکان نمودم و در آنجا مقداری از کتاب حاشیه و معالم را خدمت"آقای شیخ قنبرعلی" خواندم. بعد از آن به قم آمدیم و در قم مطول و قسمت اعظم کتاب معالم را نزد آقای سبحانی خواندم. مقداری از لمعه را نیز نزد امام موسی صدر خواندم. بخشی از معالم و نیز کتاب حج و نکاح و طلاق لمعه را در محضر آقای شیخ جواد تبریزی ،فراگرفتم. مقداری از کتاب رسائل و مکاسب را نزد آقای مشکینی خواندم و مقداری را هم در محضر آقای شیخ اسد الله اصفهانی بودم. با آنکه مکاسب را نزد برخی از بزرگان می خواندم ، مع الوصف. راضی نبودم و به نظرم می رسید که باید نزد استاد قوی تری بروم. سرانجام، مکاسب را نزد آقای حاج شیخ عبدالجواد جبل عاملی اصفهانی خواندم.قسمت عمده کفایه را نیز نزد ایشان فراگرفتم. حاج شیخ عبدالجواد در

شمار کسانی بود که هم از نظر علمی وهم عملی و ابعاد معنوی، تربیت کننده شاگرد بود و اساتید دیگر هم اورا قبول داشتند. مقداری ازرسائل راهم نزدآقای بهاءالدینی خواندم. بخشی از مکاسب را هم در خدمت آقای مجاهدی خواندم که ایشان هم از اساتید بسیار خوب بود. در خمین که بودم ، شنیده بودم که یکی از علمای خمین در قم زندگی می کند و از برجستگان علوم حوزه است. ولی بالعیان او را ندیده بودم. یک روز از کنار مسجد محمدیه رد می شدم صدای جذابی را شنیدم داخل مسجد نگاه کردم دیدم امام در حال تدریس است در همان جا منتظر ماندم تا از مسجد خارج شدند. مشاهده کردم که کتاب وسائل را هم زیر بغل داردتا در حین درس بتوانند روایات مورد نظرشان را از روی کتاب بخوانند. وقتی بیرون آمدند ، بنده به ایشان سلام کردم و ایشان جواب گفتند. حضرت امام در آن ایام ، در صدد جذب افراد و اینکه سر صحبت را با افراد باز کنند ، نبودند ؛ ولی من شیفته ایشان شدم و دنبالشان با قدری فاصله حرکت کردم تا اینکه ایشان به باغ قلعه که منزلشان در آنجا قرار داشت ، رسید ند. در منزلشان را باز کردند و داخل رفتند و در را پشت سرشان بستند. روز دیگر احساس کردم که باز هم به دیدن ایشان نیازمندم. این بود که باز منتظر بودم تا هر وقت ایشان حرکت می کنند ، دنبالشان راه بیفتم. خیلی مشتاق بودم که زمینه ای فراهم شود که بتوانم از نزدیک در خدمت ایشان باشم. چند بار تصمیم گرفتم که جلو بروم و خودم را معرفی کنم ؛ ولی جبروت ایشان و اینکه غرق افکار خودشان بودند ، مانع این امر بود. مدتها گذشت و برای من این امکان نداشت که حضرت امام راخصوصی ببینم. گذشت تا اینکه برای درس خارج خدمت ایشان رسیدم. محل درس ایشان از مسجد محمدیه به مسجد سلماسی تغییر یافته بود. حضرت ایشان سه روز در ایام فاطمیه مجلس روضه می گرفتند ، من هم در آنجا شرکت میکردم . در اصل مرحوم حاج اقا مصطفی بنده را دعوت کردند. وقتی در مجلس روضه حاضر شدیم ، مشاهده کردم کسی نیست که از حضار پذیرایی کند.البته حدود هفت الی هشت نفر در مجلس حاضر بودند و خود اقا هم تشریف داشتند . شیخ علی تهرانی به من گفت : تواستکان ها را جمع کن ، من هم چای می دهم. حاج آقا مصطفی هم چای بریزد ، من هم گفتم : شما بنشینید. بنده هم چای می ریزم ، هم چای می دهم و هم جمع می کنم. این انگیزه در من وجود داشت که با این کار رابطه ای با حضرت امام پیدا کنم. در آنجا صحنه های جالبی از حضرت امام دیدم. از جمله وقتی آقای کوثری برای خواندن روضه می امدند به محض اینکه نام حضرت زهرا (س) را می بردند ، می دیدم که امام عجیب حالشان دگرگون و اشک از دیدگانشان جاری می شد.

بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، در خدمت حضرت امام در مدرسه رفاه بودم و بعد از تشریف فرمایی ایشان به قم، همراه ایشان به قم آمدم. در آن ایام کمیته های انقلاب اسلامی که از دل مردم به وجود آمده بود، تازه شروع به کار کرده بود. بعد از مدتی که از فعالیت این نهاد گذشت، به لحاظ پاره ای برخوردها، شکایات زیادی به دست امام می رسید. حضرت امام به انگیزه کنترل این تشکیلات، به من و آقای امینی(3) مأموریت دادند که به استان هرمزگان سفر کنیم و آنجا را از نزدیک مورد بررسی قرار دهیم و نگذاریم ، احیاناً مشکلی به وجود آید. وقتی بازگشتیم و گزارش سفر را خدمت حضرت امام ارائه کردیم. ایشان مجدداً به ما مأموریت دادند که به ترکمن صحرا در استان مازندران برویم. اینجا بود که مجدداً به همراه آقای امینی به آن سامان اعزام شدیم. در این مأموریت اخیر، امام این مورد را هم افزوده بودند که به مدارس اهل سنت هم سربزنید و اوضاع آنها را ارزیابی کنید. وقتی بازگشتیم، خدمت حضرت امام رسیدیم و ماجرا را به ایشان عرض کردیم مدتی بعد از این ماجرا بود که کم کم داستان جنگ پیش آمد. اقامت ما در ترکمن صحرا تقریباً دو ماه و نیم به طول انجامید. وقتی از این مأموریت بازگشتیم، حضرت امام فرمان خودشان را در رابطه با زندان ها صادر کرده بودند و مجدداً به بنده مأموریت دادند که به بوشهر اعزام شوم. هدف این بود که ما زندان ها و دادگاه های انقلاب را در آنجا مورد بررسی قرار دهیم. من با هیأتی که آقای فیض هم در آن عضویت داشت، به آنجا رفتیم و مأموریت خود را به انجام رساندیم. در آن مقطع، شهید قدوسی(4) دادستان کشور بود . بعد از اینکه از این مأموریت بازگشتیم، حضرت امام امر فرمودند که در بازرسی کل کشور، مشغول کار شوم. قرار شد که در استان مرکزی، تمام ادارات و دادستانی ها و دادگاه هایش را مورد بازرسی دهیم. من به همراه یک اکیپ پنج نفری حدود دو ماه و نیم در استان مرکزی کار بازرسی را انجام دادیم و حدود پانصد صفحه اوضاع آن سامان را روی کاغذ آوردیم و به مسؤلین ذی ربط دادیم. بعد ازآن مأموریت خدمت حضرت امام در تهران عرض کردم که اگر اجازه بفرمایید دیگر در قم اقامت کنم و به کارهایم ادامه دهم. ایشان پذیرفتند. قبل از من، آقای مولایی(ره)بیش از ده سال ، از طرف حضرت امام(ره) (5) تولیت حرم مطهر کریمه اهل بیت فاطمه معصومه(س) را به عهده داشت.امابه لحاظ پیری و بیماری قادر به انجام

امور محوله نبود و بعد هم از دنیا رفت و در حرم مطهر حضرت معصومه(س) دفن شدند.(رحمت الله علیه) چون در عصر زعامت حضرت آیت الله خامنه ای، تولیت و انتصاب تولیت جدید از شؤون ایشان است، به بنده مأموریت دادند که این کار را انجام دهم. اما جریان انتخاب من به این مسؤلیت بدین صورت بوده است که در یکی از سنوات که به مکه معظمه مشرف شده بودم، با آقای محمدی گلپایگانی دیدار کردم. ایشان به من گفتند:"وقتی به ایران برگشتید، آقا با شما کاری دارند." وقتی از حج برگشتیم، به آقای گلپایگانی گفتم:"آقا در چه رابطه ای با من کار دارند؟" گفت:"بنده اطلاع ندارم. اگر هم بدانم به شما نمی گویم تا خودتان بروید!" به هر حال بنده خدمت آیت الله خامنه ای رسیدم و ضمن اینکه گزارش امور هیأت دوران را خدمت ایشان تقدیم کردم، آماده شدم که ایشان کار مورد نظرشان را بفرمایند. ایشان فرمودند:"بنده در مورد تولیت آستانه مقدسه حضرت معصومه(س) به این نتیجه رسیده ام که آقای مولایی وضعیتش طوری است که به لحاظ کهولت سن و بیماری، کارایی خود را در این خصوص از دست داده است. مایلم شما این مسؤلیت را به عهده بگیرید." بنده خدمت ایشان عرض کردم:"اجازه بدهید من در این مورد فکری بکنم و توانم را بسنجم." به هر حال بعد از اینکه مشورت و فکرهایم را کردم، به این نتیجه رسیدم که خدمت به اهل بیت عصمت و طهارت خصوصاَ آستانه مقدسه حضرت معصومه(س) از خواسته های اولیه من بوده است. با این حال به آقا عرض کردم:"من کار را شروع می کنم؛ ولی اجازه بدهید اگر در عمل مشاهده کردم که ناتوانم، امکان برگشت برایم باشد." ایشان پذیرفتند و ما هم کار را شروع کردیم. در ابتدا هم خدمت حضرت معصومه(س) رسیدم وخوشبختانه حضرت لطف کردند و توانستیم به توفیقاتی در این زمینه نایل شویم. آیت الله خامنه ای هم حکمی برای ما تنظیم و ابلاغ فرمودند.

انچه خواندید شمه ای کوتاه و موجز از عمر پر افتخار عالمی است که هر چند در این روزها نامی از وی در میدان سیاسی جمهوری اسلامی نیست و ایشان به امر مقدس تولیت آستانه حضرت معصومه (س) مفتخرند ولی سطور ذیل نشان از رادمردی بزرگانی چون ایشان و " هاشمی رفسنجانی " در به ثمر نشستن نهضت اسلامی به رهبری بنیانگذار فقید جمهوری اسلامی حضرت امام خمینی ( ره ) بر علیه رژیم تا بن دندان مسلح و مقتدر پهلوی ، دارد

روایت آیت‌الله مسعودی‌خمینی از اندیشه امام برای جایگزینی جمهوری اسلامی به جای رژیم شاه

آیت‌الله مسعودی‌خمینی در کتاب خاطرات خود برای جایگزینی رژیم شاه و اعلام حکومت و رژیمی جدید می‌نویسد:

در آن روزهای پرالتهاب، جامعه مدرسین و دیگر علما معتقد بودند که در گام نخست باید برای سقوط و زوال شاه و رژیم او فعالیت کنیم. در این هدف، همه افراد با هم متحد و متفق بودند و اختلافی در میان نبود. اما در این خصوص که چه رژیمی باید جایگزین شود و اداره امور به چه نحوی باشد، گمان می‌کنم اکثر افراد چندان به این مساله فکر نکرده‌بودند و در مخیّله‌شان هم نمی‌گنجید. واقعیت این بود که آنقدر در اصل قضیه که همان اضمحلال رژیم 2500 ساله بود، برای آنان فکر و خیال درست کرده‌بود که به ادامه آن نمی‌اندیشیدند. اعتقاد من این است که در این میان، حضرت امام از وضعیت استثنایی برخوردار بود و از همان ابتدا که نهضت را شروع کرد، و با نظام سلطه سر ستیز گذاشت، در این اندیشه بود که محمد‌رضا باید برودو به جای او یک حکومت اسلامی مستقر گردد. از دیگر علما و بزرگان اظهار نظر صریحی در این باب شنیده‌نمی‌شد. در ابتدا هم در اندیشه امام این بود که حکومت اسلامی برپا گردد ولی در ادامه ملاحظه کردند که امکان این امر فراهم نیست و آن را به جمهوری اسلامی تبدیل نمودند. اگر امام واقعاً شرایط را از حیث تسلیم مردم در برابر خواست فقیه جامع‌الشرایط از هر حیث فراهم می‌دید، به چیزی کمتر از حکومت اسلامی رضایت نمی‌داد. بنابراین امام اندکی از مواضع خود عدول کردند؛ ضمن اینکه می‌دانستند که به لحاظ اینکه هنوز نهضت ریشه‌دار نشده‌است، ممکن است لیبرال‌ها و ملّی‌گراها دست از حمایت خود از ایشان بردارند و حتی چوب لای چرخ نهضت قرار دهند. لذا امام در آغازین روزهای پیروزی به جای اینکه از اهرم ولایت مطلقه فقیه آن هم به صورت حاکم علی‌الاطلاق سود ببرند، به تشکیل دولت موقت به ریاست آقای بازرگان اقدام کردند. متاسفانه عده زیادی از نخبگان حتی از قشر روحانیت موافق با حاکمیت روحانیت نبودند. از نطر آنان پیروزی نهایی آن بود که شاه کنار گذاشته نشود و حتی به سلطنت خود ادامه دهد و نخست‌وزیر معتدلی سر کار بیاید و با صورت ظاهر اسلام مخالفت نکند و برگزاری نماز و قرائت قرآن آزاد باشد و حجاب زنان اصلاح شود. اما اینکه مجتهد درس‌خوانده در حوزه علمیه بخواهد تشکیل حکومت دهد، تنها افراد قلیلی همچون آقایان خامنه‌ای، رفسنجانی، مرحوم دکتر بهشتی و شهید مفتح به این معنا می‌اندیشیدند. حتی مراجع عظام تقلید هم در مخیّله‌شان این معنا وجود نداشت. یا از نظر مباحث تئوری و نظری در این خصوص به نتیجه قطعی نرسیده‌بودند و یا تحقق آن را ممکن و میسر نمی‌دیدند.

منبع: خاطرات آیت‌الله مسعودی‌خمینی/ انتشارات مرکز اسناد انقلاب اسلامی/ 1381

سخنان بنیانگذار در 12 فروردین ماه 1358

حضرت امام خمینى (ره) به ملت بزرگ ایران در 12 فروردین 1358

شمایید که باید مقدرات خود را به دست بگیرید

خمینى روز 12 فروردین 1358، پس از تثبیت نظام جمهورى اسلامى به شکرانه این پیروزى طى پیامى اعلام کردند:صبحگاه 12 فروردین که روز نخستین حکومت الله است از بزرگترین اعیاد مذهبى و ملى‏ماست.

پیام بنیانگذار جمهوری اسلامی که در صفحه 452 صحیفه امام جلد 6 بچاپ رسیده بدین شرح است :

 

وَ نُریدْ انْ نَمُنَّ عَلَى الَّذینَ اسْتُضْعِفُوا فِى الْارْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ ائِمَّةً وَ نَجْعَلُهُمُ الْوارِثینَ (صدق‏الله العلى العظیم) من به ملت بزرگ ایران که در طول تاریخ شاهنشاهى، که با استکبار خود آنان را خفیف شمردند و بر آنان کردند آنچه کردند، صمیمانه تبریک مى‏گویم. خداوند تعالى بر ما منت نهاد و رژیم استکبار را با دست تواناى خود که قدرت مستضعفین است در هم پیچید و ملت عظیم ما را ائمه و پیشواى ملتهاى مستضعف نمود، و با برقرارى جمهورى اسلامى، وراثت حقه را بدانان ارزانى داشت. من در این روز مبارک، روز امامت امت و روز فتح و ظفر ملت، جمهورى اسلامى ایران را اعلام مى‏کنم. به دنیا اعلام مى‏کنم که در تاریخ ایران چنین رفراندمى سابقه ندارد، که سرتاسر مملکت با شوق و شعف و عشق و علاقه به صندوقها هجوم آورده و رأى مثبت خود را در آن ریخته و رژیم طاغوتى را براى همیشه در زباله دان تاریخ دفن کنند. من از این همبستگى بیمانند که جز مشتى ماجراجو و بیخبر از خدا، همه و همه به نداى آسمانى وَاْعتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمیعاً لبیک گفتند، و با تقریباً اتفاق آرا به جمهورى اسلامى‏ رأى مثبت دادند و رشد سیاسى و اجتماعى خود را به شرق و غرب ثابت کردند، تقدیر مى‏کنم. مبارک باد بر شما روزى که پس از شهادت جوانان برومند و داغ دل مادران و پدران و رنجهاى طاقتفرسا، دشمن غول صفت و فرعون زمان را از پاى درآوردید، و با رأى قاطع به جمهورى اسلامى، حکومت عدل الهى را اعلام نمودید. حکومتى که در آن، جمیع اقشار ملت با یک چشم دیده مى‏شوند و نور عدالت الهى بر همه و همه به یک طور مى‏تابد، و باران رحمت قرآن و سنت بر همه کس به یکسان مى‏بارد. مبارک باد شما را چنین حکومتى که در آن اختلاف نژاد و سیاه و سفید و ترک و فارس و لر و کرد و بلوچ مطرح نیست. همه برادر و برابرند؛ فقط و فقط کرامت در پناه تقوا و برترى و به اخلاق فاضله و اعمال صالحه است. مبارک باد بر شما روزى که در آن تمام اقشار ملت به حقوق خود مى‏رسند، فرقى بین زن و مرد و اقلیتهاى مذهبى و دیگران در اجراى عدالت نیست. طاغوت دفن شد و طغیان و سرکشى به دنبال او دفن مى‏شود، و کشور از چنگال دشمنهاى داخلى و خارجى و چپاولگران و غارت پیشگان نجات یافت. اینک شما ملت شجاع، پاسداران جمهورى اسلامى هستید. اینک شما هستید که باید این ارث الهى را با قدرت و قاطعیت حفظ کنید و نگذارید بقایاى رژیم متعفن که در کمین نشسته‏اند و طرفداران دزدان بین المللى و نفتخواران مفتخوار در بین صفوف فشرده شما رخنه کنند. اینک شمایید که باید مقدرات خود را به دست بگیرید و مجال به فرصت طلبان ندهید، و با قدرت الهى که مظهر آن جماعت است، قدمهاى بعدى را بردارید، و با فرستادن طبقه فاضله و امناى خود در مجلس مؤسسان، قانون اساسى جمهورى اسلامى را به تصویب برسانید، و همان طور که با عشق و علاقه به جمهورى اسلامى رأى دادید، به امناى امت رأى دهید تا مجالى براى بداندیشان نماند. صبحگاه 12 فروردین- که روز نخستین حکومت اللَّه است- از بزرگترین اعیاد مذهبى‏ و ملى ماست. ملت ما باید این روز را عید بگیرند و زنده نگه دارند. روزى که کنگره‏هاى قصر 2500 سال حکومت طاغوتى فرو ریخت، و سلطه شیطانى براى همیشه رخت بربست و حکومت مستضعفین که حکومت خداست به جاى آن نشست. هان! اى ملت عزیز که با خون جوانان خود حق خود را به دست آوردید، این حق را عزیز بشمرید و از آن پاسدارى کنید، و در تحت لواى اسلام و پرچم قرآن، عدالت الهى را با پشتیبانى خود اجرا نمایید. من با تمام قوا در خدمت شما که خدمت به اسلام است، این چند روز آخر عمر را مى‏گذرانم، و از ملت انتظار آن دارم که با تمام قوا از اسلام و جمهورى اسلامى پاسدارى کنند. من از دولتها مى‏خواهم که بدون وحشت از غرب و شرق، با استقلال فکر و اراده، باقیمانده رژیم طاغوتى را که آثارش در تمام شئون کشور ریشه دارد پاکسازى کنند، و فرهنگ و دادگسترى و سایر وزارتخانه‏ها و ادارات که با فرم غربى و غربزدگى بپا شده است به شکل اسلامى متحول کنند، و به دنیا عدالت اجتماعى و استقلال فرهنگى و اقتصادى و سیاسى را نشان دهند. از خداوند تعالى عظمت و استقلال کشور و امت اسلامى را خواستارم. والسلام علیکم و رحمة اللَّه.

روح اللَّه الموسوى الخمینى.

پایان قسمت اول/ 1

سخنان بنیانگذار در 10 اسفند 1357

امام خمینی (ره ) در دهم اسفندماه 57 :

اسلام تأمین آزادى، استقلال و عدل است /. ما تمدن غرب را قبول داریم لکن مفاسدش را نمى‏پذیریم /آنکه ملت ما مى‏خواهد جمهورى اسلامى است نه جمهورى فقط، نه جمهورى دمکراتیک، نه جمهورى دمکراتیک اسلامى؛ فقط«جمهورى اسلامى

از طرف دولت موقت و شورای انقلاب روز 10 و 11 فروردین برای رفراندم تعیین رژیم آینده کشور ایران اعلام گردید. امام خمینی رهبر انقلاب و آیات عظام قم و مشهد و روحانیون تهران و علمای بزرگ شهرستان ها، احزاب و گروههای مختلف (بعد از تردید و دودلی که بعضی هاشان داشتند!) اعلام نمودند که در رفراندم شرکت خواهند کرد و عموم مردم در «نه» و «آری» آزادند. «نه» به معنی رد رژیم سلطنتی و «آری» قبول جمهوری اسلامی بود. امام خمینی در آستانه رفراندم پیامی فرستادند که می خوانید. آیات عظام دیگر نیز گذشته از پیام مردم را دعوت کردند که به رژیم «جمهوری اسلامی» رأی بدهند. سرانجام روز 10 و 11 فروردین سر رسید و 2/98 درصد مردم که واجد شرایط بودند به جمهوری اسلامی رأی دادند، و با کمال نظم و آزادی رأی خود را به صندوق انداختند. بیست میلیون نفر به جمهوری اسلامی رأی مثبت دادند، و بدین گونه رژیم جمهوری اسلامی بر پایه رژیم پوسیده شاهنشاهی تأسیس گردید. روز اخذ رأی که بیشتر در مساجد و با نهایت نظم و انضباط اداره می شد مرد و زن ایرانی، با حجاب و بی حجاب، پیر و جوان، با سواد و بی سواد، و شهری و روستائی، مسلمان و غیر مسلمان، در داخل کشور و سراسر دنیا در رفراندم شرکت جستند. در مصاحبه های تلویزیونی که از رأی دهندگان (از هر طبقه) به عمل آمد اکثر آنها گفتند در رژیم طاغوت نظر به این که انتخابات آزاد نبود هرگز، شرکت نکردند، و در تمام عمر رأی نداده اند، جز امروز که با این آزادی با نهایت میل شرکت می کنیم، و رأی خود را آزادانه در صندوق می اندازیم. خبرنگاران خارجی که ناظر جریان کار رأی گیری و حوزه ها بودند گزارش دادند که رفراندم با کمال آزادی و نظم و انضباط انجام گرفت، و یکی از بهترین رأی دادن در حکومت دموکراسی جهان بود. پس از خاتمه کار از طرف امام خمینی رهبر انقلاب در 12 فروردین به عنوان «روز جمهوری اسلامی» اعلام و تعطیل عمومی شد که هر ساله نیز چنین خواهد بود.

پیام حضرت آیت الله مرعشی نجفی

حضرت آیت الله آقای سید شهاب الدین مرعشی نجفی دیروز در پاسخ عده ای از اهالی شهرستان قم پیرامون همه پرسی دهم فروردین ماه جاری بیانیه ای به این شرح صادر کردند:

آنچه که من از شما ملت ایران مى‏خواهم، این است که بیدار باشید؛ خون عزیزان خودتان را هدر ندهید. کلمه «دمکراتیک» را از آن نترسید؛ یا حذفش را نترسید. این فرمِ غربى است؛ ما فرمهاى غربى را نمى‏پذیریم. ما تمدن غرب را قبول داریم لکن مفاسدش را نمى‏پذیریم. آنکه خون داده همین توده بوده است؛ آنکه جوان داده است، همین توده بوده است. یک دسته‏اى بیرون بوده‏اند، اشراف و اعیان هم بالاها نشسته بودند، و شما خون دادید؛ شما جوان دادید؛ خانه‏هاى شما را سوزاندند. آنکه شما مى‏خواهید آن باید بشود نه آنکه آنهایى که از اروپا و خارج آمده‏اند مى‏خواهند؛ نه آنکه اعیان و اشراف مى‏خواهند؛ نه آنکه حقوقدانها مى‏خواهند. آنکه شما مى‏خواهید میزان است . آنکه خون داده باید حرفش را شنید؛ رأى او مُتَّبَع است .. هشدار به روزنامه‏ها.روزنامه‏ها خودشان را اصلاح کنند؛ خیانت نکنند به اسلام و مسلمین، خون مظلومان ما را هدر ندهند، تبلیغات سوء را منعکس نکنند؛ توطئه‏ها را جلوگیرى کنند لکن همه‏ مردم در آرا آزاد [ند]. وقتى رفراندم اعلام شد، رأى من حکومت جمهورى است، «جمهورى اسلامى» است. هرکس، هرکس که تبعیت از اسلام دارد، جمهورى اسلامى باید بخواهد. لکن، تمام مردم آزادند که آراى خودشان را بنویسند و بگویند، بگویند که ما رژیم سلطنتى مى‏خواهیم، بگویند که ما برگشت محمدرضا پهلوى مى‏خواهیم؛ آزادند! بگویند که ما رژیم غربى مى‏خواهیم؛ «جمهورى باشد لکن اسلام نباشد »!. آزادى آرا در اسلام. [از] این آدمى که مى‏گوید جمهورى باشد اسلام نباشد، باید پرسید که از اسلام چه مى‏دانى و چه دیدى؟ چه بدى از اسلام دیدى؟ باید به آن گفت که این اسلام است که طاغوت را قطع کرد نه مردم؛ ایمان، طاغوت را قطع کرد نه من و تو! از اسلام چه بدى دیدى؟ آنکه مى‏گوید ما جمهورى دمکراتیک مى‏خواهیم یعنى جمهورى به فرم غرب، از اسلام چه بدى دیدید؟ چه مى‏دانید از اسلام؟ اسلام تأمین آزادى، استقلال، عدل [است‏]. اسلام شخص اول مملکتش با یکى از رعایا فرق نداشت بلکه پایین تر از او بود در استفاده از مادیات. آزادى آرا در اسلام از اول بوده است، در زمان ائمه ما- علیهم السلام- بلکه در زمان خود پیغمبر آزاد بود. حرفهایشان را مى‏زدند. ما حجت داریم. کسى که حجت دارد از آزادى بیان نمى‏ترسد لکن توطئه را اجازه نمى‏دهیم. اینها حرف ندارند، توطئه مى‏کنند. ما آنها را دعوت کردیم، کسانى را وادار کردیم که دعوت کنند که اگر حرفى دارید بیایید در تلویزیون بگویید؛ مباحثه مى‏کنیم با هم. تا حالا حاضر نشدند .. نمونه بودن قم .

من از عواطف ملت ایران و از عواطف هموطنیهاى خودم، قمیها [تشکر مى‏کنم‏ ] من قبلًا گفته بودم که از قم «عِلم» منتشر مى‏شود، از قم «قدرت» منتشر شد . قم نمونه بود و من مفتخرم که در قم هستم. من پانزده سال- یا قدرى بیشتر - از شما دور بودم لکن دلم اینجا بود؛ با شما بودم. شما غیرتمندان، شما پاک جوانان، سرمشق همه شدید. و الحمدللَّه تمام ملت ایران، سرتاسر ملت ایران، با هم هم صدا شدند. و این قدرت الهى بود که طاغوت را شکست؛ این قدرت الهى بود که ابرقدرتها را از بین برد، و خواهد برد. ما دیگر اجازه نمى‏دهیم ابرقدرتها دخالت در مملکت ما بکنند .. روحانیون احیاگران اسلام .

از اختلافات دست بردارید. رمز پیروزى ما اتحاد بود، همبستگى بود. از حوزه‏هاى علمیه تجلیل کنید ... به حرفهایى که مى‏زنند و مى‏خواهند شما را از حوزه‏ها جدا کنند، از مراجع جدا کنند، گوش ندهید. اینها غرض دارند. این حوزه‏هاى علمیه است که اسلام را تا حالا نگه داشته است. اگر روحانیون نبودند از اسلام خبر نبود. آنکه اسلام را زنده نگه داشته است در مواقع سیاه، در این زمانهاى سیاه، همین روحانیین بودند. پشتیبانى کنید از اینها.حوزه‏هاى علمیه در هر جا هست- در هر جا- حوزه‏هاى علمیه هم بیدار بشوند، هر جا هستند. امروز روزى نیست که حوزه‏هاى علمیه مثل سابق عمل کنند. سابقْ وضع دیگر داشت، حالا وضع دیگر. حوزه‏هاى علمیه بیدار باشند . تقوا را، تقوا را، تقوا را نصب عین خود قرار بدهید. فضلا، طلاب علوم دینیه! تقوا، تقوا، تنزیه نفس، مجاهده با نفس. یک مجاهد با نفس مى‏تواند بر یک امت حکومت کند. مجاهده کنید، تهذیب کنید ... حوزه‏هاى خودتان را . همه باید تهذیب کنند خودشان را؛ همه ملت موظفند که تهذیب کنند .. اسلام، مکتب انسان سازى .

مکتبِ اسلام مکتبِ تهذیب است؛ قرآن کتاب آدم سازى است؛ اتکال به قرآن بکنید. تعلیم از تعالیم عالیه اسلام بگیرید؛ اسلام انسان درست مى‏کند، همانکه اجانب، ابرقدرتها از او مى‏ترسند؛ از انسان مى‏ترسند و اسلام را مى‏کوبند چون مکتب انسان سازى است. از آدم مى‏ترسند و مدارس و دانشگاهها را مى‏کوبند .... اینجاها مرکزى باشد که آدم درست کنند؟! یک آدم یک ملت را درست مى‏کند. رسول اکرم‏ یک آدم بود، یک انسان کامل بود و یک عالَم را تهذیب کرد. و یک فاسد یک ملت را فاسد مى‏کند. یک محمدرضا پهلوى یک ملت را رو به فساد مى‏کشاند. خداوند تعالى به همه شما نصرت عنایت کند. خداوند تعالى اسلام را تقویت کند . خداوند تعالى این روح نهضت را زنده نگه دارد. خداوند تعالى این قدرت اسلامى را حفظ کند. خداوند تعالى به مراجع و علماى ما عزت و عظمت عنایت کند. خداوند تعالى به ملت ما شجاعت عنایت کند . - والسلام علیکم و رحمة اللَّه و برکاته‏

منبع :صحیفه امام، ج‏6، ص: 279- 257

پایان قسمت دوم / 2

روایت بنیانگذار 2

امام :جمهورى، جمهورى اسلامى است، رفتارها حتى با کسانى که قاتل شناخته شدند، رفتار اسلامى باشد

به تمام اعضاى کمیته‏ها و زندانبانها حکم مى‏کنم که با زندانیان- هر که باشد - به طور انسانیت و اسلامیت رفتار کنند و از آزار و مضیقه و رفتار خشن و گفتار ناهنجار خوددارى کنند که در اسلام و حکومت عدل اسلامى این امور ممنوع و محکوم است و به بستگان زندانیان در روز معیّنى با مقررات، اجازه ملاقات دهند . امام خمینی (س) موسس نظام جمهوری اسلامی و مولف حقیقی قانون اساسی و قوانین جزایی و مدنی کشور است. اندیشه ها و آراء ایشان به مثابه یک نص حقیقی باید مبنای کلیه اعمال و کنش های بخش های مختلف حاکمیت از رهبری نظام تا قوای سه گانه قرار گیرد. توقف هرگونه رفتار و عملکرد متعارض با این متن مقدس در هر مرحله از پیشرفت ، یک اصل شرعی، قانونی، عرفی و انقلابی است.

بر حقوق شهروندی شهروندان نظام جمهوری اسلامی بیش و پیش از آنکه در قانون اساسی، دیگر قوانین مدنی و جزایی و همچنین در بیان مفسرین این قوانین تبیین شود، در اندیشه امام خمینی به صراحت تاکید شده است .

از میان شقوق متنوع حقوق شهروندی، حقوق زندانیان، بویژه زندانیان سیاسی و نحوه رفتار با آنان جزو مواردی است که رهبر کبیر انقلاب بارها و بارها در مناسبت ها و دیدارها مختلف مسوولان امر را به رعایت حقوق انسانی آنان سفارش کرده اند .

امام خمینی ماده ششم پیام چهارده ماده ای خود را در 9 اسفند 1357 خطاب به ملت ایران در خصوص شرایط زمان کشور به حقوق زندانیان اختصاص می دهد و می فرماید: «به تمام اعضاى کمیته‏ها و زندانبانها حکم مى‏کنم که با زندانیان- هر که باشد- به طور انسانیت و اسلامیت رفتار کنند و از آزار و مضیقه و رفتار خشن و گفتار ناهنجار خوددارى کنند که در اسلام و حکومت عدل اسلامى این امور ممنوع و محکوم است و به بستگان زندانیان در روز معیّنى با مقررات، اجازه ملاقات دهند.» (صحیفه امام، ج‏6، ص: 262 )

این سفارش اکید امام نه یک توصیه عرفی و معمولی که حکم فقیهانه و حکومتی یک رهبر و مرجع بزرگ تقلید است. ایشان نه از واژه های :

توصیه/، سفارش/، سعی کنید و ... که از واژه سنگین و پرمعنای ( حکم می کنم) استفاده می کند و با قید این جمله که - زندانیان هر که باشند - ، امر می کند که با آنان بطور انسانی و اسلامی رفتار کنند و از آزار آنان پرهیز کنند .

پایان قسمت سوم / 3

روایت بنیانگذار 3

اگر جمهوری‌ اسلامی‌ شکست‌ بخورد، به‌ جای‌ آن‌ یک‌ رژیم‌ اسلامی‌ دلخواهِ بقیة‌الله ـ روحی‌ فداه‌ ـ محقق‌ نخواهد شد

حضرت امام خمینی(ره) از ابتدای تاسیس نظام جمهوری اسلامی ، بر حفظ آن با قید " جمهوری اسلامی، نه یک کلمه کم و نه یک کلمه زیاد " تاکید داشتند و این تاکید تا آخرین روزهای حیات پربرکتشان نیز ادامه داشت. آنچه در پی می‌آید، تاکید بنیانگذار نظام جمهوری اسلامی در وصیت‌نامه سیاسی - الهی ایشان در زمینه حفظ نظام است که در بخش به روایت بنیانگذار گاهنامه الکترونیکی (امام / جمهوری اسلامی/ اسلام و مردم) پایگاه اطلاع رسانی آیت الله هاشمی رفسنجانی می خوانید: «... اینجانب‌ نصیحت‌ متواضعانة‌ برادرانه‌ می‌کنم‌ که‌ آقایان‌ محترم‌ تحت‌ تأثیر اینگونه‌ شایعه‌سازیها قرار نگیرند و برای‌ خدا و حفظ‌ اسلام‌ این‌ جمهوری‌ را تقویت‌ نمایند. و باید بدانند که‌ اگر این‌ جمهوری‌ اسلامی‌ شکست‌ بخورد، به‌ جای‌ آن‌ یک‌ رژیم‌ اسلامی‌ دلخواهِ بقیة‌الله ـ روحی‌ فداه‌ ـ یا مطیع‌ امر شما آقایان‌ تحقق‌ نخواهد پیدا کرد، بلکه‌ یک‌ رژیم‌ دلخواه‌ یکی‌ از دو قطب‌ قدرت‌ به‌ حکومت‌ می‌رسد و محرومان‌ جهان‌، که‌ به‌ اسلام‌ و حکومت‌ اسلامی‌ رو ] ی‌ [ آورده‌ و دل‌ باخته‌اند، مأیوس‌ می‌شوند و اسلام‌ برای‌ همیشه‌ منزوی‌ خواهد شد؛ و شماها روزی‌ از کردار خود پشیمان‌ می‌شوید که‌ کار گذشته‌ و دیگر پشیمانی‌ سودی‌ ندارد. و شما آقایان‌ اگر توقع‌ دارید که‌ در یک‌ شب‌ همة‌ امور بر طبق‌ اسلام‌ و احکام‌ خداوند تعالی‌ متحول‌ شود یک‌ اشتباه‌ است‌، و در تمام‌ طول‌ تاریخ‌ بشر چنین‌ معجزه‌ای‌ روی‌ نداده‌ است‌ و نخواهد داد. و آن‌ روزی‌ که‌ ان‌شا ء الله تعالی‌ مصلح‌ کل‌ ظهور نماید، گمان‌ نکنید که‌ یک‌ معجزه‌ شود و یکروزه‌ عالم‌ اصلاح‌ شود؛ بلکه‌ با کوششها و فداکاریها ستمکاران‌ سرکوب‌ و منزوی‌ می‌شوند. و اگر نظر شماها مثل‌ نظر بعض‌ عامیهای‌ منحرف‌، آن‌ است‌ که‌ برای‌ ظهور آن‌ بزرگوار باید کوشش‌ در تحقق‌ کفر و ظلم‌ کرد تا عالم‌ را ظلم‌ فراگیرد و مقدمات‌ ظهور فراهم‌ شود، فانّا لله و انّا الیه‌ راجعون‌ . »

بخشی از بند ع وصیت‌نامه سیاسی - الهی امام خمینی(س)

بر حقوق شهروندی شهروندان نظام جمهوری اسلامی بیش و پیش از آنکه در قانون اساسی، دیگر قوانین مدنی و جزایی و همچنین در بیان مفسرین این قوانین تبیین شود، در اندیشه امام خمینی به صراحت تاکید شده است . از میان شقوق متنوع حقوق شهروندی، حقوق زندانیان، بویژه زندانیان سیاسی و نحوه رفتار با آنان جزو مواردی است که رهبر کبیر انقلاب بارها و بارها در مناسبت ها و دیدارها مختلف مسوولان امر را به رعایت حقوق انسانی آنان سفارش کرده اند . امام خمینی ماده ششم پیام چهارده ماده ای خود را در 9 اسفند 1357 خطاب به ملت ایران در خصوص شرایط زمان کشور به حقوق زندانیان اختصاص می دهد و می فرماید: "به تمام اعضاى کمیته‏ها و زندانبانها حکم مى‏کنم که با زندانیان- هر که باشد- به طور انسانیت و اسلامیت رفتار کنند و از آزار و مضیقه و رفتار خشن و گفتار ناهنجار خوددارى کنند که در اسلام و حکومت عدل اسلامى این امور ممنوع و محکوم است و به بستگان زندانیان در روز معیّنى با مقررات، اجازه ملاقات دهند." (صحیفه امام، ج‏6، ص: 262 )

این سفارش اکید امام نه یک توصیه عرفی و معمولی که حکم فقیهانه و حکومتی یک رهبر و مرجع بزرگ تقلید است. ایشان نه از واژه های : توصیه/، سفارش/، سعی کنید و ... که از واژه سنگین و پرمعنای ( حکم می کنم) استفاده می کند و با قید این جمله که - زندانیان هر که باشند - ، امر می کند که با آنان بطور انسانی و اسلامی رفتار کنند و از آزار آنان پرهیز کنند .

پایان قسمت چهارم/ 4

میزان رای ملت است

میزان، رای ملت است

جمهوری اسلامی مورد نظر امام دارای دو بخش و مفهوم است. دراندیشه سیاسی امام خمینی شکل حقوقی رژیم (ج2، ص159) مقصود بالعرض است و محتوای آن اصالت دارد. این که چه قالبی برای رسیدن به محتوا لازم است و چگونه قدرت باید توزیع شود وابسته به شرایط و مقتضیات جامعه (ج2، ص 260) است که توسط خود مردم باید توزیع شود یکی از مهم ترین موضوعاتی که مدتی پیش از انقلاب مطرح شد هدف ایجابی انقلاب پیرامون ساختار قدرت، نوع حکومت و نظام سیاسی جانشین نظام شاهنشاهی بود. اما این که نظام جایگزین چه ویژگی هایی باید داشته باشد و توزیع قدرت چگونه صورت گیرد و نقش مردم در آن چگونه خواهد بود پرسش هایی بود که بارها از امام پرسیده شده بود و امام همواره بر حکومت اسلامی مبتنی بر مشارکت مردم تاکید داشت. بر همین اساس ایشان ماهیت و شکل نظام را پس از پیروزی انقلاب اسلامی، جمهوری اسلامی معرفی کردند.

واژه ترکیبی جمهوری اسلامی برای نخستین بار در 22 مهرماه 1357 در مصاحبه امام با خبرنگار فیگارو مطرح شد. (صحیفه نور ج2، ص36) این موضوع منشا سوالات متعددی درباره معنای جمهوری اسلامی و نقش مردم در آن و مقایسه آن با سایر حکومت های اسلامی از قبیل عربستان و لیبی و مقایسه با دیگر جمهوری های دنیا از قبیل جمهوری سوسیالیستی و جمهوری دموکراتیک و نحوه فعالیت احزاب و نقش روحانیون و علمای مذهبی د رجمهوری اسلامی، میزان آزادی های مردم و رابه با دیگر کشورهای جهان شد.

امام خمینی در پاسخ به خبرنگار فاینشنال تایمزانگلیس که پرسید : دنیای غرب شناخت صحیحی از حکومت اسلامی شماندارد پاسخ داد: «ما خواستار جمهوری اسلامی هستیم. جمهوری فرم و شکل حکومت را تشکیل می دهد و اسلامی محتوای آن فرم، که قوانین الهی است.»(ج4، ص 157) بر این اساس جمهوری اسلامی مورد نظر امام دارای دو بخش و مفهوم است. دراندیشه سیاسی امام خمینی شکل حقوقی رژیم (ج2، ص159) مقصود بالعرض است و محتوای آن اصالت دارد. این که چه قالبی برای رسیدن به محتوا لازم است و چگونه قدرت باید توزیع شود وابسته به شرایط و مقتضیات جامعه (ج2، ص 260) است که توسط خود مردم باید توزیع شود. با این همه به نظر امام جمهوری بهترین قالبی است که ما را به محتوای اجتماعی رژم سیاسی آینده و ترقی جامعه می رساند. با این حال جمهوری تنها یک پیشنهاد است و امام خمینی قصد تحمیل آن را بر ملت ندارد و از این رو آن را به رفراندوم می گذارد.

پایان قسمت پنجم/ 5

امامِ مردم

ترکیب جمهوری اسلامی بیانگر جایگاه ویژه مردم در فلسفه سیاسی امام (ره) است

امام (ره) متفکری اصیل و عمیق بود و مفاهیمی که در طول حیات پربرکتشان در اندیشه ها و نظریه پردازی های خود به کار گرفتند، منظومه ای تشکیل می دهد که در آن هر یک از این مفاهیم در جایگاه دقیق خود قرار دارد. بنابراین پرسش از نسبت میان جایگاه مردم در فلسفه سیاسی امام (ره) و اندیشه صدرایی ایشان به عنوان دو مفهوم بنیادین تفکر معظم له پرسشی عجیب نیست. مولف با بررسی شاکله های فلسفی توحید از یک سو و جایگاه مردم در نظام ولایی از سوی دیگر، به گونه ای هم پیوندی میان این دو در اندیشه امام خمینی (ره) معتقد است . طبیعی است که شعری مسلکان و ظاهرگرایان نمی توانند انقلابی عمیق با پشتوانه فلسفی – عرفانی صدرایی و ولایت فقه الاکبر و الاصغر ناشی از آن را به خوبی درک کنند اما سوالی که پیش می اید این است که آیا این کل گرایی توحیدی و ولایت فقیه برخاسته از آن بیانگر نوعی تمامیت، تصلب، تکلیف گرایی، سلب اختیار و مسئولیت از انسان و مبتنی بر رابطه ارباب – رعیتی بین ولی و مولی علیه نخواهد بود؟ اگر پشتوانه نظم و لابی، کل گرایی توحیدی و نگرش معطوف به ولایت انسان کامل است. آیا این یک نگرش هدایت محور و تکلیف گرای صرف با فاصله گیری از نگاه حق مدار به انسان را رقم نمی زند؟ نسبت بین نظم و لابی و حق محوری و مسئولیت انسان چیست؟ سوال اساسی تر مربوط به رابطه نگرش صدرایی و درک ولایی امام (ره) با فلسفه اجتماعی و سیاسی معطوف به «جمهوری اسلامی» و مفاهیمی از قبیل «حق»، «جمهوریت»، «آزادی»، «مردم سالاری» و ... است. آیا رد مفاهیم فوق را می توان به تفصیل در آرای حکیمان گذشته جست و جو کرد؟ اصولا رد فوق را کجا باید جست و جو کرد؟ در روابط مفهومی صرف یا علاوه بر روابط مفهومی می توان در متونی مشخص هم مفاهیم مزبور را جستجو کرد؟ این متون کدامند؟ و آیا امام (ره) به عنوان نظریه پرداز انقلاب اسلامی، پیام آور سخنی بدیع و تازه نیز بوده اند؟ یا توری تازه در منابع اسلامی پهن و مطالبی بدیع کشف کرده اند؟ به طور قطع تصریح ملاصدرا مبتنی بر مختار بودن انسان و این عبارت که «فالمختاریه مطبوعه فیه، اضطرار به له» (مختاریت در طبع انسان قرار داده شده و اضطراری وجود او گشته است) و همچنین مختار بودن انسان از دیدگاه امام خمینی (ره) نمی تواند زمینه ساز جبرگرایی اجتماعی و سیاسی باشد و طبعا رابطه امام (ره) و امت را نمی توان یک رابطه جبرگرایانه از بالا به پایین، یک سویه و ارباب رعیتی تفسیر کرد. نمی توان تنها تجلی مختارگرایی انسانی را در پذیرش ارادی فرامین الهی رهبران دینی تفسیر کرد و از وجه غیر تحمیلی بودن این فرامین و آیاتی از قبیل «لا اکراه فی الدین» و «افانت تکره الناس حتی یکونوا مومنین» و مضامین غیر اجباری آموزه های دینی در راستای کرامت انسانی و مختار بودن او چشم پوشید و غفلت کرد. در غیر این صورت، انسان مطلوب، انسانی مطبع، منقاد، مسنک گرا و تابع بی چون و چرای ولایتی خواهد بود که هیچ درکی نسبت به مبانی و جایگاه آن ندارد. این درک از انسان مطلوب علاو بر اینکه با اصول و قواعد اسلامی همچون «حق متقابل»، «امر به معروف و نهی از منکر»، «اصل مشورت» و «النصیحه لائمه المسلمین» منافات دارد. با فلسفه وجودی انسان و مختار بودن وی نیز ناسازگار است. حضرت امیر (ع) در بیان حق متقابل می فرمایند: «ای مردم، همانا من بر شما حقی دارم و شما نیز بر من صاحب حق هستید و اما حق شما بر من این است که از نصایح و تأمین رفاه زندگی و تعلیم و آموزش شما کوتاهی نورزم و اما حق من بر شما این است که به بیعت و پیمان خود وفادار باشید و در حضور و غیاب اهل نصیحت باشید و وقتی شما را فرا می خوانم اجابت کنند و آنگاه که دستور می دهم اطاعت کنید ». حضرت امام (ره) در عبارات مختلفی علاوه بر تصریح بر مقولاتی از قبیل نظارت و امر به معروف و نهی از منکر که به آن خواهیم پرداخت بر وجه غیر تحمیلی و غیر اجباری مدیریت اسلامی نیز تأکیدی ویژه دارند «اکثریت هر چه گفتند آرای ایشان معتبر است ولو به خلاف، به ضرر خودشان باشد. شما ولی آنها نیستید که بگویید که این به ضرر شماست ما نمی خواهیم بکنیم. شما وکیل آنها هستید، ولی آنها نیستید که بگویند که این به ضرر شماست ما نمی خواهیم بکنیم. شما و کل آنها هستید، ولی آنها نیستید ... شما آن مسائلی که مربوط به وکالتتان هست و آن مسیری که ملت ما دارد، روی آن مسیر راه بروید، ولو عقیده تان این است که مسیری که ملت رفته خلاف صلاحش است، خب باشد ملت می خواهد این طول بکند، به ما و شما چه کار دارد؟ خلاف صلاحش را می خواهد. ملت رأی داده، رأیی که داده متبع است». «اینجا آرای ملت حکومت می کند اینجا ملت است که حکومت را در دست دارد. این ارگان ها را ملت تعیین کرده است و تخلف از حکومت برای هیچ یک از ما جایز نیست و امکان ندارد». و در خصوص تجلی مختار بودن انسان در امور انتخاباتی می فرمایند: «از اموری که لازم است امروز تذکر بدهم شاید بعد دیر شود، قضیه انتخابات است. همان طوری که مکرر من عرض کرده ام و سایرین هم گفته اند انتخابات در انحصار هیچ کس نیست، نه در انحصار روحانیین است، نه در انحصار احزاب است، نه در انحصار گروه هاست. انتخابات مال همه مردم است. مردم سرنوشت خودشان دست خودشان است و انتخابات برای تأثیر سرنوشت شما ملت است. از قراری که من شنیده ام در دانشگاه بعشی از اشخاص رفته اند گفته اند که دخالت در انتخابات، دخالت در سیاست است و این حق مجتهدین است. تا حالا می گفتند که مجتهدین در سیاست نباید دخالت بکنند این منافی با حق مجتهدین است. آنجا شکست خورده اند، حالا عکسش را دارند می گویند این هم روی همین زمینه است. اینکه می گویند انتخابات از امور سیاسی است و امور سیاسی هم حق مجتهدین است هر دویش غلط است. انتخابات سرنوشت یک ملت را دارد تعیین می کند. انتخابات بر فرض اینکه سیاسی باشد و هست هم، این دارد سرنوشت همه ملت را تعیین می کند، یعنی آحاد ملت سرنوشت زندگیشان در دنیا و آخرت منوط به این انتخابات است ». و در جای دیگر در خصوص عدم تحمیل رأی فردی بر دیگری مگر در موارد بسیار نادر و استثنایی می فرمایند «در جمهوری اسلامی جز در موارد نادری که اسلام و حیثیت نظام در خطر باشد، آن هم با تشخیص موضوع از طرف کارشناسان دانا. هیچ کس نمی تواند رأی خود را بر دیگری تحمیل کند و خدا آن روز را هم نیاورد». «خدای تبارک و تعالی به ما حق نداده است، پیغمبر اسلام (ص) به ما حق نداده است که ما به ملتمان یک چیزی را تحمیل کنیم لی ممکن است گاهی وقت ها یک تقاضایی از آنها بکنیم، تقاضای متواضعانه، تقاضایی که خادم یک ملت از ملت می کند». اینکه امام (ره) تصریح دارند که نمی توان در نظام ولایی، رأیی را ولو صواب تحمیل کرد بر پایه چه پیش فرض انسان شناسی است؟ اگر در نظام ولایی قرار باشد تا همه مطیع ولی امر یا به تعبیر عرفا مطیع انسانکامل باشند، دیگر عدم تحمیل چه توجیه و محملی دارد؟ به طور قطع اگر بپذیریم که در نظام ولایی، ولی فقیه ولایت تام و به یک تعبیر، مطلقه (نه به تعبیر ناظر به گستردگی دائره فقه) دارد، طبعاً مردم در یک چنین نظامی، افرادی هستند که بایستی به صورتی ارادی و داوطلبانه تن به هرگونه تشخیص و صلاحدید و در نتیجه تحمیل و اجباری بدهند. اما چرا امام (ره) بحث را این گونه خشک، متصلب، غیر سیال، یک سویه از بالا به پایین و آمرانه نمی بینند؟ ریشه این نگرش منعطف و سیال در کجاست؟ در مختار دیدن انسان که طبعا از مبانی فلسفی ایشان است؟ در توجه به مسائل عقلی - فلسفی و ملزومات آموزه هایی از قبیل امر به معروف و نهی از منکر، قاعده مشورت، قاعده النصیحه لائمه المسلمین و حق متقابل که طبعا بر هستی شناسی های خاصی استوارند؟ در توجه عمیق به سیره نظری و عملی اداره کشور از سوی بزرگان و پیشوایان دین از جمله حضرت پیامبر اعظم (ص) و حضرت امیر (ع) یا در فلسفه سیاسی مورد نظر امام (ره) که خورا در قالب «جمهوری اسلامی» به مثابه تعریفی جدید از مشروعیت و دو مولفه ای بودن آن (حقانیت و مقبولیت) بازنمایی می کند؟ یا در شرعیت دو سویه فرمان رهبری و نظارت مردمی در دیدگاه ایشان؟ یا در تمامی موارد مرتبط فوق؟ به نظر نگارنده تمام موارد فوق را می توان در اندیشه امام (ره) جست و جود کرد، اولا تردیدی در جایگاه ویژه مردم در فلسفه سیاسی امام (ره) نیست. ترکیب جمهوری اسلامی به عنوان مبنای مشروعیت در نظام جمهوری اسلامی به قدر کافی بیانگر این جایگاه می باشد. به نظر می رسد امام (ره) در پاسخ به سوال دیرینه مشروعیت «از چه کسی باید اطاعت کرد». معتقدند از فردی که هم برخوردار از ویژگی خاص و منطق با نص (علم، عدالت، کفایت و صلاحیت) باشد و هم مقبول و مورد رضایت عامه باشد طبعاً اگر مشروعیت را نه به معنای شرعیت یا حقانیت که قانونیت یک نظام مستقر تعریف کنیم، در اندیشه ایشان، نظامی قانونی است که هم وجه حقانی، شرعی و اسلامی آن در قالب ویژگی های اشخاص حاکم و محتوای حکومت لحاظ شده باشد و هم این افراد مورد قبول و رضایت مردمی بوده باشند طبعا عطف به این فلسفه سیاسی، نمی توان در استقرار قانونی یک نظام و با استناد به حقانیت و شرعیت دست به هر کاری زد. به علاوه قواعد ناظر بر ویژگی های اشخاص و محتوای حکومت که به گونه ای مشتمل بر آموزه های دینی حقوق متقابل و مشورت و امر به معروف و نهی از منکر و امثالهم است. اجازه تحمیل را به احکام نمی دهد. طبعاً با توجه به این مبنای مشروعیت، مختار بودن انسان و قواعد مزبور و رسالتمدار بودن انسان در اجرا و تحقق فرامین و احکام اسلامی و نظارت بر حسن اجرای آنها. قیود و محدودیت هایی در مدیریت اسلامی تعیین می شود که باید به آنها توجه کرد. توجه به اصول ناظر به نظارت مردمی و رسالتمدار بودن انسان در زمینه اجرا و نظارت، بابی تازه در خصوص مفهوم حقانیت و شرعیت می گشاید که می تواند ره گشای مدیریت مطلوب و موجه در نظام اسلایم باشد. معمولا تا پای شرعیت به میان می آید اذهان متوجه شرعیت فرمان و نگاه ها به بالا دوخته می شود. چرا نظارت های مردمی با محوریت شرع و آموزه های و حیاتی عقلی و مصالح روزمره شرعی نباشد؟ قطع نظر از رضایت عامه که یکی از ارکان مشروعیت یا قانونی بودن نظام سیاسی به شمار می رود، چرا نظارت های مردمی با محوریت فوق، شرعی و حقانی نباشد؟ به نظر می رسد به همان میراثی که شرعیت رهبری با شروط خاص خود شرعی است نظارت های مردمی نیز شرعی و حقانی است . در این صورت است که نظام ولایی بر خلاف تصور غلط برخی از مفسران، نظامی پویا، دو سویه، سیال، مردمی، متوجه مصالح مردمی و واجد شرعیت دو سویه فرمان و نظارت است. ذیلا به برخی از اظهارات امام (ره) در خصوص مشروعیت و قواعد ناظر به نظارت و امر به معروف و نهی از منکر و ملزومات آن اشاره می کنیم. امام (ره) در خصوص جایگاه ولایت فقیه و مبنای عقلی و روایی آن و اینکه این ولایت در طول ولایت خدا، نبی اکرم (ص) و امام معصوم (ع) قرار دارد و اینکه اولا و بالذات حکم و فرمان احدی درباره شخصی دیگر نافذ نیست. می فرمایند: «آنچه عقل خدا داده حکم می کند آن است که تأسیس حکومت به طوری که بر مردم به حکم خرد لازم باشد متابعت و پیروی از آن، از کسی روا و بجاست که مالک همه چیز مردم باشد و هر تصرفی در آنها بکند، تصرف در مال خود باشد و چنین شخصی که تصرف و ولایتش در تمام بشر به حکم خرد نافذ و درست است. خدای عالم است که مالک تمام موجودات و خالق ارض و سماوات است پس هر حکمی که جاری کند در مملکت خود جاری کرده و هر تصرفی بکند در داده خود تصرف کرده است و اگر خدا به کسی حکومت داد و حکم او را به توسط گفته پیغمبران لازم الاطاعه دانست بر بشر نیز لازم است از آن اطاعت کنند و غیر از حکم خدا یا آنکه خدا تعیین کرده، هیچ حکمی را بشر نباید بپذیرد ». کسی جز خدا حق حکومت بر کسی ندارد و حق قانون گذاری نیز ندارد. حاکمیت منحصر به خداست و قانون فرمان و حکم خداست. قانون اسلام با فرمان خدا بر همه افراد و بر دولت اسلامی حکومت تام دارد. ولایت فقیه از موضوعاتی است که تصور آن موجب تصدیقش می شود و چندان احتیاج به برهان ندارد. به این معنا که هر کس عقاید و احکام اسلامی را حتی اجمالا دریافته باشد چون به ولایت فقیه برسد و آن را به تصور آورد بی درنگ تصدیق خواهد کرد و آن را ضروری و بدیهی خواهد شناخت. همان دلیلی که بر ضرورت اقامه می گردد عینا بر ضرورت تداوم ولایت در عصر غیبت دلالت دارد. ولایت فقیه شعبه ای از ولایت مطلقه رسول الله (ص) و ائمه (ع) بوده و حکومت از احکام اولیه اسلام است. اما همان گونه که قبلا هم اشاره شد امام (ره) در خصوص جایگاه مردم عبارات مختلف و شگفت انگیزی دارند. علاوه بر موارد مورد اشاره قبلی و تحلیلی که از آنها به دست داده شد امام (ره) در خصوص جایگاه مردم در استقرار و تثبیت نظام اسلامی اظهار می دارند : «اگر حکومت، مشروعیت الهی (شرعیت) داشته باشد ولی مقبولیت مردمی نداشته باشد، فقه عملا موفق به تشکیل حکومت نشده و قدرت اجرایی ندارد اما اگر مقبولیت مردمی وجود داشت بر فقهای دیگر واجب است از او اطاعت کنند .

البته حضرت امیر نیز در خطبه سه نهج البلاغه عبارتی دارند که می توان آن را به گونه ای خاستگاه نظری دیدگاه امام (ره) تفسیر کرد: أما و الذی فلق الجنه و برأ النسمه لولا حضور الحاضر و قیام الحجه بوجود الناصر و ما اخذ الله علی العلماء ان لا یقاروا علی کظه ظالم و لا سعت مظلوم لالقیت خبلها علی غاربها و لسقیت اخرها بکاس اولها . به خدایی که دانه راکفید و جان را آفرید، اگر این بیعت کنندگان نبودند و باران، حجت بر من تمام می نمودند و خدا علما را نفرموده بود تا ستمکار شکمباره را برنتابند و به یاری گرسنگان ستمدیده بشتابند، رشته این کار را از دست می گذاشتم و پایانش را چون آغازش می انگاشتم. امام (ره) در جایی دیگر و به صراحت هر چه تمام می فرمایند: «این همان جمهوری اسلامی است که تمام امور آن در همه مراحل، حتی رهبری آن بر اساس آرای مردم بنا شده است. این نقش برای مردم بالاتر از مشاوره است، زیرا مشاوره با استقلال رهبر و امام منافات ندارد ولی در این نظریه مردم در عرض رهبر و شریک او هستند که طبعاً اذن و رضای هر دو معتبر است». و اما در مورد جایگاه نظارت و امر به معروف و نهی از منکر و ملزومات آن از جمله نقادی و اظهار نظر و بیان شجاعانه و آزادی رأی، عبارات پر مغز و ره گشایی دارند که به آنها اشاره می شود: «هر فردی از افراد ملت حق دارد که مستقیماً در برابر سایرین، زمامدار مسلمین را استیضاح کند و به او انتقاد کند و او باید جواب قانع کننده بدهد. در غیر این صورت اگر به خلاف وظایف اسلامی خود عمل کرده باشد. خود به خود از مقام زمامداری معزول است و ضوابط دیگری وجود دارد که این مشکل را حل کند ». «ملاحظه کنید کسانی به عنوان اسلام، به عنوان مسلمین حتی معممین، یک قدم خلاف بر ندارند... همه و همه ملت موظفند که نظارت کنند بر این امور، نظارت کنند اگر من یک پایم را کنار گذاشتم، کج گذاشتم، ملت موظف است که بگویند پایت را کج گذاشتی، خودت را حفظ کن، مسأله مهم است. همه ملت موظفند به اینکه نظارت داشته باشند در همه کارهایی که الان مربوط به اسلام است بازار باید اعتراض کنند». «باید همه زن ها و همه مردها در مسائل اجتماعی، در مسائل سیاسی وارد بشوند و ناظر باشند. همه به مجلس ناظر باشند، همه به کارهای د ولت ناظر باشند، اظهار نظر بکنند. ملت باید الان همه شان ناظر باشند، اظهار نظر بکنند در مسائل سیاسی، در مسائل اجتماعی ». «نباید ماها گمان کنیم که هر چه می گوییم و می کنیم کسی را حق اشکال نیست. اشکال بلکه تخطئه یک هدیه الهی است. برای رشد انسان ها». «ما همه امروز وظیفه داریم. امر به معروف و نهی از منکر بر همه مسلمین واجب است. جلوگیری از منکرات بر همه مسلمین واجب است. سفارش به حق که امر به معروف است و نهی از منکر است بر همه مسلمین واجب است. شما و ما موظفیم که (هم) در تمام اموری که مربوط به دستگاههای اجرایی است امر به معروف کنیم و اگر اشخاصی پیدا می شوند که خلاف می کنند، معرفی کنیم به مقاماتی که برای جلوگیری مهیا هستند». «وقتی یک کشوری ادعا می کند که جمهوری اسلامی است و می خواهد جمهوری اسلامی را متحقق کند. این کشور باید همه افرادش امر به معروف و ناهی از منکر باشند». «انتقاد از اموری است که سازنده است، بی مباحثه علمی همان طور که علوم اسلامی نمی رسد به مقصد، امور سیاسی هم بی مباحثه نمی رسد به مقصد مباحثه می خواهد، اشکال می خواهد، رد و بدل می خواهد». «همه باید نظر خودشان را بدهند و هیچ کدام هم برایشان حتی جایز نیست که یک چیزی را بفهمند و نگویند باید وقتی می فهمند، اظهار کنند این موافق هر که باشد، باشد، مخالف هر که هم باشد، باشد ». به طور قطع نظام اسلامی، چهارچوب و قیودی دارد که حاکم بر ارتباط و تعامل دو سویه امام و امت است و قرار نیست به نام انتقاد و آزاید بیان هر فعل و رفتاری مباح باشد. ما نیز آنگاه که سخن از شرعیت دو سویه به میان آوردیم و از شرعیت فرمان و شرعیت نظارت سخن گفتیم، پای محوریت شرع و مصالح تعریف شده مردمی و فطری عقلی را به میان آوردیم. مصالحی که یا مورد تأیید شرع باشد یا شرع مخالف آن نباشد. امام (ره) نیز در خصوص قیود اجتماعی - سیاسی انتقاد می فرمایند: «انتقاد بجا و سازنده باعث رشد جامعه می شود. انتقاد اگر به حق باشد، موجب هدایت دو جریان می شود. هیچ کس نباید خود را مطلق و مبرای از انتقاد ببیند. البته انتقاد غیر از برخورد خطی و جریانی است. اگر در این نظام کسی یا گروهی خدای ناکرده بی جهت در فکر حذف یا تخریب دیگران بر آمد و مصلحت جناح و خط خود را بر مصلحت انقلاب مقدم بدارد، حتماً پیش از آنکه به رقیب یا رقبای خود ضربه بزند به اسلام و انقلاب لطمه وارد کرده است ». نکته قابل توجه این است که امام (ره) در این فرمایش خود ضمن عنایت به سازنده بودن نقد و مبرا ندانستن افراد از نقد، دو قید مرتبط عدم حذف و تخریب دیگران از صحنه انقلاب و عدم ارجحیت منافع و مصالح جناحی بر انقلاب را ذکر می کنند که باید مطمح نظر منتقدان قرار گیرد. اما نمی توان پیشاپیش به نام نقد غیر سازنده یا تخریب گر یا ضد انقلابی از بروز و ظهور نقدهای سازنده جلوگیری کرد. سازندگی و محا بودن نقد قواعد و ملاک های بیناذهنی و قابل سنجش خودش را دارد که باید پس از طرحش مورد داوری قرار گیرد . به علاوه طبیعی است که به استقبال نقد و نقادی می رود باید خود را آماده پیامدها و ملزومات آن نیز بکند هیچ ضمانتی وجود ندارد که نقدها همواره سازنده و ارزشمند باشند، چه بسا در میان نقادهای سازنده و بجا، نقدهای غیر سازنده و حتی تخریب گر نیز ظهور کند که بایستی با سعه صدر و برخورد قاعده مند و روشمند به آنها نیز پاسخ داد. به عبارت دیگر نمی توان به نام مقابله با نقدهای مخرب از ظهور و بروز نقدهای سازنده خودداری کرد. باید شرایط سیاسی و اجتماعی و روانی جامعه به گونه ای باشد که احساس امنیت لازم برای طرح آرا و نظرات و نقدها برای آحاد و اقشار مختلف جامعه وجود داشته باشد و حتی الامکان قیود و محدودیت ها درونی افراد شده باشد . نباید با توجیهات مختلف و تفاسیر غلط، انسان و جامعه ساکت و صامت را مظهر انسان و جامعه مطلوب و از وجه پرسشگری و نقادی نشان و جامعه مطلوب غافل شویم. استاد شهید مرتضی مطهری (ره) در کتاب «آینده انقلاب اسلامی ایران» اظهار می دارند: «اسلام خصوصیتش این است که به مردم خودش حس مبارزه و حس طرد و نفی وضع نامطلوب و غیر اسلامی بود تو نباید تسلیم وضع (موجود) بشوی و تمکین وضع (موجود) بکنی، تو باید برای طرد، نفی و انکار این وضع جهت برقرار کردن وضع مطلوب و ایدئال کوشش کنی جهاد هم همین طور است ». بنابراین در نظام ولایی، اختیارات رهبر همان قدر شرعی است که نظارت مردمی و قواعدی همچون امر به معروف و نهی از منکر، النصیحه الائمه المسلمین، مشورت و ابراز عقیده و نظارت و نقادی در امور مربوط به سرنوشت روزمره سیاسی و اجتماعی، بنابراین یک جامعه اسلامی بر خلاف تصور نسبتاً غالب، صرفا یک جامعه مطیع و منقاد ولو در قالب هایی چون تقلید و تعبد نیست، بلکه جامعه ای سرزنده، پرسشگر، نقاد، آگاه به حقوق و تکلی خود و دیگران است، جامعه ای مملو از انسان های مختار که باید پاسخگوی انتخاب ها و اراده های سعادت آمیز و شقاوت آمیز خود باشند و در مسیر انتخاب بین خیر و شر با سعادت و شفاوت انتخاب و آزادی عمل لازم را داشته باشند . حضرت امیر (ع) چه زیبا فرمودند که «لا اری اصلاحکم بافساد نفسی» من به قیمت تباهی خود و سلب آزادی از شما نمی خواهم شما را به صلاح و قلاح برسانم چون شما این مسیر را باید آزادانه و از روی اختیار طی کنید و من دربرابر شما و خدا باید به دلیل این سلب اختیار و طبعا استبداد پاسخگو باشم .

شایان ذکر است حتی در موارد احکام حکومتی که پای اختیار ولی فقیه به میان می آید در آنجا هم پای مصلحت عامه و طبعا مشورت با کارشناسان و خبرگان به میان می آید و در آنجا هم شائبه و تسهه تحمیل رأی شخصی منتفی است. حکومت اسلامی در همه شئون و جنبه های خود از قانون الهی الهام و نشأت می گیرد. هیچ یک از کارگزاران حکومتی در اسلام نمی تواند در موضوعات طبق صلاح مسلمین و یا صلاح حوزه حکومتی خود عمل کند چنین اختیاری، استداد به رای نیست بلکه عمل کردن طبق صلاح و خبر است نظر حاکم مانند عمل او تابع مصلحت است. اما منوال اساسی مربوط به ضوابط و اصول کلی تشخیص این مصالح است سیف ا... صرامی در مقاله خود با عنوان مبانی احکام حکومتی از دیدگاه امام خمینی (ره) به سه ضابطه اشاره می کنند. 1- این مصالح باید در طول احکام شریعت باشد. 2- رعایت قانون اهم و مهم در آن شه باشد عقلانی بودن این اصل (اهم و مهم) مانع از آن است که کسی با آن مخالف باشد و 3- رعایت جهات کارشناسی و تخصصی در زمینه مربوط شده باشد . هر چند که شرایط کنونی در باب دو مقوله حق و مصلحت و به ویژه مصلحت، چالش ها و مناقشاتی وجود دارد اما تنها به این نکته بسنده می کنم که تمام مناقشات موجود مربوط به عدم رعایت اصول فوق و برخورد تقلیل گرایانه، غرورشمند و غیر قاعده مند با آن است. طبعا با تصویری که امام (ره) از ولایت فقیه و شیوه مدیریت اسلامی به دست می دهند تنها خدا بر انسان ولایت دارد و حکم احدی بر دیگری نافذ نیست مگر با فن و واسطه الهی . راز و رمز ضد استبدادی بودن ولایت فقیه نیز در خدا محور بودن آن است و اینکه ولی فقیه مجری قوانین الهی با رعایت ضوابط مربوط و ساز و کارهای تعریف شده است و بر خلاف برخی تفاسیر که این ولایت را شخصی قلمداد گردد و مطلقه بودن را دائرمدار شخصی بودن این ولایت تفسیر می کنند. باید اظهار کرد که با توجه به تفسیر صحیح مطلقه بودن که ناظر به گستردگی فقه در اسلام است، این مطلقه بودن به هیچ وجه ناظر به اختیارات شخصی و فردی ولی فقیه نیست و مقید به اخلاق، قانون، احکام شرعی و مصالح عامه است. حضرت امام (ره) در خصوص رأی شخصی رسول اکرم (ص) اظهار می دارند: «رأی اشخاص حتی رأی رسول اکرم (ص) در حکومت و قانون الهی هیچ گونه دخالتی ندارد، همه تابع اراده الهی هستند ».

منبع ماهنامه فرهنگی خردنامه همشهری شماره 32

مردم امام 1

امام خمینی (ره) مروج فرهنگ ادای تکلیف به مفهوم گسترده اش در نظام اسلامی است .

در اینکه مردم، جایگاه ویژه ای نزد امام (ره) داشته و ایشان همواره و در مقاطع مختلف، چه قبل از پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی و چه پس از آن بر این امر صحه گذاشته اند. مسئله ای آشکار و بدیهی است. جست و جویی اجمالی در بیانات و نوشته های امام (ره)، احترام حقیقی و عمیقی را که ایشان برای امت اسلامی قائل بودند، روشن می سازد. اما در مقابل، معمار کبیر انقلاب، وظایف و تکالیفی را برای مردم معلوم فرموده بودند تا در پرتو عمل به این تکالیف، ضمن رسیدن به تعالی فردی، راه تحقق اهداف الهی انقلاب نیز هموار شود. این نوشتار نگاهی است به همین موضوع : در فلسفه سیاسی، یکی از فروع مهم بحث حکومت و روش های آن موضوع نیست. حکومت و مردم است این نسبت علی رغم تفاوت های آشکاری که در فهم آن از منظر مکاتب مختلف فلسفه سیاسی دیده می شود امری متقابل بوده و به واسطه تکلیف طرفین – یعنی حکومت و مردم – در برابر یکدیگر، تعیین یافته و تعریف می شود. در نگاه اسلامی نیز چنین رهیافتی وجود دارد و البته با دقت و اهتمام ویژه ای به آن توجه شده است. در فلسفه حکومت داری اسلامی، از این نسبت با عنوان «حقوق متقابل حکومت و مردم» یاد شده و بر رعایت آن به منظور حفظ نظام اسلامی تأکید فراوان شده است. از منظر اسلام، این دو نوع از حقوق، لازم و ملزوم یکدیگر بوده و تحقق اهداف و غایات مقرر در شریعت اسلام برای مدینه فاضله در گرو تحقق تام و تمام این حقوق است تا آنجا که حضرت علی (ع) می فرمایند: «و آنگاه که مردم حق رهبری را ادا کنند و زمامدار حق مردم را بپردازد، حق در آن جامعه عزت یابد و سنت پیامبر پایدار گردد، سپس روزگار اصلاح شود و مردم در تداوم آن جامعه عزت یابد و سنت پیامبر (ص) پایدار گردد. سپس روزگار اصلاح شود و مردم در تداوم حکومت امیدوار و دشمن در آرزوهایش مایوس شود». بنابراین، فهم این حقوق به منظور تمهید بسترهای لازم برای تحقق آن، ضرورتی رفع ناشدنی دارد. ذکر تفصیلی این حقوق در این نوشتار مختصر ممکن نیست اما در مقام اجمال، رجوع به یکی دیگر از بیانات گرانقدار حضرت علی (ع) می تواند در ایضاح موضوع مثمرثمر باشد. «ای مردم مرا بر شما و شما را بر من حقی است حق شما بر من، آن که از خیرخواهی شما در مغ نورزم و بیت المال را میان شما عادلانه تقسیم کنم و شما را آموزش دهم تا بی سواد و نادان نباشید و اما حق من بر شما این است که به من وفادار باشید و در آشکار و نهان خیرخواهی کنید هر گاه شما را فراخواندم اجابت نمایید و فرمان دادم اطاعت کنید». بنابراین همانطور که حکومت اسلامی باید در انجام وظایف اش در قبال مردم تلاش کند. مردم نیز باید در چارچوب حدود اسلامی و حقوق مشخص آن، وفادارانه از فرامین اطاعت کرده و خیرخواه مدیران شایسته باشند نوع نگاه امام خمینی (ره) به حکومت اسلامی نیز بر اساس همین معنا قابل فهم است چنین است که ایشان در وصیت نامه خود می فرمایند: «حکومت جمهوری اسلامی مورد نظر ما از رویه پیامبر اکرم (ص) و امام علی (ع) الهام خواهد گرفت و متکی به آرای ملت خواهد گردید». امام راحل با طرح مفهوم جمهوری اسلامی، به روشنی ضمن آنکه وظایف دولت اسلامی را بیان کرده اند. نقش و جایگاهی برای مردم در اداره کشور قائل شده اند که بسیار فراتر از نقش مردم در انواع حکومت های پیشین و معاصر است، جایگاهی که به اندازه قدر و منزلت رفیع اش، مسئولیت های فراوانی را هم بر دوش مردم می گذارد. بنابراین بر وفق نظر امام (ره) چنین نیست که مردم در مقطعی در رخدادهای مهمی همچون انتخابات به صحنه بیایند و در مقاطع دیگر به کارهای روزمره مشغول باشند و نسبت به امور کشور بی توجه امام خمینی (ره) به عنوان یکی از نظریه پردازان اسلامی احکام مترتبه بر اصل تکلیف و وظایف مردم را به خوبی تبیین و در صحنه عمل به اجرا در آورده است. وی در چارچوب قوانین، موضوعات مختلف اعم از سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و ... را طرح و سپس آثار هر یک را با سنجش ادای تکلیف به اثبات رساند. از منظر امام، مردم موحد، در جریان انجام کار، خود را موظف به داشتن نقشه و طرح و برنامه دانسته و در تصمیمات خویش پیوسته دغدغه ادای تکلیف در برابر دولت اسلامی را دارد. امام خمینی رهبری الهی بود که به طور خارق العاده در پیروان خویش نفوذ داشت و منشأ این اثرگذاری در قدرت معنوی وی بود. قابل ذکر است که این قدر معنوی در نگرش رهبر فقید انقلاب مبتنی بر ادای تکلیف الهی است. بدین معنا که اگر مردم به تکلیف الهی عمل کنند خداوند را یاری داده اند و بالطبع خداوند نیز به ایشان قدرت معنوی می دهد چرا که خدای قادر وعده کرده است که ان تنصرالله ینصرکم (اگر خدا را یاری کنید، خدا نیز شما را یاری خواهد کرد) بر اساس این رویکرد دینی، تکلیف گرایی در سیره و اندیشه امام معنادار است . امام خمینی (ره) که مروج فرهنگ ادای تکلیف به مفهوم گسترده اش در نظام اسلامی است و اصل تکلیف به عنوان فرضیه اصلی در تصمیم گیری های سیاسی اوست، بر این باور است که تمام سکنات، اقوال، قیام و قعودها و رفتارهای آدمیان بر اساس تکلیف الهی شکل می گیرد. ایشان می فرماید: «همه اینها برای خدا، خدا فرموده است ما عمل می کنیم». پس امام آنچه را که خداوند امر با نهی فرموده تکلیف می شمرد و پیوسته و این سخن تأکید می ورزد که ببینیم خدا چی فرموده است، چی گفته است. باید دانست که در رویکرد بنیانگذار جمهوری اسلامی، اصل عمل به تکالیف در واقع همان حفظ مکتب است و آن از جمله مسائل حیاتی است که هرگز قابل گذشت و داد و ستد نمی تواند قرار گیرد. معمار بزرگ انقلاب در این باره می فرماید: «قضایای دیگر انسان می تواند صرف نظر کند. از جهات دیگر بگذرد لکن از اسلام نمی تواند بگذرد هیچ کس حق ندارد که از اسلام بگذرد». از بیانات رهبر فقید انقلاب استفاده می شود که در دایره تکلیف لازم است مردم و امت اسلامی به آینده بیندیشند و طبق آن عمل کنند. آمال و آرزوهای ما باید این باشد که دین خدا را تقویت کنیم و اسلام را در بین بشر پیاده کنیم امت موظف هستند از طرف او و از طرف عقل خودمان و وجدان خودمان که به کسی که او ولی همه چیز ماست خدمت کنیم و این نمی شود لابه وحدت کلمه و دست برداشتن از اختلافات». در جای دیگر آمده است «ملت بزرگ متعهد اسلامی لازم است با تمام توان به بازسازی نارسایی ها و اسلامی شدن هر چه بیشتر کشور در تمام ابعاد آن اقدام کنند ». بدین واسطه اشاره صریح امام راحل (ره) روشن می سازد که امت مسلمان در برابر ولایت فقیه و دولت اسلامی موظف اند که در اسلامی کردن فضای جامعه اسلامی و نهادهای مستقر با ساز کارهای نظام همکاری کنند. هدف غایی این نظام، از منظر امام (ره) و به ویژه در مرحله استقرار و تثبیت نظام برقراری موازین و قواعد اسلامی در زندگی اجتماعی است. از همین روست که خطاب به ملت ایران فرمودند «پشتیبان ولایت فقیه باشید تا بدین مملکت آسیبی نرسد». در بسیاری از رخدادهای انقلاب اسلامی، شعارهای مردم حزب الله در صحنه عمل خود را نشان داد پیروزی انقلاب، سرکوبی منافقین، تسخیر لانه جاسوسی آمریکا، شکست امریکا در حمله به طبس، پیروزی در جنگ و بیرون راندن دشمن از میهن اسلامی، همه از آثار ملموس اصل ادای تکلیف است. رهبر فقید انقلاب در عکس العملی شدید نسبت به تحلیلهای برخی از عناصر استکبار مانند لیبرالها در مورد مسائل مختلف انقلاب می فرمایند: «ملت امام خمینی (ره) که مروج فرهنگ ادای تکلیف به مفهوم گسترده اش در نظام اسلامی است و اصل تکلیف به عنوان فرضیه اصلی در تصمیم گیری های سیاسی اوست، بر این باور است که تمام سکنات، اقوال، قیام و قعودها و رفتارهای آدمیان بر اساس تکلیف الهی شکل می گیرد. ایشان می فرماید: «همه اینها برای خدا، خدا فرموده است ما عمل می کنیم». پس امام آنچه را که خداوند امر با نهی فرموده تکلیف می شمرد و پیوسته و این سخن تأکید می ورزد که ببینیم خدا چی فرموده است، چی گفته است. باید دانست که در رویکرد بنیانگذار جمهوری اسلامی، اصل عمل به بزرگ ایران مکلف است مراقبت کنند و نگذارند دست های پلید شیطان و عمال سرسپرده استکبار جهانی در صفوف مقدس آنان وارد شوند و به تفرقه قیام کنند ».

امام (ره) با رد تحلیلهای غلط فرموده بود در قاموس ادای تکلیف، شکست راه ندارد، حال نتیجه هر چه باشد مهم نیست و با تذکر این نکته از جمله درباره بحث آتش بس در جنگ تحمیلی می فرماید: «خوشا به حال آنان که تا لحظه آخر هم تردید نکردند، آن ساعتی هم که مصلحت بقای انقلاب را در قبول قطع نامه دید و گردن نهاد، باز به تکلیف خود عمل کرده است آیا از این که به وظیفه خود عمل کرده است نگران باشد؟» با عنایت به این رویه تکلیف مدارانه حضرت امام نباید تحت تأثیر جوسازی های دشمن قرار گرفت و شاید به گونه ای رفتار کرده و موجب به وجود آمدن دوگانگی در عقیده و عمل شد. امام با استناد به اهداف بلندمدتی که انبیاء و ائمه معصومین (ع) داشته اند و در راستای تحقق آن دستور به ادای تکلیف داده اند. تأخیر از وصول به هدف را دلیل بر دست برداشتن از اصول نمی داند وی معتقد است که انبیاء الهی و ائمه معصومین (ع) نیز هدفی داشتند و در جهت تحقق آرمان ها، ادای تکلیف کردند. برخی به اهداف رسیدند و برخی هم به آن اهداف آرمانی دست نیافتند اما هیچ گاه از اصول خود دست برنداشتند امام در این باره می فرماید: «تأخیر در رسیدن به همه اهداف دلیل نمی شود که ما از اصول خود عدول کنیم همه ما مأمور به ادای تکلیف و وظیفه ایم نه مأمور به نتیجه. اگر همه انبیا و معصومین علیه السلام در زمان و مکان خود مکلف به نتیجه بودند هرگز نمی بایست از فضای بیشتر از توانایی عمل خود فراتر بروند و سخن بگویند و از اهداف کلی و بلندمدتی که هرگز در حیات ظاهری این جامه عمل نپوشیده است ذکری به میان آورند». این توصیه ها راه های آینده یک اجتماع اسلامی را تبیین می کند که اگرچه جامعه ای ناظر و فعال است اما دائما بر اطاعت ولایت فقیه استوار است. بر همین مبنا است که ایشان بزرگ ایران مکلف است مراقبت کنند و نگذارند دست های پلید شیطان و عمال سرسپرده استکبار جهانی در صفوف مقدس آنان وارد شوند و به تفرقه قیام کنند ». معتقدند: «جامعه فردا جامعه ای ارزیاب و منتقد خواهد بود که در آن تمامی مردم در رهبری امور خویش شرکت خواهند جست ». بیانات ارزشمند امام (ره) همچون «میزان رای ملت است» و «ما تابع آرای ملت هستیم». به نحو ضمنی این نکته را افاذه می کند که حضرت امام مردمی را در نظر داشت که همواره برای تعالی خود و جامعه پر مدار آموزه های اسلامی تلاش می کنند و چنان با تحولات و مقتضیات جامعه اسلامی آشنا هستیند که نظرشان از آراء ولی فقیه نه تنها فاصله ای ندارد بلکه می تواند راهنما هم باشد. چنین است که امام در یکی از بیانات خود می فرمایند: «تکلیف است که خودکفا بشویم. این تنها موعظه نیست که مردم خوب است این کار را بکنند نجات دادن یک کشور اسلامی از زیربار ظلم و از زیربار استعمار یک «تکلیفی» است که در «دست خداست» و اوامر کرده است که ما نباید تحت نظارت یک کشور و یا تحت بیرق کفر باشیم» بنابر آنچه گفته شد از وجهه نظر سیاسی، همانطور که حکومت اسلامی باید تلاش کند در تصمیم گیری های خود مصالح آحاد جامعه را در نظر داشته باشد مردم نیز باید با بهره گیری از عنصر نظارت و تکلیف به وظیفه خود در برابرحکومت عمل کرده و همیشه یار و کمک کار آن باشند «در نظام اسلامی، محیط، محیط محبت است. محیط براداری است. باید که همه با هم اعانت کنند جمهوری اسلامی را» امام خمینی راههای ادای تکلیف و حفظ این جامعه برادرانه را نیز که به روی آحاد مردم آشکار ساخته است تکالیف ما البته تنها به امور سیاسی و اقتصادی محدود نمی شود. «بدبختی ما آن وقتی است که ملت از قرآن جدا باشد، از احکام خدا جدا باشد از امام زمان (عج) جدا باشد ».

 

باید از خود بپرسیم که ما به عنوان مردم امام و مخاطبان او در این فرازهای بلند تا چه حد در راه رسیدن به آرمان های او کوشیده ایم؟ میزان تعهد و وفاداری در عمل و نه صرفا در نظر است که می تواند ما را از این پرسش و آزمون خطیر سربلند بیرون آورد. امام خمینی (ره) با تحقق بخشیدن به انقلاب اسلامی، راه تعالی را برای مردم باز و آشکار کرد. استمرار این راه تنها هنگامی میسر است که هم حکومت و هم مردم همواره به اصول پویا و رهایی بخش انقلاب امام (ره) وفادار باشند و عزت آن را بر هر چیز دیگری ترجیح دهند. به نظر می رسد عنصری که ضامن این وفاداری و تعهد است شناخت عمیق تر از آرمان های متعالی امام (ره) و پاسداشتن افکار آن جان بزرگی باشد که با دیده احترام به ملت می نگریست و آنها را ولی نعمتان خود می دانست و باید پذیرفت که اکنون مردم در حفظ و صیانت از انقلاب و دستاوردهای بزرگ آن نقشی بسیار مهم بر عهده دارند. این محافظت تنها هنگامی به درستی به انجام خواهد رسید که به وظیفه خود نسبت به حکومت آگاهانه و از سر تعهد عمل کنیم ».

ماهنامه فرهنگی خردنامه همشهری شماره 32

صفحه 1

مردم امام 2

تحقق اهداف و غایات مقرر در شریعت اسلام برای مدینه فاضله در گرو تحقق تام و تمام این حقوق است تا آنجا که حضرت علی (ع) می فرمایند: «و آنگاه که مردم حق رهبری را ادا کنند و زمامدار حق مردم را بپردازد، حق در آن جامعه عزت یابد و سنت پیامبر پایدار گردد، سپس روزگار اصلاح شود و مردم در تداوم آن جامعه عزت یابد و سنت پیامبر (ص) پایدار گردد. سپس روزگار اصلاح شود و مردم در تداوم حکومت امیدوار و دشمن در آرزوهایش مایوس شود». بنابراین، فهم این حقوق به منظور تمهید بسترهای لازم برای تحقق آن، ضرورتی رفع ناشدنی دارد. ذکر تفصیلی این حقوق در این نوشتار مختصر ممکن نیست اما در مقام اجمال، رجوع به یکی دیگر از بیانات گرانقدار حضرت علی (ع) می تواند در ایضاح موضوع مثمرثمر باشد. «ای مردم مرا بر شما و شما را بر من حقی است حق شما بر من، آن که از خیرخواهی شما در مغ نورزم و بیت المال را میان شما عادلانه تقسیم کنم و شما را آموزش دهم تا بی سواد و نادان نباشید و اما حق من بر شما این است که به من وفادار باشید و در آشکار و نهان خیرخواهی کنید هر گاه شما را فراخواندم اجابت نمایید و فرمان دادم اطاعت کنید». بنابراین همانطور که حکومت اسلامی باید در انجام وظایف اش در قبال مردم تلاش کند. مردم نیز باید در چارچوب حدود اسلامی و حقوق مشخص آن، وفادارانه از فرامین اطاعت کرده و خیرخواه مدیران شایسته باشند نوع نگاه امام خمینی (ره) به حکومت اسلامی نیز بر اساس همین معنا قابل فهم است چنین است که ایشان در وصیت نامه خود می فرمایند: «حکومت جمهوری اسلامی مورد نظر ما از رویه پیامبر اکرم (ص) و امام علی (ع) الهام خواهد گرفت و متکی به آرای ملت خواهد گردید». امام راحل با طرح مفهوم جمهوری اسلامی، به روشنی ضمن آنکه وظایف دولت اسلامی را بیان کرده اند. نقش و جایگاهی برای مردم در اداره کشور قائل شده اند که بسیار فراتر از نقش مردم در انواع حکومت های پیشین و معاصر است، جایگاهی که به

صفحه 2

مردم امام 3

اندازه قدر و منزلت رفیع اش، مسئولیت های فراوانی را هم بر دوش مردم می گذارد. بنابراین بر وفق نظر امام (ره) چنین نیست که مردم در مقطعی در رخدادهای مهمی همچون انتخابات به صحنه بیایند و در مقاطع دیگر به کارهای روزمره مشغول باشند و نسبت به امور کشور بی توجه امام خمینی (ره) به عنوان یکی از نظریه پردازان اسلامی احکام مترتبه بر اصل تکلیف و وظایف مردم را به خوبی تبیین و در صحنه عمل به اجرا در آورده است. وی در چارچوب قوانین، موضوعات مختلف اعم از سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و ... را طرح و سپس آثار هر یک را با سنجش ادای تکلیف به اثبات رساند. از منظر امام، مردم موحد، در جریان انجام کار، خود را موظف به داشتن نقشه و طرح و برنامه دانسته و در تصمیمات خویش پیوسته دغدغه ادای تکلیف در برابر دولت اسلامی را دارد. امام خمینی رهبری الهی بود که به طور خارق العاده در پیروان خویش نفوذ داشت و منشأ این اثرگذاری در قدرت معنوی وی بود. قابل ذکر است که این قدر معنوی در نگرش رهبر فقید انقلاب مبتنی بر ادای تکلیف الهی است. بدین معنا که اگر مردم به تکلیف الهی عمل کنند خداوند را یاری داده اند و بالطبع خداوند نیز به ایشان قدرت معنوی می دهد چرا که خدای قادر وعده کرده است که ان تنصرالله ینصرکم (اگر خدا را یاری کنید، خدا نیز شما را یاری خواهد کرد) بر اساس این رویکرد دینی، تکلیف گرایی در سیره و اندیشه امام معنادار است . امام خمینی (ره) که مروج فرهنگ ادای تکلیف به مفهوم گسترده اش در نظام اسلامی است و اصل تکلیف به عنوان فرضیه اصلی در تصمیم گیری های سیاسی اوست، بر این باور است که تمام سکنات، اقوال، قیام و قعودها و رفتارهای آدمیان بر اساس تکلیف الهی شکل می گیرد. ایشان می فرماید: «همه اینها برای خدا، خدا فرموده است ما عمل می کنیم». پس امام آنچه را که خداوند امر با نهی فرموده تکلیف می شمرد و پیوسته و این سخن تأکید می ورزد که ببینیم خدا چی فرموده است، چی گفته است. باید دانست که در رویکرد بنیانگذار جمهوری اسلامی، اصل عمل به

صفحه 3

مردم امام 4

تکالیف در واقع همان حفظ مکتب است و آن از جمله مسائل حیاتی است که هرگز قابل گذشت و داد و ستد نمی تواند قرار گیرد. معمار بزرگ انقلاب در این باره می فرماید: «قضایای دیگر انسان می تواند صرف نظر کند. از جهات دیگر بگذرد لکن از اسلام نمی تواند بگذرد هیچ کس حق ندارد که از اسلام بگذرد». از بیانات رهبر فقید انقلاب استفاده می شود که در دایره تکلیف لازم است مردم و امت اسلامی به آینده بیندیشند و طبق آن عمل کنند. آمال و آرزوهای ما باید این باشد که دین خدا را تقویت کنیم و اسلام را در بین بشر پیاده کنیم امت موظف هستند از طرف او و از طرف عقل خودمان و وجدان خودمان که به کسی که او ولی همه چیز ماست خدمت کنیم و این نمی شود لابه وحدت کلمه و دست برداشتن از اختلافات». در جای دیگر آمده است «ملت بزرگ متعهد اسلامی لازم است با تمام توان به بازسازی نارسایی ها و اسلامی شدن هر چه بیشتر کشور در تمام ابعاد آن اقدام کنند ». بدین واسطه اشاره صریح امام راحل (ره) روشن می سازد که امت مسلمان در برابر ولایت فقیه و دولت اسلامی موظف اند که در اسلامی کردن فضای جامعه اسلامی و نهادهای مستقر با ساز کارهای نظام همکاری کنند. هدف غایی این نظام، از منظر امام (ره) و به ویژه در مرحله استقرار و تثبیت نظام برقراری موازین و قواعد اسلامی در زندگی اجتماعی است. از همین روست که خطاب به ملت ایران فرمودند «پشتیبان ولایت فقیه باشید تا بدین مملکت آسیبی نرسد». در بسیاری از رخدادهای انقلاب اسلامی، شعارهای مردم حزب الله در صحنه عمل خود را نشان داد پیروزی انقلاب، سرکوبی منافقین، تسخیر لانه جاسوسی آمریکا، شکست امریکا در حمله به طبس، پیروزی در جنگ و بیرون راندن دشمن از میهن اسلامی، همه از آثار ملموس اصل ادای تکلیف است. رهبر فقید انقلاب در عکس العملی شدید نسبت به تحلیلهای برخی از عناصر استکبار مانند لیبرالها در مورد مسائل مختلف انقلاب می فرمایند: «ملت امام خمینی (ره) که مروج فرهنگ ادای تکلیف به مفهوم گسترده اش در نظام اسلامی است و اصل تکلیف به عنوان فرضیه اصلی در تصمیم گیری های سیاسی اوست، بر این باور است که تمام سکنات، اقوال، قیام و قعودها و رفتارهای آدمیان بر اساس تکلیف الهی شکل می گیرد. ایشان می فرماید: «همه اینها برای خدا، خدا فرموده است ما عمل می کنیم». پس امام آنچه را که خداوند امر با نهی فرموده تکلیف می شمرد و پیوسته و این سخن تأکید می ورزد که ببینیم خدا چی فرموده است، چی گفته است. باید دانست که در رویکرد بنیانگذار جمهوری اسلامی، اصل عمل به

صفحه 4

مردم امام 5

بزرگ ایران مکلف است مراقبت کنند و نگذارند دست های پلید شیطان و عمال سرسپرده استکبار جهانی در صفوف مقدس آنان وارد شوند و به تفرقه قیام کنند ». امام (ره) با رد تحلیلهای غلط فرموده بود در قاموس ادای تکلیف، شکست راه ندارد، حال نتیجه هر چه باشد مهم نیست و با تذکر این نکته از جمله درباره بحث آتش بس در جنگ تحمیلی می فرماید: «خوشا به حال آنان که تا لحظه آخر هم تردید نکردند، آن ساعتی هم که مصلحت بقای انقلاب را در قبول قطع نامه دید و گردن نهاد، باز به تکلیف خود عمل کرده است آیا از این که به وظیفه خود عمل کرده است نگران باشد؟» با عنایت به این رویه تکلیف مدارانه حضرت امام نباید تحت تأثیر جوسازی های دشمن قرار گرفت و شاید به گونه ای رفتار کرده و موجب به وجود آمدن دوگانگی در عقیده و عمل شد. امام با استناد به اهداف بلندمدتی که انبیاء و ائمه معصومین (ع) داشته اند و در راستای تحقق آن دستور به ادای تکلیف داده اند. تأخیر از وصول به هدف را دلیل بر دست برداشتن از اصول نمی داند وی معتقد است که انبیاء الهی و ائمه معصومین (ع) نیز هدفی داشتند و در جهت تحقق آرمان ها، ادای تکلیف کردند. برخی به اهداف رسیدند و برخی هم به آن اهداف آرمانی دست نیافتند اما هیچ گاه از اصول خود دست برنداشتند امام در این باره می فرماید: «تأخیر در رسیدن به همه اهداف دلیل نمی شود که ما از اصول خود عدول کنیم همه ما مأمور به ادای تکلیف و وظیفه ایم نه مأمور به نتیجه. اگر همه انبیا و معصومین علیه السلام در زمان و مکان خود مکلف به نتیجه بودند هرگز نمی بایست از فضای بیشتر از توانایی عمل خود فراتر بروند و سخن بگویند و از اهداف کلی و بلندمدتی که هرگز در حیات ظاهری این جامه عمل نپوشیده است ذکری به میان آورند». این توصیه ها راه های آینده یک اجتماع اسلامی را تبیین می کند که اگرچه جامعه ای ناظر و فعال است اما دائما بر اطاعت ولایت فقیه استوار است. بر همین مبنا است که ایشان

صفحه 5

مردم امام 6

بزرگ ایران مکلف است مراقبت کنند و نگذارند دست های پلید شیطان و عمال سرسپرده استکبار جهانی در صفوف مقدس آنان وارد شوند و به تفرقه قیام کنند ».

معتقدند: «جامعه فردا جامعه ای ارزیاب و منتقد خواهد بود که در آن تمامی مردم در رهبری امور خویش شرکت خواهند جست ».

بیانات ارزشمند امام (ره) همچون «میزان رای ملت است» و «ما تابع آرای ملت هستیم». به نحو ضمنی این نکته را افاذه می کند که حضرت امام مردمی را در نظر داشت که همواره برای تعالی خود و جامعه پر مدار آموزه های اسلامی تلاش می کنند و چنان با تحولات و مقتضیات جامعه اسلامی آشنا هستیند که نظرشان از آراء ولی فقیه نه تنها فاصله ای ندارد بلکه می تواند راهنما هم باشد. چنین است که امام در یکی از بیانات خود می فرمایند: «تکلیف است که خودکفا بشویم. این تنها موعظه نیست که مردم خوب است این کار را بکنند نجات دادن یک کشور اسلامی از زیربار ظلم و از زیربار استعمار یک «تکلیفی» است که در «دست خداست» و اوامر کرده است که ما نباید تحت نظارت یک کشور و یا تحت بیرق کفر باشیم» بنابر آنچه گفته شد از وجهه نظر سیاسی، همانطور که حکومت اسلامی باید تلاش کند در تصمیم گیری های خود مصالح آحاد جامعه را در نظر داشته باشد مردم نیز باید با بهره گیری از عنصر نظارت و تکلیف به وظیفه خود در برابرحکومت عمل کرده و همیشه یار و کمک کار آن باشند «در نظام اسلامی، محیط، محیط محبت است. محیط براداری است. باید که همه با هم اعانت کنند جمهوری اسلامی را» امام خمینی راههای ادای تکلیف و حفظ این جامعه برادرانه را نیز که به روی آحاد مردم آشکار ساخته است تکالیف ما البته تنها به امور سیاسی و اقتصادی محدود نمی شود. «بدبختی ما آن وقتی است که ملت از قرآن جدا باشد، از احکام خدا جدا باشد از امام زمان (عج) جدا باشد ». باید از خود بپرسیم که ما به عنوان مردم امام و مخاطبان او در این فرازهای بلند تا چه حد در راه رسیدن به آرمان های او کوشیده ایم؟ میزان تعهد و وفاداری در عمل و نه صرفا در نظر است که می تواند ما را از این پرسش و آزمون خطیر سربلند بیرون آورد. امام خمینی (ره) با تحقق بخشیدن به انقلاب اسلامی، راه تعالی را برای مردم باز و آشکار کرد. استمرار این راه تنها هنگامی میسر است که هم حکومت و هم مردم همواره به اصول پویا و رهایی بخش انقلاب امام (ره) وفادار باشند و عزت آن را بر هر چیز دیگری ترجیح دهند. به نظر می رسد عنصری که ضامن این وفاداری و تعهد است شناخت عمیق تر از آرمان های متعالی امام (ره) و پاسداشتن افکار آن جان بزرگی باشد که با دیده احترام به ملت می نگریست و آنها را ولی نعمتان خود می دانست و باید پذیرفت که اکنون مردم در حفظ و صیانت از انقلاب و دستاوردهای بزرگ آن نقشی بسیار مهم بر عهده دارند. این محافظت تنها هنگامی به درستی به انجام خواهد رسید که به وظیفه خود نسبت به حکومت آگاهانه و از سر تعهد عمل کنیم ».

ماهنامه فرهنگی خردنامه همشهری شماره 32

صفحه 6

علامه دوانی

روایت علامه محقق علی دوانی : پیام همزمان امام خمینی و حضرات آیات عظام/ آیت الله مرعشی نجفی، /آیت الله شیرازی /و آیت الله گلپایگانی

رفراندم برای جمهوری اسلامی

از طرف دولت موقت و شورای انقلاب روز 10 و 11 فروردین برای رفراندم تعیین رژیم آینده کشور ایران اعلام گردید. امام خمینی رهبر انقلاب و آیات عظام قم و مشهد و روحانیون تهران و علمای بزرگ شهرستان ها، احزاب و گروههای مختلف (بعد از تردید و دودلی که بعضی هاشان داشتند!) اعلام نمودند که در رفراندم شرکت خواهند کرد و عموم مردم در «نه» و «آری» آزادند. «نه» به معنی رد رژیم سلطنتی و «آری» قبول جمهوری اسلامی بود. امام خمینی در آستانه رفراندم پیامی فرستادند که می خوانید. آیات عظام دیگر نیز گذشته از پیام مردم را دعوت کردند که به رژیم «جمهوری اسلامی» رأی بدهند. سرانجام روز 10 و 11 فروردین سر رسید و 2/98 درصد مردم که واجد شرایط بودند به جمهوری اسلامی رأی دادند، و با کمال نظم و آزادی رأی خود را به صندوق انداختند. بیست میلیون نفر به جمهوری اسلامی رأی مثبت دادند، و بدین گونه رژیم جمهوری اسلامی بر پایه رژیم پوسیده شاهنشاهی تأسیس گردید. روز اخذ رأی که بیشتر در مساجد و با نهایت نظم و انضباط اداره می شد مرد و زن ایرانی، با حجاب و بی حجاب، پیر و جوان، با سواد و بی سواد، و شهری و روستائی، مسلمان و غیر مسلمان، در داخل کشور و سراسر دنیا در رفراندم شرکت جستند. در مصاحبه های تلویزیونی که از رأی دهندگان (از هر طبقه) به عمل آمد اکثر آنها گفتند در رژیم طاغوت نظر به این که انتخابات آزاد نبود هرگز، شرکت نکردند، و در تمام عمر رأی نداده اند، جز امروز که با این آزادی با نهایت میل شرکت می کنیم، و رأی خود را آزادانه در صندوق می اندازیم. خبرنگاران خارجی که ناظر جریان کار رأی گیری و حوزه ها بودند گزارش دادند که رفراندم با کمال آزادی و نظم و انضباط انجام گرفت، و یکی از بهترین رأی دادن در حکومت دموکراسی جهان بود. پس از خاتمه کار از طرف امام خمینی رهبر انقلاب در 12 فروردین به عنوان «روز جمهوری اسلامی» اعلام و تعطیل عمومی شد که هر ساله نیز چنین خواهد بود.

پیام حضرت آیت الله مرعشی نجفی

حضرت آیت الله آقای سید شهاب الدین مرعشی نجفی دیروز در پاسخ عده ای از اهالی شهرستان قم پیرامون همه پرسی دهم فروردین ماه جاری بیانیه ای به این شرح صادر کردند:

بسمه تعالی مومنین و برادران در تعیین آراء خود در رفراندم مذکور مختارند، ولی چون انقلاب ایران یک انقلاب اسلامی است و اکثریت قریب به اتفاق مردمان این مملکت مسلمان هستند امید است مومنین و برادران و دوستان اهل بیت علیهم السلام با آراء خود به جمهوری اسلامی که در آن نظام حق و عدل قرآنی حکمفرما خواهد بود بار دیگر بدین وسیله اتحاد و اتفاق و همبستگی خود را به جهانیان به مرحله ثبوت برسانند. انشاءالله. 22 ربیع الثانی هزار و سیصد و نود و نه

حضرت آیت الله( شیرازی): من به جمهوری اسلامی رأی می دهم

مشهد: حضرت آیت الله شیرازی در اطلاعیه ای اعلام داشتند که به رأی دادن به جمهوری اسلامی، وظیفه دینی و ملی هر فرد مسلمان است و ایشان نیز به جمهوری اسلامی رأی خواهند داد. در این اطلاعیه آمده است: نهضت اصیل اسلامی و انقلاب ملی ایران نظیر و مشابهی در تاریخ ندارد، مجاهدت و پیکار مستمر و فداکاری واقعی عموم طبقات ملت ایران، اعم از آقایان علمای اعلام، طلاب علوم دینیه، بازاریان، دانشجویان عزیز، کارمندان، کارگران و سایر قشرها به رهبری مراجع تقلید معظم اعلی الله کلمتهم نشان دهنده این واقعیت بود که مکتب مقدس روحانیت شیعه، بزرگترین مکتب سازنده در جهان است. مسلم است که همگی انتظار برقراری یک حکومت عدل اسلامی را دارند. در قسمتی دیگر از این اعلامیه آمده است: رأی دادن به جمهوری اسلامی وظیفه دینی و ملی هر فرد مسلمان است و این جانب هم به این جمهوری اسلامی رأی می دهم.

پیام حضرت آیت الله گلپایگانی

کیهان / 9 فروردین

حضرت آیت الله گلپایگانی در قسمتی از پیان خود به ملت گفتند:

«... امیدواریم نظام اسلامی آینده ایران که «جمهوری اسلامی» نامیده می شود مجسم قوای انقلابی اسلام و محقق نظامات عدل و حق و قرآن مجید باشد و محتوا و مفهوم این نظام که بر نظام مستمر و جاودان امامت اتکاء و اعتماد دارد ولایت فقهای عادل و مجتهدین عامل است... این جانب به جمهوری اسلامی رأی خواهم داد و بر عموم ملت مسلمان است که با ثبات قدم و مسئلت توفیق از خداوند متعال به وظایف اسلامی خود عمل نمایند».

پیام امام خمینی، به مناسبت رفراندوم:

پاسخ «نه» به معنای تأیید رژیم سلطنتی نیست

امام خمینی بعدازظهر پنجشنبه، چند ساعت پیش از کار اخذ آراء برای تعیین نوع حکومت آینده کشور، پیامی خطاب به ملت ایران فرستادند. متن این پیام به شرح زیر است.

 

<p style="text-align;center>بسم الله الرحمن الرحیم</p> <p>در آستانه رفراندوم لازم است تذکر دهم که این رفراندوم سرنوشت ملت ما را تعیین می کند. این رفراندوم یا شما را به آزادی و استقلال می کشد و یا مثل سابق به اختناق و پیوستگی به غیر. این رفراندوم چیزی است که همه ملت ما باید در آن شرکت کنند. من توصیه می کنم که همه ملت در این رفراندوم که سرنوشت ما، ملت ما و کشور ما و مذهب ما را تعیین می کند شرکت کنند. اهمال نکنید، تنبلی نکنید بعضی ها به کارهای دیگر اشتغال پیدا نکنند. فردا برای رفراندوم همه از خانه ها بیرون بیایند و همه بشتابند برای دادن رأی و تعیین سرنوشت خودشان. رأی من جمهوری اسلامی است و من تقاضا دارم برای کمک به اسلام و کمک به آینده کشور خودتان و ملت خودتان به جمهوری اسلامی رأی بدهید. آزادید لکن با آزادی سرنوشت خودتان را تعیین کنید همه قشرها باید رأی بدهند و در همه پرسی شرکت کنند و همه قشرها آزادند در رأی دادن. تمام قشرها به حقوق خودشان خواهند رسید، برادرهای سنی ما مثل ما هستند و با ما در حقوق هیچ فرقی ندارند. حقوق همه آنان داده خواهد شد، لذا آنان هم در آنچه که سرنوشت آنها را تعیین می کنند شرکت کنند. به حرف اشخاصی که می خواهند تفرقه بیندازند و می خواهند به اسم شیعه و سنی بین ما برادرها جدائی بیندازند و منافع ما را عاید د یگران کنند و اقلیتهای مذهبی همه بیایند و رأی بدهند و کشور خودشان را از این گرفتاری و آشفتگی رهائی بخشند. همه اقشار ملت در حقوق ملی شریک هستند و حقوق همه آنها داده خواهد شد. اقلیتهای مذهبی در اسلام احترام و حقوق دارند و حقوق آنها داده خواهد شد. در اعمال مذهبی و دادن رأی و تعیین وکلای خودشان همه اقشار آزاد هستند. این که بین شماها شایع می کنند که روحانیون می خواهند نگذارند حق شما به شما برسد خیانتی است که اینها به ملت می کنند، زیرا روحانیون در رأس آنهایی هستند که حقوق شما را محترم می شمارند. روحانیون تابع قرآن و اسلام هستند. قرآن و اسلام برای شما احترام قائل است و شما را مثل برادر می پذیرد. با ما همراهی کنید با ملت خودتان همراهی کنید. دست از کشتار بردارید. دست از تفرقه اندازی بردارید. با قوای انتظامی همراهی کنید. با قوای ملت همراهی کنید با قوای دولتی همراهی کنید. و پشتیبان دولت خود باشید. دولت دولت اسلامی است. ارتش ارتش اسلامی است. با ارتش خودتان رفاقت داشته باشید. ارتش در خدمت شما است. دولت در خدمت شما است. ما در خدمت شما هستیم. من از خداوند متعال مسئلت می کنم که شما ملت شریف را در هر قشری که هستید سعادتمند کند و شما ملت شریف را در هر قشری هستید از زیر بار اختناق و از زیر بار اجانب آزاد کند. ما همه با هم باید این نهضت را حفظ کنیم. اگر خدای نخواسته در رأی دادن اهمال کنید من اطمینان دارم که باز مسائل سابق عود خواهد کرد. اگر به حرف تفرقه اندازها گوش کنید خوف آنرا دارم که دو مرتبه با فرم دیگر به همان مصائبی که سابق از آنها فرار می کردیم مبتلا شویم. برادرهای ما! عزیزان ما! دست از تفرقه اندازی بردارید و به حرف اشخاصی که انحراف دارند گوش ندهید. اینها عمال آمریکا هستند. به صورت چپ گرایی می خواهند مخازن ما را باز به آمریکا بدهند. اینها می خواهند همان مسائل را با فرم دیگر پیاده کنند. اگر اینها به ملت و برای ملت ارج قائل هستند، اگر اینها دلسوز ملت هستند الان که تمام ملت به پاخاسته و می خواهد به جمهوری اسلامی رأی بدهد تا همه جهات را اصلاح کند چرا اینها تفرقه می اندازند؟ سابق می گفتند که اختناق هست و با اختناق مخالفیم و برای ملت کار می کنیم. اجنبی هست و ما با اجنبی مخالفیم و برای ملت کار می کنیم و حال آن که حالا نه اختناقی هست و نه اجنبی. حالا ما و شما هستیم با ملتی که همه آنها طالب یک مطلب هستند. لذا شما هم با آنها همکاری کنید. اگر شما صلاح ملت را می خواهید با ملت همراهی کنید، اگر همراهی نکنید معلوم می شود که خلاف ملت را می خواهید و معلوم می شود می خواهید تفرقه بیندازید و اجانب را به ما مسلط سازید. خداوند انشاءالله با همه شما با سلامت و رحمت رفتار نماید. فردا همه از خانه ها بیرون بیائید و به جمهوری اسلامی رأی بدهید. من تقاضا دارم همه به جمهوری اسلامی رأی بدهید. البته آزاد هستید که به هر چه می خواهید رأی بدهید، اما این که در این ورقه ها «آری» و «نه» هست شما می توانید هر فرمی را که می خواهید در آن بگنجانید. لازم نیست که همان «نه» باشد. شما حق دارید و می توانید که در این ورقه جمهوری دموکراتیک را بنویسید. رژیم سلطنتی یا هر چه را می خواهید بنویسید. در این مورد مختار هستید، لکن رفراندوم به معنی آری و نه هست. انتخاب نیست، رفراندوم است و رفراندوم آری و نه است لکنه شما مختارید که هر چه را می خواهید انتخاب کنید و بنویسید. خداوند همه ملت ما را از شر اجانب حفظ کند و به افرادی که بین مسلمین تفرقه می اندازند عقل بدهد. در صورتی که مسلمین همه با هم دوست و رفیق هستند و اسلام حق همه اقشار ملت را ملاحظه کرده است و شما برای شکرگذاری به خاطر آن که اختناق برچیده شده و از این سلطه طاغوتی خارج شده اید فردا به خیابانها بیایید و رأی بدهید. همانطور که گفتم در دادن رأی آزاد هستید و انتخاب «نه» بمعنی خواستن رژیم سلطنتی یا جمهوری مطلق یا دموکراتیک یا چیزهای دیگر نیست. در هر صورت شما مختارید که آری یا نه بگویید و یا هر چه دلتان می خواهد در ورقه بنویسید. کسی جلوی شما را نمی گیرد، و اما این که پخش کردند در بین مردم که اسلام حقوق زنها را نمی دهد و بعد از رفراندوم چه خواهد شد، این را هم عمال اجانب مطرح می کنند و عمال اجانبند که دارند به اشکال مختلف بین ملت ما جدایی می اندازند و نمی خواهند که این رفراندوم تمام شود، و شاید امید آن را داشته باشند که رژیم سلطنتی باز باقی باشد و یا یک رژیم دیگری را پیش بیاورند، به هر صورت همانطوری که حقوق مردان در اسلام مطرح است، به حقوق زنها در اسلام بیشتر عنایت شده است. اسلام حقوق زنها را بیشتر از مردان ملاحظه کرده است. زنها حق رأی دارند و این حقی است که از حقوق زنها در غرب بالاتر است. زنان، زنان ما حق رأی دادن و حق انتخاب شدن دارند. تمام معاملات آنها به اختیار خودشان هست و می توانند بسیار شغل ها را آزادانه انتخاب کنند. البته در شرع برای مردها یک محدودیتهایی هست، اما آن محدودیتها به صلاح خود مردهاست. مانند محدودیت قماربازی. اسلام از شرابخواری جلوگیری می کند. اسلام از مصرف هروئین جلوگیری می کند، برای این که صرف این مواد ضرر دارد، برای همه یک محدودیتهایی هست، اما باید دانست محدودیت های شرعی و الهی محدودیتهایی است که به صلاح خود جامعه است و چنین نیست که یک چیزی برای جامعه نافع باشد و اسلام محدودیتی برای آن قائل شود. ما به شما قول می دهیم که در حکومت اسلامی همه و همه آزادند و همه به حقوق حقه خودشان خواهند رسید، و این مسائلی که قبل از رفراندوم پیش آورده اند به نفع اجانب است. شما بیایید و مملکت خودتان را از نجات بدهید. فردا همه با هم به پای صندوق های رأی برویم. من خودم پای صندوق می روم و رأی خودم را می دهم. همه شما هم به پیش برای درست کردن یک کشور آزاد، یک کشور مستقل و یک کشوری که برای خودمان باشد. به پیش بروید. خودمان باید زحمت بکشیم تا خودمان از ثمره این زحمات استفاده کنیم. والسلام علیکم و رحمت الله و برکاته ...</p> <p>امام خمینی: کشور شما با «آری» مستقل خواهد شد پیش از ظهر پنجشنبه گذشته (پریروز) امام خمینی در اجتماع چندین هزار نفری مردم قم در اقامتگاه خودشان ضمن بیاناتی برای مردم چنین اظهار داشتند: شما نباید خود را پیروز تصور کنید، پیروزی سستی می آورد. ما در بین راه هستیم. ما باید همه با هم این نهضت را پیش ببریم. ما همه برادران و خواهران باید دنبال این نهضت باشیم و نگذاریم این نهضت به سردی و سستی برسد. من خوف آن دارم اگر خدای نخواسته اختلاف بین اقشار ملت ما پیدا بشود مصائب سابق عود کند. من از این می ترسم که باز دژخیمان بر ما مسلط بشوند. من از آن می ترسم که باز ذخائر ما را ببرند. ما از آن می ترسیم که باز نیروی انسانی ما را نگذارند شکوفا شود. شما جوانان، شما ملت ایران باید این نهضت را حفظ کنید. باید وحدت خودتان را با اتکال به خدای تعالی و اتکال به قرآن پیدا بکنید که با وحدت کلمه و اتکال به خدای تبارک و تعالی پیشروی خواهید کرد. امام خمینی خطاب به مردم گفت: فردا روز رفراندوم است، روزی است که مقدرات شما تعیین خواهد شد، روزی است که یا اسلام پیش می برد و یا کفر. روزی است که آری اسلام است و نه خلاف اسلام، روزی است که «آری» سرنوشت سعادتمند برای شما تهیه می کند و نه شما را برمی گرداند به حال اول. آری بگویید. من «آری» می گویم. من درباره جمهوری اسلامی به جان و دل آری می گویم و از شما خواهران و برادران می خواهم که بروید و آری بگویید. بروید و آن ورقی را که آری نوشته است در صندوق بیندازید. سعادت شما اینست و کشور شما با این «آری» مستقل خواهد شد و با این «آری» شما آزاد خواهید شد. خدای ناخواسته اگر سستی بکنید یا ت نبلی در این امر بشود که نروید دنبال رأی دادن. من خوف آنرا دارم که به شکست بربخوریم و باز مسایل سابق عود کند. بر همه ما است که برویم و رأی بدهیم. فردا در خانه ها ننشینیم. فردا بیرون از خانه ها باشید. ملت ایران فردا بیرون باشند از خانه ها و بروند به صندوقها رأی بریزند. من رأی «آری» می دهم و از شما تمنا دارم که رأی «آری» بدهید. خداوند همه شما را سعادت و سلامت بدهد و جمهوری اسلام در ایران مستقر کند.</p> <p>امام خمینی به جمهوری اسلامی رأی داد قم /ستاد خبری کیهان: شهر قم دیروز و امروز چهره ای سوای همه روزهای خود در طول تاریخ پیدایشش داشت.</p> <p>مرکز تشیع ایران به دریایی از انسان تبدیل شده بود که با خروشی بسیار در پی یک هدف بودند، هدفی که به خاطرش مبارزه کردند و دهها و صدها شهید دادند. هدف مشترک بود و برای نیل به این هدف حرفها نیز مشترک: آزادی، استقلال جمهوری اسلامی بود. دیروز و امروز مردم قم همانند همه مردم کشورمان تلاش کردند و رأی خویش را به جمهوری اسلامی دادند. رهبر انقلاب اسلامی ایران امام خمینی که در همه سخنانش در روزهای اخیر تمام اقشار ملت را به شرکت در همه پرسی بی نظیر تاریخ ایران و دادن رأی به جمهوری اسلامی دعوت می کرد ساعت 10 صبح دیروز به محله چهار مردان قم آمد. چهار مردان جزو محلات معروف قم است که ساکنان آن در طول مبارزات اخیر از خودگذشتگی نشان داده و شهیدهایی به جای گذاشته اند.</p> <p>رأی امام خمینی هنگام ورود امام خمینی به محل صندوق رأی ازدحام جمعیت بحدی بود که امام نتوانست از اتومبیل پیاده شود و بدین سبب شناسنامه خود را از داخل اتومبیل تسلیم یکی از اعضای هیأت نظارت بر صندوق رأی کرد و موقعی که یکی از اعضای هیأت نظارت تعرفه رفراندوم را تقدیم امام کرد، امام آن را دو قسمت کرد و قسمتی را که کلمه «آری» نوشته شده بود به متصدی صندوق باز گرداند و بدین ترتیب امام خمینی به جمهوری اسلامی رأی مثبت داد.</p> <p> منبع : کتاب نهضت روحانیون ایران( جلد9و10)</p> <p>علی دوانی/ مرکز اسناد انقلاب اسلامی</p> <h3 class=" list-box-title"=""> <a data-cke-saved-name="bahonar" name="bahonar">شهید باهنر</a> </p><h2>روایت شهید محمد جواد باهنر : درتاریخ انقلاب های دنیا ،هیچ نمونه ای را نخواهید دید که چهل روز بعد از انقلاب، از مردم بخواهند که در رفراندوم نسبت به نظام رأی دهند</h2> <p>شهید دکترمحمدجواد باهنر از روحانیون اندیشمند و مبارز و نخست‌وزیر جمهوری اسلامی ایران درسال 1312ش در خانواده‌ای کم‌بضاعت و پرعائله در کرمان متولد شد. تحصیلات خود را از مکتبخانه آغاز کرد و از یازده سالگی به طلبگی در مدرسه معصومیه پرداخت و به موازات آن در مدارس جدید نیز تحصیل می‌کرد. در 1332 برای ادامه تحصیلات دینی به قم عزیمت کرد و پس از تکمیل دروس سطح، در درس خارج فقه آیت‌الله العظمی بروجردی به مدت شش سال شرکت جست و شش سال نیز از درس‌های فلسفه (اسفار) و تفسیر علامه سید محمدحسین طباطبائی بهره‌مند شد، مدتی نیز در حوزه نجف از درس استادان آن حوزه استفاده کرد . در قم تحصیلات دبیرستانی را نیز ادامه داد و به اخذ گواهی‌نامه پایان تحصیلات دبیرستانی موفق شد. پس از آن در 1337 به دانشکده الهیات دانشگاه تهران راه یافت. دوره کارشناسی این دانشکده را به پایان رساند و به ادامه تحصیل در دورة دکتری همان دانشکده پرداخت. همچنین دوره کارشناسی ارشد علوم تربیتی را نیز در دانشگاه تهران با موفقیت گذراند . باهنر نه فقط به درس‌ها، بحث‌ها و مسائل حوزه‌های علمیه توجه و اهتمام داشت، بلکه به لزوم آشنایی طلاب با آموزش‌های دبیرستانی و دانشگاهی نیز معتقد بود و خود عملاً به صورت یکی از روحانیانی درآمد که پیوند‌دهنده حوزه‌ها با مجامع فرهنگی و دانشگاهی بیرون از حوزه‌ها بودند. او سعی داشت که مشکلات اعتقادی جوانانی را که در دبیرستان‌ها و دانشگاه‌ها تحصیل می‌کردند، بشناسد و این مشکلات و راه‌حل آنها را در حوزه‌ها مطرح سازد. او توانست برای تفهیم حقایق و معارف اسلامی به جوانانی که با اصطلاحات و شیوه‌های حوزوی آشنا نبودند، زبان مناسبی پیدا کند و به همین سبب فعالیت‌های اصلی او در طول زندگی، صبغة فرهنگی و تبلیغی داشت و عمدتاً از طریق انتشار کتاب و مقاله و ایراد سخنرانی بود . باهنر در همة فعالیت‌های اجتماعی خود، با حکومت پهلوی و استبداد و استعمار در ستیز بود . پس از آنکه نهضت اسلامی در 1342 به رهبری امام خمینی آغاز شد، وی در مسیر این نهضت به تبلیغ و مبارزه پرداخت ودر همین سالها بود که دوستی عمیق و دیر پای ایشان تا لحظه شهادت با هاشمی رفسنجانی آغاز شد این شهید عالیقدر با نزدیک شدن به تشکیلات هیئت‌های مؤتلفه، در آموزش مبارزان جوان و ترویج اندیشه‌های متعلق به نهضت در میان توده مردم، نقش فعالی ایفا کرد. از 1341 تا 1357 علاوه بر فعالیت‌های فرهنگی و تبلیغی همراه با یاران روحانی و غیرروحانی همفکر خود به تأسیس مؤسساتی از قبیل مدرسه و بنگاه نشر و مساجد و کانون‌های تبلیغ در تهران اقدام کرد و مخصوصاً توانست با همکاری آیت‌الله سید محمدحسین بهشتی و دیگران برنامه‌ریزی و تألیف کتاب‌های دینی مدارس را در وزارت آمورش و پرورش برعهده گیرد. با استفاده از این فرصت توانست افکار انقلاب اسلامی را در قالب این کتاب‌ها از سال اول ابتدایی تا پایان دورة متوسطه، و در دوره‌‌های تربیت معلم برای نسل جوان تنظیم و تحریر کند و البته یکی از منابع مهم آشنایی نسل جوان با مکتب اسلام همین کتاب‌ها بود که در مدارس تدریس می‌شد . باهنر از چندین سال قبل از پیروزی انقلاب اسلامی تحت تعقیب و مراقبت پلیس وقت بود و چندین بار بازداشت شد و به زندان افتاد. در مبارزات سیاسی که در 1357 به اوج خود رسید از ارکان مبارزه محسوب می‌شد و از آغاز تشکیل شورای انقلاب در آن عضویت داشت . پس از پیروزی انقلاب اسلامی، به دستور امام خمینی در کمیته اعتصابات عضویت یافت و در روزهای اول پس از پیروزی همراه با عده‌ای دیگر از جمله محمدعلی رجایی، مأمور بازگشایی مدارس و تطبیق وضع آموزش و پرورش با مقتضیات پیروزی انقلاب اسلامی شد. علاوه بر این، در تأسیس حزب جمهوری اسلامی با بهشتی و تنی چند از روحانیون مبارز همکاری کرد و در این حزب از بدو تأسیس تا پایان حیات خویش حضور و فعالیت داشت و پس از واقعة 7 تیر 1360، سمت دبیرکلی این حزب را عهده‌دار شد . باهنر پس از پیروزی انقلاب اسلامی در صحنه‌ها‌ی مختلف انقلاب اسلامی فعالانه حضور داشت. در اردیبهشت 1359 به عضویت ستاد انقلاب فرهنگی درآمد و در مجلس خبرگان قانون اساسی به نمایندگی مردم کرمان شرکت کرد و در تشکیل نهضت سوادآموزی و نیز در بنیان‌گذاری فعالیت‌های موسوم به «امور تربیتی» (با همکاری شهید رجایی) سهم بسزایی داشت. در اولین دوره مجلس شورای اسلامی به نمایندگی مردم تهران به مجلس راه یافت. در مهر 1359 در دولت محمدعلی رجایی تصدی وزارت آموزش و پرورش را برعهده گرفت و پس از آنکه رجایی به ریاست جمهوری انتخاب شد در 15 مرداد 1360 به نخست وزیری منصوب گردید و در 8 شهریور همان سال در حالی که در جلسه شورای امنیت کشور شرکت کرده بود، بر اثر انفجاری که دشمنان انقلاب در اتاق شورا پدید آوردند، همراه با رجایی و چند تن دیگر به شهادت رسید .</p> <p>باهنر مردی خوش‌فکر، صبور، سلیم‌النفس، کم‌ادعا و پرکار بود. آثار قلمی او متعدد است که غالباً با همکاری شهید بهشتی و علی گلزاده غفوری و سیدرضا برقعی نوشته شده و اهمّ آنها عبارت است از: یک دوره تعلیمات دینی برای سال‌های دوم، سوم، چهارم و پنجم ابتدایی؛ یک دوره تعلیمات دینی برای سال‌های اول، دوم و سوم راهنمایی و دبیرستان؛ شناخت اسلام، یک دوره درس‌هایی از قرآن مجید، با ترجمه و شرح فارسی برای سال‌های سوم تا ششم دبیرستان؛ یک دوره درس قرآن برای سال‌های اول و دوم و سوم راهنمایی؛ تربیت و تعلیم دینی و روش تدریس قرآن و مسائل دینی، برای سال اول تربیت معلم دوره راهنمایی و تربیت معلم یک ساله و دانشسرای مقدماتی روستایی و عشایری؛ تعلیمات دینی و روش تدریس آن، برای دانشکده مکاتبه‌ای، خداشناسی با همکاری علی‌ گلزاده غفوری و سید رضا برقعی؛‌مقاله «جهان در عصر بعثت» با همکاری اکبر هاشمی رفسنجانی، در کتاب محمد خاتم پیامبران .پس از شهادت، بسیاری از مقالات و سخنرانی‌‌های وی با نام‌های «انسان و خودسازی»، «گفتارهای تربیتی»، «فرهنگ انقلاب اسلامی»، «اسلام برای نوجوانان»، «مواضع ما در ولایت رهبری» و «گذرگاه‌های الحاد» از سوی دفتر نشر فرهنگ اسلامی در تهران به چاپ رسیده است دکتر محمد جواد باهنر سالیان مبارزه و روشنگری را به امید برپایی یک نظام نوین اسلامی در کنار دیگر یاران امام آغاز و سپری کرد.</p> <p>در طلیعه انقلاب اسلامی هنگامی که در 12 شهریور، اولین راهپیمایی و اعتراض به سبک بدیع به اجرا در آمد. دکتر باهنر قبل از اقامه نماز عید فطر در تپه های قیطریه سخنرانی کرد. زمانی بیش از سه سال از این واقعه نگذشته بود که پیکر سوخته دانشمند شهید دکتر باهنر در 8 شهریور 1360 به عنوان نخست وزیر دولت انقلابی و مکتبی جمهوری ا سلامی ایران بر دوش مردم وفادار تشییع شد. مرکز اسناد انقلاب اسلامی کتابی با عنوان مبارزات، مواضع و دیدگاههای این شهید مبارز منتشر کرده است که فصل چهارم آن به مواضع آن شهید پس از پیروزی انقلاب پرداخته است.</p> <p>مولف این کتاب با استناد به گفته های شهید باهنر درباره آزادیهای اول انقلاب و برگزاری رفراندوم بعد از گذشت چهل روز از پیروزی انقلاب این گونه می نویسد: «به خدا، اگر تاریخ انقلاب های دنیا را بخوانید هیچ نمونه ای را نخواهید دید که چهل روز بعد از انقلاب، از مردم بخواهند که در رفراندوم نسبت به نظام رأی دهند که جمهوری اسلامی می خواهند یا نه. همان روزهای نخست بعد از پیروزی، هر روزنامه ای که چاپ شد، هر حرفی که خواستند زدند. بعد از این که تمام نهادهای رژیم سابق در هم ریخت، ناگهان دولت اسلامی وارث یک وضع آشفته و از هم گسیخته ای شد که نه ارتش داشت، نه نیروی انتظامی و نه وزارت خانه ها و موسسات دیگر. با وجود این، از همان روزهای نخست، هر اجتماعی که خواستند برگزار کردند و هر حزبی که خواست اعلام موجودیت کرد و هر روزنامه ای که خواست درآمد. من که در تاریخ هیچ انقلابی این چنین نخوانده ام ... کدام انقلاب بوده است که بعد از چهار ماه، قانون اساسی جدیدش را در اختیار مردم بگذارد و از آنها نظرخواهی کند؟ برای تدوین قانون اساسی هم از مردم بخواهد که نماینده انتخاب کنند. کدام یک از اقلیت ها در این کشور، بعد از تسلط قدرت اسلامی مورد هجوم قرار گرفت</p> <p> منبع : کتاب شهید دکتر محمد جواد باهنر</p> <p>مبارزات، مواضع و دیدگاهها/ مرکز اسناد انقلاب اسلامی</p> <h3 class="list-box-title"> <a data-cke-saved-name="emadi" name="emadi">عمادی</a></h3> <h2>روایت حجت الاسلام شیخ حسین عمادی: وضعیت ملتهب«گنبد» در روز همه پرسی جمهوری اسلامی</h2> <p>«حجت الاسلام شیخ حسین عمادی یکی از روحانیون پر تلاش تاریخ انقلاب اسلامی بوده است که با شروع نهضت اسلامی به رهبری امام خمینی (ره) با این نهضت همراه و همگام شد و با ایراد سخنرانی های متعدد بر ضد رژیم پهلوی به مبارزه پرداخت که در نتیجه این فعالیتها به زندان و تبعید محکوم شد.</p> <p>وی علاوه بر حضور موثر در دوران انقلاب اسلامی، پس از پیروزی انقلاب نیز نقش مهمی در منطقه گنبد و تثبیت انقلاب اسلامی در آن مناطق ایفا کرد.</p> <p>وی در کتاب خاطرات خود درباره روز برگزاری همه پرسی جمهوری اسلامی در گنبد با توجه به وضعیت ملتهب آن منطقه این گونه می نویسد: در فروردین 1358 ش برای دیدن اقوام به گنبد رفتیم. ضمناً مصمم بودم اگر کاری هم راجع به همه پرسی باشد، انجام دهم. مشاهده شد که جو گنبد ملتهب است، لذا به فرمانداری مراجعه کردم، دیدم در خصوص مسئله ی انتخابات بسیار ضعیف برخورد کرده اند و فرماندار آنجا بسیار ناتوان است. حال آنکه یک روز بیشتر به انتخابات باقی نمانده بود، حتی صندوقی هم تهیه نکرده بودند. به سرعت از جعبه های میوه صندوقی تهیه کردیم و دور آن پارچه پیچیدیم و آماده ساختیم. با خبر شدم که ترکمن ها هم موضوع تجزیه را مطرح کرده اند و درصدد تشکیل حکومت خود مختار هستند. در روز رأی گیری جنگ شروع شد، در حالی که جنگ در محل غربی ترکمن ها بود، ما صندوق ها را در محل های شرقی و شمالی شهر مستقر کردیم. تیراندازی شدت گرفت. خبر از کشته شدن افراد بود، اما مردم به پای صندوق های رأی حاضر شدند و رأی دادند. من هم در شهر حین سرکشی به صندوق ها به اطلاعیه ی چریک های فدایی خلق برخورد کردم که از ژاندارمری خبر رسید چند تن دستگیر شده و گفته اند ما آقای عمادی را می شناسیم. آمدم و دیدم بعضی از اینها در گذشته مبارز بوده اند، سپس گرایش کمونیستی پیدا کرده اند. گفتم چرا ایشان را دستگیر کرده اید؟ گفتند: «در حال توزیع اطلاعیه بودند». گفتم: فعلا آنها را در بازداشت نگاه دارید. در هر حال کوشش و همت، این بود که آن روز رأی گیری انجام گیرد. بحمدالله رأی گیری انجام شد و در پایان صندوق ها را جمع آوری کردند. و ما شمارش و صورت جلسه کردیم. فقط از بخش شیعه، شمار سی هزار و 151 رأی در آمد که ما صورت جلسه کردیم و سند آن در دست است.</p> <p>خاطرات حجه الاسلام شیخ حسین عمادی</p> <p>تدوین: ایرج تبریزی</p> <p>مرکز اسناد انقلاب اسلامی</p> <h3 class="list-box-title"> <a data-cke-saved-name="hasan_rohani" name="hasan_rohani">حسن روحانی</a></h3> <h2>روایت دکتر حسن روحانی : اختلاف سلیقه ای به نام ( اول نگارش قانون اساسی یا تعیین نظام) با ابتکار امام مرتفع شد</h2> <p>دکتر حسن روحانی، از آغاز نهضت اسلامی به رهبری امام خمینی، جزء مبارزان فعال بود. از جمله با سخنرانی‌های خود در اقصی نقاط کشور به روشنگری علیه رژیم پهلوی پرداخت. یکی از سخنرانی‌های مهم و معروف ایشان در مراسم یادبود شهید مصطفی خمینی در سال 1356 بود که به ابتکار وی برای نخستین بار لقب «امام» برای آیت‌الله خمینی مورد استفاده قرار گرفت. وی بعد از انقلاب در مسئولیتهای مختلفی از جمله پنج دوره نمایندگی مجلس شورای اسلامی، دبیری شورای عالی امنیت ملی، نمایندگی مجلس خبرگان رهبری، عضویت در مجمع تشخیص مصلحت نظام و ... مشغول خدمت بوده‌اند. هم‌اکنون نیز ایشان به عنوان رئیس مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام مشغول به خدمت و فعالیت می‌باشند. دکتر حسن روحانی کتابی با عنوان خاطرات خود تدوین کرده‌اند که در جلد اول آن خاطرات مربوطه به سالهای قبل از پیروزی انقلاب 1341 تا 1357 یعنی پیروزی انقلاب و چگونگی برگزاری رفراندوم (همه‌پرسی) و تشکیل دولت موقت به رشته تحریر درآمده‌است. ما نیز به مناسبت روز دوازدهم فروردین یعنی روز جمهوری‌اسلامی این بخش از خاطرات ایشان را برای آگاهی بیشتر علاقمندان به تاریخ انقلاب آماده‌کرده‌ایم.</p> <p>انچه خواندید شمه ای کوتاه و موجز از عمر پر افتخار عالمی است که هر چند در این روزها نامی از وی در میدان سیاسی جمهوری اسلامی نیست و ایشان به امر مقدس تولیت آستانه حضرت معصومه (س) مفتخرند ولی سطور ذیل نشان از رادمردی بزرگانی چون ایشان و " هاشمی رفسنجانی " در به ثمر نشستن نهضت اسلامی به رهبری بنیانگذار فقید جمهوری اسلامی حضرت امام خمینی ( ره ) بر علیه رژیم تا بن دندان مسلح و مقتدر پهلوی ، دارد</p> <h2>همه‌پرسی جمهوری اسلامی</h2> <p>از اسفند 1357، بحث بسیار مهم در همه‌ی محافل، مطبوعات و رادیو – تلویزیون، مسئله‌ی تعیین نوع نظام حکومتی بود و بحث‌های مختلفی به راه افتاده‌بود. عده‌ای معتقد بودند نوع نظام باید قبل از نوشتن قانون اساسی تعیین شود. در مقابل، گروه دیگری می‌گفتند: وقتی مردم نمایندگان خود را برای نوشتن قانون اساسی انتخاب کردندو کار نوشتن قانون اساسی آغاز شد، خود به خود در اولین و مهم‌ترین اصل آن، نوع نظام حکومتی تعیین می‌گردد. پیش از پیروزی انقلاب، امام دو اقدام بسیار مهم انجام داده‌بود که بر اثر آن، انجام دادن اقدامات بعدی تا حد زیادی تسهیل شده‌بود. اقدام اول، تشکیل شورای انقلاب و تعیین اعضای آن بود و اقدام دیگر، تعیین دولت موقت بود که یکی از وظایف آن، برگزاری رفراندوم برای تعیین نوع حکومت بود. تعیین دولت موقت در 16 بهمن 1357، کار بسیار مهمی بود، زیرا دولت شاپور بختیار که مجلس غیرقانونی شورای ملی به او رای داده بود، هنوز بر سر کار بود و خود را قانونی می‌دانست. به همین دلیل مرتب می‌گفت: دولت من قانونی است و تعیین یک دولت دیگر معنایی ندارد، اما امام از روز اول ورود به ایران و در بهشت زهرا اعلام کرد: «من دولت تعیین می‌کنم. من توی دهن این دولت می‌زنم». امام با این سخن، رسماً اعلام کرد که دولت بختیار غیر قانونی است و باید کنار برود.</p> <p>منبع: خاطرات دکتر حسن روحانی _ جلد اول / انتشارات مرکز نشر انقلاب اسلامی/ 1387</p> <h3 class="list-box-title"> <a data-cke-saved-name="khoramabadi" name="khoramabadi">خرم ابادی</a></h3> <h2>آیت الله طاهری خرم آبادی : حضرت امام در مقابل انواع نظامی که از جانب افراد و گروههای مختلف پیشنهاد می‌شد، نظام جمهوری اسلامی نه یک کلمه کم و نه یک کلمه زیاد، را پیشنهاد کردند</h2> <p>آیت‌الله سید حسن طاهری‌خرم‌آبادی از جمله پیروان امام‌خمینی است که با پیروی از دیدگاههای ایشان در به ثمر رساندن نهضت اسلامی ایران، ایشان را یاری نمود. وی که متولد 1317 خورشیدی است از شاگردان حضرت امام و مورد وثوق و اعتماد ایشان بوده‌است. وی در متن جریانات و رخدادهای نهضت اسلامی حضور داشته و بعد از پیروزی انقلاب نیز در مسئولیتهای مختلف انجام وظیفه کرده‌است که آخرین آنها، عضویت در شورای نگهبان و امامت موقت نماز جمعه تهران است. ایشان هم‌اکنون از اعضای جامعه مدرسین حوزه علمیه قم هستند و به تدریس دوره خارج فقه و اصول اشتغال دارند.</p> <p>وی کتاب خاطرات خود را در دو جلد توسط مرکز اسناد انقلاب اسلامی منتشر کرده‌است که جلد اول آن شامل مهمترین وقایع سالهای اولیه نهضت اسلامی و جلد دوم آن شامل شرح وقایعی از زمان تبعید حضرت امام در سال 1343 تا پیروزی انقلاب می‌باشد. وی در جلد دوم و بخش پایانی‌کتاب بیشتربه وقایعی می‌پردازد که در روزهای پایانی حیات رژیم شاه اتفاق افتاد و اینکه چگونه حضرت امام با هوشمندی و درایت نظام و حکومت آینده کشور را با حضور گسترده مردم در پای صندقهای رای تعیین کردند و انقلاب و حکومتی مردمی را بنا نهادند. آیت‌الله ظاهری‌خرم‌آبادی در کتاب خود درباره این سوال که نظام بعد از انقلاب چه نوع نظامی می‌تواند باشد این‌گونه می‌نویسد: موضوع مهمی که در آن زمان، اذهان را به خود مشغول کرده‌بود، اصل نظام و چگونگی و نوع نظام بود. مطلب این بود که ملت چه نوع نظامی را انتخاب خواهدکرد. زیرا امام از همان ابتدا نظرشان بر این بود که معیار و میزان رای مردم است و مردم هرچه را انتخاب کنند، همان مبنا قرار خواهد گرفت. بر این اساس، گروههای مختلف، چه گروههای الحادی، چه ملی‌گراها و چه مسلمان‌ها، دنبال این قضیه بودند که نظام، چه نظامی باید باشد؟ البته اکثریت مردم و کسانی که برای اسلام انقلاب کردند، خواهان نظام اسلامی بودند. در این زمان بعضی نظام جمهوری دموکراتیک را مطرح کردند که فاقد عنوان اسلامی بود. بعضی‌ها هم کلمه‌ی اسلامی را به جمهوری دموکراتیک اضافه کردند.از آن‌جایی که نوع نظام بسیار مهم و اساسی بود، حضرت امام در سخنرانی خود در مدرسه‌ی فیضیه‌، این موضوع را مورد بحث قرار دادند. ایشان بدون این‌که به مردم بگویند که به چه نوع نظامی رای بدهند، زیرا مردم خودشان باید انتخاب کنند، فرمودند که من به جمهوری اسلامی رای می‌دهم نه یک کلمه کم و نه یک کلمه زیاد. قید «نه یک کلمه کم و نه یک کلمه زیاد» برای این بود که بعضی‌ها پیشنهاد داده‌بودند که نوع نظام مثلاً جمهوری خلق اسلامی باشد. بعضی هم پیشنهاد «جمهوری دموکراتیک اسلامی» را داده‌بودند. در نتیجه حضرت امام در مقابل انواع نظامی که از جانب افراد و گروههای مختلف پیشنهاد می‌شد، نظام جمهوری اسلامی نه یک کلمه کم و نه یک کلمه زیاد، را پیشنهاد کردند. در عین حال مردم را هم در انتخاب نظام و رای دادن، آزاد گذاشتند. روز دوازدهم فروردین سال 1358 از طرف وزارت کشور به صورت روز رفراندوم تعیین شد تا مردم در این روز، نظر خود را بگویند. در روز رای گیری هم بنده در قم بودم. به محل‌ها و شعبه‌های اخذ آرا سرکشی می‌کردیم و مراقب بودیم تا مبادا از سوی کسانی که با حاکمیت جمهوری اسلامی صد در صد موافق نبودند، مساله و حادثه‌ای پیش بیاید به هر حال، گروههایی بودند که خواهان رژیمی غیر از جمهوری اسلامی بودند. خوشبختانه همه‌پرسی بدون هیچ مساله و مشکلی انجام گرفت. آقای اشراقی می‌گفتند که بعد از شمارش آرا، وقتی اعلام کردند که 2/98 درصد به جمهوری اسلامی رای داده‌اند. حضرت امام بسیار خوشحال شدند که مردم می‌خواهند اسلام حاکم باشد. وقتی ما شرایط آن روزها را در نظر می‌گیریم، متوجه می‌شویم که برگزاری انتخابای چقدر مشکل بوده‌است. در آن زمان مساله‌ی کردستان را داشتیم؛ مساله گنبد هم بود؛ موضوع خلق عرب هم کم‌کم داشت مطرح می‌شد، علاوه بر این نه نیروی انتظامی منظمی داشتیم و نه وضعیت شهربانی کاملاً عادی بود و نه ارتش منسجمی داشتیم؛ اما باتوجه به تمام این شرایط، انتخابات بخوبی و با سلامت کامل برگزار شد و مردم هم قاطعانه به «جمهوری اسلامی» رای دادند.</p> <p>منبع: خاطرات آیت‌الله طاهری خرم‌آبادی/ از تبعید امام(ره) تا پیروزی انقلاب اسلامی/ جلد دوم – انتشارات مرکز اسناد انقلاب اسلامی</p> <h3 class="list-box-title"> <a data-cke-saved-name="madani" name="madani">مدنی</a></h3> <h2>روایت آیت الله شهید اسدالله مدنی :</h2> <p>« مردم»شما همه آزادانه به هر چه می خواهید رأی بدهید. من خود، به جمهوری اسلامی رأی می دهم </p> <p>شهید مدنی در سال 1293، در دهخوارقان (آذرشهر) دیده به جهان گشود. پدرش بزّاز بود . مادرش را در چهار سالگی و پدرش را در شانزده سالگی از دست داد. او مدتی به شغل پدر ادامه داد و در کنار آن، به تحصیل علوم دینی مشغول گردید. شهید مدنی سپس به قم رفت و از درس آیت اللّه محمد تقی خوانساری و آیت اللّه حجت کوه کمره ای در فقه و اصول و از امام خمینی رحمه الله در فلسفه، عرفان و اخلاق بهره ها برد. پس از تحصیل به تدریس علوم دینی پرداخت و در اندک زمانی ،جزو اساتید معروف حوزه علمیه نجف گردید و از آیت اللّه حکیم، آیت اللّه کوه کمره ای و آیت اللّه خوانساری اجازه اجتهاد گرفت .</p> <p> آغاز مبارزات</p> <p>شهید مدنی از همان دوران تحصیل، مبارزات سیاسی ـ اجتماعی خود را در قم آغاز کرد. در زمان رضاخان، بهاییان در مناطق گوناگون کشور فعالیت می کردند. شهید مدنی پس از آگاهی از اوضاع آشفته و بحرانی زادگاه خود، (آذر شهر) و احساس خطر برای مسلمانان، بی درنگ به آنجا بازگشت و به مبارزه با بهایی گری پرداخت. وی با سخنرانی های روشنگرانه مردم را علیه طرفداران و تبلیغ کنندگان بهاییت بسیج کرد تا سرانجام شهر مذهبی آذر شهر، از لوث وجود این فرقه استعماری پاک گردید. شهربانی منطقه، شهید مدنی را به بهانه تحریک مردم بر ضد بهاییان به همدان تبعید کرد. او پس از مدتی به آذر شهر بازگشت، ولی باز هم به دلیل مخالفت با کارخانه داران شراب سازی این شهر به نجف تبعید گردید .</p> <p>هم گامی با آیت اللّه کاشانی و نواب صفوی</p> <p>مرحوم آیت اللّه مدنی از دوران جوانی وارد مبارزات سیاسی ـ اجتماعی شد. او در زمان آیت اللّه کاشانی با ایشان ارتباط داشت. این ارتباط به اندازه ای بود که وقتی شهید مدنی می خواست به تبریز مسافرت کند، مرحوم کاشانی در تلگرافی به آیت اللّه سید مهدی انگجی، دستور داد هنگام ورود ایشان به تبریز، وی را گرامی بدارد. همچنین آیت اللّه مدنی، با فروش کتاب هایش، برخی از هزینه های مبارزه مسلحانه شهید نواب صفوی را می پرداخت .</p> <p> مبارزات در نجف </p> <p>شهید مدنی در حوزه علمیه نجف، افزون بر فعالیت های علمی، به فعالیت های سیاسی می پرداخت و همواره در مبارزه بر ضد طاغوت، پیشتاز بود. وی در دوران زمام داری جمال عبدالناصر، در رأس هیئتی از علما و فضلای نجف، برای افشای رفتار ناپسند رژیم طاغوتی ایران، به مصر سفر کرد. همچنین شهید مدنی با عقاید مارکسیستی که در عراق تبلیغ می شد، با پوشیدن کفن، به مبارزه پرداخت . در سال 1342 که مبارزات مردم به رهبری امام خمینی رحمه الله بر ضد طاغوت آغاز گردید، او نخستین کسی بود که به ندای امام لبیک گفت و در سخنرانی ها، جنایات رژیم پهلوی را افشا کرد .</p> <p> شهید مدنی در کنار امام خمینی رحمه الله</p> <p>شهید مدنی همواره در عراق جریان مبارزات امام خمینی رحمه الله رابه گوش همگان می رساند. از آن شهید بزرگوار چنین نقل شده است: «من، علما را در مسجد هندی جمع کردم. مرحوم آیت اللّه شاهرودی، آیت اللّه خویی و دیگران آمدند. صحبت کردم که به داد اسلام برسید و از آقایان علما کمک خواستم ». همچنین می گوید: «شنیدم که امام را گرفته اند. با یک عده از طلاب برای دیدن مرحوم آیت اللّه حکیم رفتم. ایشان در نجف نبودند. در کربلا به خدمت ایشان رفتم، دستشان را بوسیدم و گفتم، آقا! امروز خمینی، مظهر اسلام است. گفتند: باشد هر چه بگویی، می کنم . گفتم: اقدام کنید. ایشان بلافاصله تلگراف به شاه فرستادند.» از زمان تبعید امام به نجف، آیت اللّه مدنی همواره یار و یاور امام بود . </p> <p> بازگشت به همدان </p> <p>شهید مدنی در میان استقبال پرشور مردم همدان، وارد این شهر گردید. ایشان از بدو ورود، هدایت مبارزات مردمی را بر عهده گرفت و توانست با اقشار گوناگون مردم ارتباط برقرار کند. نقش شهید مدنی در هدایت مبارزات مردم به حدی بود که در جریان 22 بهمن 1357، لشکر 81 زرهی کرمانشاه که می خواست برای سرکوب مردم تهران به این شهر برود در همدان زمین گیر شد . ایشان با کمک مردم و با دست خالی و کفن پوشیده، جلو تانک ها صف کشیدند. خود شهید مدنی جلو همه مردم بود. آنها موفق شدند با دادن تعداد کمی شهید و مجروح، تانک ها را از حرکت به سمت تهران باز دارند .</p> <p>پس از پیروزی انقلاب اسلامی</p> <p>با پیروزی انقلاب اسلامی، شهید مدنی، فصل دیگری از مبارزات خود را برای پاسداری از انقلاب شکوهمند اسلامی آغاز کرد. ایشان در صف مبارزه با مزدوران استکبار و عناصر سر سپرده آنان قرار گرفت و همچون سربازی فداکار، به جان فشانی پرداخت. شهید مدنی در انتخابات مجلس خبرگان قانون اساسی، از سوی مردم همدان انتخاب شد. سپس از سوی امام خمینی رحمه الله با اختیار تام، به امامت جمعه همدان منصوب گردید تا در آرام سازی اوضاع آشفته این شهر در کنار مردم همدان باشد .</p> <p>حضور در تبریز</p> <p>پس از پیروزی انقلاب اسلامی، تبریز در آتش تفرقه و اختلاف که به دست دشمنان انقلاب ایجاد شده بود، می سوخت. یاران امام در تقاضایی، از ایشان خواستند شهید مدنی را برای جلوگیری از تفرقه بیشتر به این شهر بفرستند و امام پذیرفت . شهید مدنی در سر و سامان دادن به اوضاع شهر تبریز نقش مخلصانه ای داشت. ایشان سپس به همدان بازگشت، ولی در این زمان، نخستین شهید محراب، آیت اللّه قاضی طباطبایی به شهادت رسید و امام خمینی رحمه الله برای آرام سازی اوضاع تبریز، شهید مدنی را به امامت جمعه این شهر منصوب کرد .</p> <p>شهید مدنی و فتنه حزب خلق مسلمان</p> <p>شهید مدنی پس از منصوب شدن به امامت جمعه شهر تبریز، با معضل بزرگ حزب خلق مسلمان مواجه گردید که با روش های گوناگون با انقلاب مبارزه می کرد. البته به دلیل آگاهی مردم آذربایجان و مقبولیت شخصیت شهید مدنی، این توطئه به شکست انجامید . سخت ترین دوران زندگی شهید مدنی، روزهای آشوب حزب خلق مسلمان بود؛ به طوری که ایشان بارها از سوی این حزب تهدید شد. آنها حتی جایگاه نماز جمعه را آتش زدند و جلوی برگزاری نماز جمعه را گرفتند. شهید مدنی نیز کفن پوشید و با جمعیتی که پیشاپیش آنان حرکت می کرد، فریاد سر داد: «تا من زنده ام و در این شهر نماینده امام هستم، نماز جمعه را برگزار می کنم». این چنین بود که توطئه حزب خلق و آمریکا در این شهر خنثی گردید . شهید مدنی در جبهه </p> <p>شهید مدنی در تقویت روحیه رزمندگان اسلام، نقش مهمی ایفا می کرد. وی با شرکت در جبهه های نبرد و حضور در کنار سپاهیان اسلام و شرکت در مجالس دعا و نیایش آنان، مشوّق رزمندگان اسلام به نبرد بود. ایشان به عنوان نماینده امام، بر دست برادر ارتش ای که هواپیمای متجاوز دشمن را بر فضای تبریز منهدم ساخته بود، بوسه زد و این چنین کمال فروتنی خود را نشان داد. زمانی که برخی از رزمندگان می خواستند به جبهه بروند، ایشان افسوس می خورد که چرا نمی تواند همانند آنان به جبهه رفته و با بعثیان بجنگد . </p> <p>ویژگی های اخلاقی </p> <p>شهید مدنی وقتی از قیامت سخن می گفت، چنان می گریست که گویا قیامت را می بیند. ایشان در خلوت شب با خدای خویش چنین راز و نیاز می کرد: «خدایا! من آمده ام. خدایا! اگر تو به من «نه» بگویی، اگر تو مرا ترک کنی، کیست که مرا دریابد. غیر از تو مگر کسی را خواهیم داشت». او در زهد و تقوا زبانزد خاص و عام بود. شهید مدنی به طهارت نفس و تقوا اهمیت خاصی می داد و پیروزی بر دشمنان را در گرو خودسازی می دانست . او با طلاب و جوانان، همچون پدری دل سوز رفتار می کرد و با اینکه درجه اجتهاد داشت، ولی هرگز آن را مطرح نکرد؛ البته حضرت امام رحمه الله او را «سید العلماء الاعلام» می دانست. او در برابر امام همچون مریدی خالص بود . </p> <p>سیره عملی</p> <p>آیت اللّه شهید مدنی، انسان وارسته ای بود که هیچ گاه ساده زیستی را فراموش نکرد. زندگی بدون تکلّف و تشریفات، از ویژگی های بارز ایشان به شمار می آمد. شهید مدنی همچون فقیرترین مردم زندگی خود را می گذراند. این در حالی بود که امانت دار اموال مردم بود و از شهرهای بزرگ ایران، وجوهات شرعی می پذیرفت، ولی هیچ گاه از این وجوهات برای خود استفاده نکرد. زمانی که علت آن را پرسیدند، گفت: «خدا را شاهد می گیرم که تا کنون استفاده نکرده ام و استفاده نخواهم کرد». ایشان صرفه جویی را اساس کار خود ساخته بود و به مردم توجه خاصی داشت. هنگامی که مردم در مورد نفت دچار محدودیت بودند، از آن استفاده نمی کرد و با پوشیدن پوستین خود را گرم می کرد و زمانی که می دید مردم توان خرید گوشت ندارند، هرگز گوشت نمی خورد .</p> <p>شهادت</p> <p><روز بیستم شهریور 1360، ساعت یک و نیم بعد از ظهر، نماز جمعه به پایان رسید و شهید مدنی به نماز دو رکعتی مستحبی مشغول شد. در این هنگام، مهاجمی دست شهید مدنی را کشید و نماز او را قطع کرد تا اطرافیان به طرف شخص مهاجم هجوم بردند، او ضامن نارنجک را که در زیر لباسش پنهان کرده بود کشید و بدین ترتیب، انسانی وارسته و نمونه به لقای الهی شتافت. پس از آن، استان آذربایجان به سوگ نشست . در 21 شهریور، پیکر پاک آن مرحوم از سوی مردم تبریز و سپس قم تشییع گردید و کنار حرم حضرت معصومه علیهاالسلام به خاک سپرده شد .</p> <p>سطو ذیل برگی از خاطرات ایشان از همه پرسی تاریخی 12 فروردین 1358 است :</p> <p>در کتاب زندگی و مبارزات این شهید مبارز روایتی از برگزاری رفراندوم جمهوری اسلامی در همدان وجود دارد که با هم می خوانیم:</p> <p>«برگزاری رفراندوم جمهوری اسلامی</p> <p>پس از برقراری نظم و امنیت در شهر همدان توسط کمیته و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی دستگیری و مجازات عوامل رژیم، محیط به نسبت آرامی در شهر و منطقه حکمفرما شد، ولی در سطح بالاتر، ابتدا باید وضعیت نظام سیاسی حاکم بر کشور مشخص می گردید، به همین دلیل امام خمینی طی پیامی به شرح ذیل از مردم خواست که با شرکت در رفراندوم دهم فروردین 1358، نظام حکومتی کشور را مشخص سازند: 3/10/1358</p> <p style="text-align:center;">«بسم الله الرحمن الرحیم</p> <p>خدمت عموم ملت مبارز و شجاع ایران - ایدهم الله تعالی در این موقع بسیار حساس که سرنوشت کشور و اسلام عزیز تعیین می گردد، هموطنان عزیز ما با شوری بیشتر از گذشته، در رفراندوم شرکت نمایند. امروز اهمال در شرکت در رفراندوم و سردی و سستی در این امر حیاتی، موجب هدر رفتن خون شهیدان و به تباهی کشیدن کشور و اسلام عزیز است. دوستان آگاه من! روز رفراندوم، موقع نتیجه از زحمات چندین ساله است. آنچه لازم است تذکر دهم، شرکت زنان مبارز و شجاع سراسر ایران در رفراندوم است. زنانی که در کنار مردان، بلکه جلوتر از آنان در پیروزی انقلاب اسلامی نقش اساسی داشته اند، توجه داشته باشند که با شرکت فعالانه ی خود پیروزی ملت ایران را هر چه بیشتر تضمین کنند. شرکت در این امر، برای مرد و زن از وظایف ملی و اسلامی است. شما همه آزادانه به هر چه می خواهید رأی بدهید. من خود، به جمهوری اسلامی رأی می دهم و تقاضای برادرانه از شما دارم که به من در این امر اسلامی کمک کنید. لازم است جوانان غیور، از توطئه و خیانت در آرای مردم جلوگیری کنند و از صندوق های آرا با امانت حفاظت کنند. از خداوند تعالی پیروزی اسلام و صیانت کشور اسلامی را خواستارم». پس از اعلام پیام امام خمینی، پیشنهاد نظام جمهوری اسلامی برای اداره ی کشور از سوی وی، مردم و روحانیون، خود را آماده ی برگزاری و شرکت در رفراندوم مذکور و دادن رأی به جمهوری اسلامی کردند. در شهر همدان نیز اوضاع و احوال سیاسی و اجتماعی مردم از این قاعده خارج نبود، چرا که آنها خود را پیرو رهبر انقلاب می دانستند و آماده ی اجرای فرامین او بودند. در همین زمینه آیت الله مدنی که نماینده ی امام در همدان محسوب می شد و همراه شیخ محمد تقلی عالمی، رهبری و هدایت مردم را داشتند، ضمن صدور اعلامیه ای از مردم خواستند که در رفراندوم شرکت کنند و آن را یک وظیفه ی اسلامی و ملی بدانند و به جمهوری اسلامی رأی بدهند تا خون شهدا به هدر نرود: «برای اینکه بتوانیم در این بهار آزادی، نهال مقدس جمهوری اسلامی را تقویت کنیم همه و همه زن و مرد، روز دهم فروردین به پای صندوق رأی می رویم و برگ سبز آرای را در صندوق انداخته و طراوت و رشد این نهال را تضمین می کنیم». مردم همدان در تاریخ مقرر، با عشق و علاقه در صفوف منظم به پای صندوق های رأی رفته و آرای خود را به نام جمهوری اسلامی به صندوق ریختند. آیت الله مدنی و عالمی دامغانی نیز در جمع آنان حضور یافته، ضمن بازدید از حوزه های رأی گیری، به جمهوری اسلامی رأی دادند. پس از برگزاری رفراندوم، مردم همدان با 495 هزار و 108 رأی با قاطعیت، موافقت خود را با نظام جمهوری اسلامی اعلام کردند و فقط 885 رأی منفی در صندوق ها دیده شد.</p> <p>کتاب زندگی و مبارزات آیت الله شهید سید اسدالله مدنی</p> <p>رضا بسطامی - داود قاسم پور</p> <p>مرکز اسناد انقلاب اسلامی</p> class="list-box-title"> <a data-cke-saved-name="doaei" name="doaei">دعایی</a> <h2>مردم گفته های امام را قانون می دانستند ولی امام بنیان‌های اصلی حکومتی را به رای مردم گذاشت</h2> <h2>« هاشمی» محور رفع اختلافات فیمابین«مبارزان علیه رژیم شاه» بود</h2> <p>سیدمحمود دعایی فرزند سیدمحمد در سال ۱۳۲۰ در شهرستان یزد (شهر زارچ)متولد شد و در ۴ سالگی به اتفاق مادرش که کرمانی بود در کرمان اقامت گزید . وی پس از اتمام تحصیلات متوسطه وارد حوزه علمیه کرمان شد و به تحصیل علوم اسلامی اشتغال ورزید. بعد از اتمام سطوح اولیه تحصیلی در کرمان به حوزه علمیه قم رفت و بعد از تکمیل سطوح عالیه در سال ۱۳۴۶ رویدادهای سیاسی تحت تعقیب رژیم شاه قرار گرفت و مخفیانه به عراق رفت و در آنجا تحصیلات علوم اسلامی را ادامه داد . دعایی قبل از پیروزی انقلاب در خارج و داخل ایران از فعالین سیاسی بوده و در خلال این مدت به اروپا و کشورهای خاورمیانه: سوریه، لبنان، اردن، عربستان، پاکستان و افغانستان سفر کرده است . دعایی در جریان مبارزات سیاسی خارج از کشور مدت ۷ سال سخنگوی نهضت روحانیت مبارز در ایران بود و نمایندگی آیت‌الله خمینی را به عنوان رابط بین مسئولین عالی‌رتبه عراقی با او به عهده داشت و همچنین رابط بین سازمان‌ها و انجمن‌های اسلامی و مبارز دانشجوئی و برخی شخصیتهای مبارز خارج از کشور با وی بود . او بعد از انقلاب اوائل سال ۱۳۵۸ به عنوان سفیر جمهوری اسلامی ایران در عراق عازم بغداد شد و به‌دنبال اعتراض به دخالت‌های آشکار مأمورین عراقی در امور داخلی ایران به دستور وزارت خارجه در اسفند ۱۳۵۸ به ایران بازگشت. مدتی در دفتر رهبر انقلاب اشتغال داشت و سپس به دستور وی در اردیبهشت ۱۳۵۹ به سرپرستی موسسه اطلاعات منصوب شد . وی قبل از پیروزی انقلاب تحت تعقیب بود و تلاش‌های وسیعی جهت استردادش صورت گرفت که مأموران رژیم گذشته در این زمینه موفق نشدند . محمود دعایی در زمان اقامت در عراق تهیه‌کننده و مجری برنامه رادیویی نهضت روحانیت در ایران بود که در مبارزه با رژیم پهلوی پخش می‌شد. دعایی در شش دوره مجلس شورای اسلامی پس از انقلاب یکی از کرسی های تهران را در مجلس شورای اسلامی در اختیار داشت. نماینده ولی فقیه در روزنامه و موسسه اطلاعات با تشریح شرایط رشد و پرورش شخصیتی حضرت امام، به بررسی مواردی چون آگاهی امام از مسائل اجتماعی روز و سیاستهای حاکم برجامعه، تلاش برای پرورش انسانهای آگاه در برابر جریانات ضد مردمی، تلاش بر تربیت نسلی توانمند برای اداره جامعه‌ای ایده آل، تاکید بر اقتدار حوزه های علمیه، توجه و پذیرش رای و نظر مردم و توجه ایشان به صداهای مختلف پرداخته که بخشی از ماحصل آن در پی می آید : نماینده ولی فقیه در روزنامه اطلاعات با بیان اینکه بعد از پیروزی انقلاب اسلامی تمام جامعه ایران به صورت یکپارچه امام را به رهبری قبول داشتند، اظهار کرد: امام اعتقاد واقعی خود که تکیه برآراء مردم و اتکا بر نظریات واقعی مردم بود را دنبال می کرد و علیرغم اینکه همه رهبری ایشان را پذیرفته بودند و هرآنچه می گفتند را به عنوان قانون پذیرفت ولی ایشان بنیان‌های اصلی حکومتی را به رای مردم می گذاشتند و در یک همه پرسی آزاد و شفاف نظر مردم را نسبت به اصل حکومت می پرسند و حتی وقتی مردم به جمهوری اسلامی رای می دهند بنیادهای نظام باز باید به اتکای مردم محقق شود و قانون اساسی از سوی خبرگان ملت تدوین شود و به رای مردم گذاشته شود.</p> <p>امام با خود ساختگی، جامعه ساختگی و با پذیرش رای مردم به پیروزی رسید دعایی با بیان اینکه موارد مذکور نمونه هایی از اهداف، آرمانها و ایده های انسانی برجسته است،گفت: امام فردی است که از خود ساختگی و از جامعه ساختگی و از پرورش نسل توانمند مدیران جامعه و با پذیرش رای مردم به پیروزی رسیده است. امام جریانی را دوام بخشیدند که نمی تواند به راه خود ادامه ندهد دعایی با بیان اینکه امام راهی را گشودند و جریانی را دوام بخشیدند که نمی تواند به راه خود ادامه ندهد، گفت: ما نمی توانیم مدعی حکومت و علاقمند به جمهوری اسلامی باشیم و آراء و نظر مردم را قبول نداشته باشیم و در واقع ناگزیر به اتکا به آنچه هستیم که امام آن را پایه گذاری کرده اند. امام هرچیزی را به سادگی نمی پذیرفتند مردم اوامر امام را به دور از جاه‌طلبی، مقام خواهی و هوای نفس می دانستند وی افزود: نظرات امام بر عقل، منطق و مبانی اصیل اسلامی تکیه دارد که اجتناب ناپذیرند و مشی ایشان اینگونه بود که هر چیزی را به سادگی نمی پذیرفتند. وی با بیان اینکه امام با روش تحقیق و اطمینان از واقعه ای آن را می پذیرفتند، اظهار کرد: امام وقتی می گفتند که به مردم متکی هستند اعتقاد و ایمانشان این بود و به دلیل پاکی و صداقت در خود امام بود که مردم امام را به رهبری واقعی پذیرفته بودند و اوامر ایشان را اوامر الهی و به دور از جاه‌طلبی، مقام خواهی و هوای نفس می دانستند. وی افزود: بر همین اساس بود که امام با تکیه بر قدرت مردمی در مقابل سهمگین ترین وقایعی که برای نظام پیش آمد، همه را از میان برداشتند. </p> <p>با ایمان متقابل امام و مردم به یکدیگر، ریشه منافقین خشکانده شد</p> <p>دعایی در ادامه با اشاره به وجود یکی از نیرومند ترین تشکل‌های ضد انقلابی در داخل کشور در آن زمان، عنوان کرد: جریانات ضد انقلاب داخل کشور از قدرت بالایی برخوردار بودند و نفوذ فوق العاده ای داشتند و وقتی به مصاف جمهوری اسلامی و نظام آمدند در موقعیتی بودند که در قدرتمندترین کانون های حکومتی و مراکز حساس تصمیم‌گیری و حتی مراکز اطلاعاتی ارتش حضور داشتند و حتی به یاد دارم یکی از مقامات سطح بالای منافقین اوائل زمانیکه به جماران می رفتیم، یک بار در چند قدمی محل اقامت امام حضور داشت یعنی اینکه تا آن حد نفوذ و قدرت داشتند چرا که در زمان سقوط پادگان ها توانسته بودند بیشترین اسلحه را برای خود ذخیره کنند و شاید بتوان گفت جزو قدرتمندترین تشکل های مخالف نظام است که در تاریخ وجود داشته و از نفوذ بالایی برخوردار باشد ولی همین گروه هم ظرف چند ماه مثل برف آب شد. وی افزود: با همان اتکا و تکیه ای که امام بر مردم کردند و ایمان مردم به امام، همه افراد این گروه در داخل کشور دستگیر شدند و ریشه آنها خشکانده شد و ناچار به فرار به خارج از کشور شدند و با ذلت و نکبت به دامان دشمن پناه بردند. دعایی با اشاره به ضربات سنگین منافقین به کشور و شهادت 72 تن از بلند پایگان اجرایی و تقنینی و قضایی کشور در یک لحظه، گفت: زمانیکه مسئول هیات بین المجالس ایران بودم ملاقاتی با فیدل کاسترو داشتم که وی از این صحنه یاد کرد و اذعان داشت باور نمی کردم که بعد از از دست دادن این شخصیت ها، نظام ایران باز هم بتواند تداوم داشته باشد و پابرجا بماند و تا 48 ساعت در تردید بودم تا اینکه شنیدم مجلس ایران دوباره تشکیل شده است. نماینده ولی فقیه در روزنامه اطلاعات با بیان اینکه در کنار همه این مسائل جنگ هم به مردم ما تحمیل شد، گفت: این جنگ در حالی 8 سال ادامه یافت که در روزهای آغازین آن ما هنوز ارتش منسجم و قوام یافته و تسهیلات و نیروهای آموزش دیده و مجربی نداشتیم و در مقابل ارتشی تا دندان مسلح و حمایت همه قدرت های منطقه و شرق و غرب ایستادیم و آنان بعد از 8 سال با ذلت و بدبختی ناگزیر تسلیم شدند در حالیکه حتی یک سانتیمتر از خاک ایران هم در اختیارشان نبود. وی افزود: این قدرت بزرگی است که با اتکا به ایمان به خدا و اطمینان به اراده مردم و خود باوری‌ای که نسبت به جامعه‌ای تازه شکل گرفته وجود داشت، ایجاد شد. دعایی ادامه داد: همه اینها نشان می دهد که دید و ایمان و باور امام نسبت به مردم و توانایی‌های مردم و اراده الهی می‌توان این مهم را محقق کرد.</p> <p> با ذکر و ورد نمی‌ توان کارها را پیش برد و امری را محقق کرد </p> <p>وی تاکید کرد: این موارد محقق نمی شود مگر اینکه انسان ساخته باشد و راه خدا را درست برود و الا با ذکر و ورد نمی‌شود کارها را پیش برد و امری را محقق کرد که اگر اینگونه بود خود پیغمبر(ص) هم جنگ نمی کرد و ذکر می گفت. دعایی با بیان اینکه توفیقات نشان می دهدکه منطق و اعتقاد راسخی وجود داشته است، گفت: همین اعتقاد راسخ انقلاب را حفظ کرد و نگه داشت و انقلاب را به سر منزلی رساند که امروز می توانیم خود را به عنوان یک قدرت برجسته در جهان عرضه کنیم که اینها هم ناشی از توجه و اتکا به راه و آرمان و ایده ایست که امام داشته و بر اساس شالوده ایست که امام آن را بنا نهاد. ویژگی های تربیتی و مدیریتی حضرت امام؛ امام، طنزهای رایج در جامعه را دارای ریشه جامعه شناختی و روانشناختی می دانست مدیر مسئول روزنامه اطلاعات با اشاره به ویژگی های تربیتی و مدیریتی حضرت امام خاطرنشان کرد: امام به این نتیجه رسیده بود که رواج بسیاری از جک‌ها و طنزها ریشه جامعه شناختی و روانشناختی دارد و عده ای را مأمور کرده بودند که آنچه به عنوان شایعه و جک در جامعه رایج است را به اطلاع ایشان برسانند چرا که اعتقاد داشتند که در ترویج این شایعه ها و طنزها علتی وجود دارد که باید کشف شود . طنزها و شایعه های به دلیل نواقص و کمبودها، رایج می شود وی افزود: درست است که انسانی که به هر دلیل می خواهد انتقام بگیرد به شایعه پراکنی می پردازد ولی طنزها و شایعه های رایج دلیل به یکسری نواقص و نارسایی ها و کمبودهاست . امام شایعه های بیگانه و صداهای مختلف را گوش می کرد دعایی اشاره به برنامه ریزی های روزانه امام گفت : امام حتماً به گونه ای برنامه ریزی می کردند که شایعه های بیگانه و صداهای مختلف را گوش کنند و اینطور نباشد که فقط به یک صدا توجه کنند . وی با اشاره به ذکر خاطره هایی در این باره عنوان کرد : روزی عروس ایشان متوجه می شوند که امام به مطالب رادیویی گوش می کنند که مطالب بسیار زننده ایی را علیه امام عنوان می کرده است و وقتی علت را جویا می شوند امام عنوان می کنند که من باید در کنار مجیزها و تعاریف دیگران به این مطالب هم گوش کنم تا این ها باورم نشود و نفسم را بسازم . وی افزود : بر این اساس فرد برای خودسازی و درک روشن از خود و جامعه باید راههای بسیار سختی را طی کند .</p> <p>امام در آگاهی از مسائل پیرامونی خودشان سرآمد دیگران بود دعایی با بیان اینکه امام در آگاهی از مسائل پیرامونی خودشان سرآمد دیگران بودند ، اظهار کرد: امام فقط به یک نوع گزارش و خبر اکتفا نمی کردند و گزارشات متعددی را دنبال می کردند و از کانون های مختلفی خبر میگرفتند . اسلام ناب همان چیزی است که امام ارائه کردند مدیر مسئول روزنامه اطلاعات در ادامه در پاسخ به سوالی درباره ابعاد و شاخه های اسلام ناب محمدی(ص) در دیدگاه حضرت امام خمینی(س)،گفت: به اعتقاد من اسلام ناب همان و همه چیزی است که امام ارائه کردند امام در مقابل شبهات ایجاد شده قاطعانه به میدان می آمدند دعایی خاطرنشان کرد: در مواردی که شبهاتی ایجاد می شد و به عنوان مثال در حوزه موسیقی و فیلم سازی و سینمایی وقتی برخی مسئولین صداوسیما سوالات عجیب و غریبی از امام می پرسیدند که از طریق آن بسیاری از مسائل را می شد محدود کرد، امام با سعه صدر و بزرگواری برخورد می کردند و پاسخ های نابی داشتند و در مقابل شبهات که ایجاد می شد امام قاطعانه به میدان می آمدند. وی با اشاره به فرمایشات و سخنان امام در موقعیت های مختلف و در زمان ایجاد شبهات، گفت : امام در این موارد بیانیه ها و پیام هایی صادر کردند که از خلال همه اینها انسان می تواند راه درست را انتخاب کند و اسلامی را که پاسخگوی نیازهای روزهای جامعه و عرضه کننده خط مشی درست اداره جامعه باشد را از آن استخراج کردند. دعایی خاطرنشان کرد: ایده های امام در ابتدای انقلاب مانند ترویج اسلام مستضعفین و ... نمی توانست با مشکلات ایجاد شده و درگیری های جامعه در هشت سال جنگ فرسایشی و جان فرسا تحقق یابد. قانون اساسی قانونی روشنفکرانه، مستضعف گرایانه، ضد ستم و ضد استعمار است وی در پاسخ به این سوال که آیا جامعه در حال حاضر در مسیر آرمان های امام حرکت می کند، عنوان کرد: جامعه ما در این مسیر حرکت می کند و بنیان های اصلی ما که زیربناهای آرمانی و اصولی جامعه ماست براساس این آرمان هاست چرا که قانون اساسی ما قانونی است که بسیار روشنفکرانه، مستضعف گرایانه، ضد ستم و ضد استعمار است وهمه علاقمندان انقلاب هم سعی دارند بر این بنیان ها تکیه داشته باشند. همه تشکل ها و گروه های کشور، آرمانی و اصیل هستند دعایی با تاکید بر اینکه علیرغم برخی اختلافات موجود بین تشکل ها و گروه های مختلف کشور، سران همه این گروه ها آرمانی و اصیل هستند، گفت: همه واقعا می خواهند که جامعه ضد ستمی بپرورانند و جامعه شکوفایی که حقوق مستضعفین در آن رعایت شود را دنبال کنند منتها با نیات و برداشت های متفاوت که گاهی هم عجولانه اند این مساله دنبال می شوند . وی با بیان این که همه مسئولان ما از این اصالت برخوردارند، عنوان کرد: مسیری که جامعه اداره می شود در جهت آرمان های انقلاب است که البته ممکن است ضعف هایی در اجرا وجود داشته باشد که باید علاج شود.</p> class="list-box-title"> <a data-cke-saved-name="zanjani" name="zanjani">زنجانی</a> <h2>به روایت حجت الاسلام عباسعلی عمید زنجانی : بالاترین میزان مشارکت تاریخی "مردم" در انتخابات به انقلاب اسلامی ایران در 12 فروردین 58 تعلق گرفت</h2> <p>«حجت الاسلام عباسعلی عمید زنجانی در کتاب خاطرات خود که روایتی از چگونگی شکل گیری انقلاب اسلامی است. در بخشی از کتاب به مقایسه برگزاری اولین و دومین رفراندوم (رأی به جمهوری اسلامی و قانون اساسی) در تاریخ انقلاب و تفاوت حضور گسترده مردم در رفراندومهای نقاط دیگر دنیا می پردازد.</p> <p>وی در بخشی می گوید: دنیا انقلاب های زیادی را دیده است و ما در تاریخ سیاسی غرب بارها شاهد انقلابهای فرانسه بوده ایم، نه یک بار و نه دو بار، بلکه چند بار. بالطبع در بعضی از کشورهای دیگر رفراندومهایی رخ داده و تظاهرات و راهپیمایی هایی اتفاق افتاده است، اما آنچه که در جریان انقلاب اسلامی بالاخص در غالب این راهپیمایی ها ارائه داده شد یک فرهنگ جدیدی در سیاست و در تحلیلهای سیاسی، حتی در سطح بین المللی باز کرده که چگونه یک نظامی می تواند پیروز باشد. من از حافظه ام کمک می گیرم مهمترین انقلاب و حادثه ای که در فرانسه بعد از انقلاب کبیر آن کشورها اتفاق افتاد، ظاهراً رفراندوم سال 1894 م است و آخرین آن هم در سال 1958 م است که مربوط به جمهوری پنجم فرانسه است. بالاترین رقم در رفراندوم فرانسه هفتاد و چند درصد است که این را بزرگترین پیروزی در تاریخ سیاسی دنیا تلقی می کنند، در صورتی که ما اصلا به پیروزی 2/98 درصد در رفراندوم اول و به پیروزی 5/99 درصد در رفراندوم قانون اساسی فقط به عنوان یک سند حقوقی نگاه می کنیم. وی که برگزاری رفراندوم را در تاریخ انقلاب نقطه عطفی می داند اما در تحلیل ماهیت انقلاب اهمیت راهپیمایی ها و شعاری مطرح شده را نیز بسیار تأثیرگذار می داند و در این باره اظهار می دارد: ما قبل از انقلاب نه رفراندوم، نه صندوق رأی و نه انتخابات داشتم. هیچ کدام از اینها نیست و همه مسایل به صورت سنتی است. سنتی در جامعه ما عبارت بود از آن چیزی که در مساجد می گذشت، در دانشگاهها می گذشت، در حوزه های علمیه می گذشت و در تظاهرات می گذشت. ما اگر این مراکز را تجزیه و تحلیل بکنیم دقیقاً معلوم می شود که مردم چه می خواستند، ما اگر این مراکز را تجزیه و تحلیل بکنیم دقیقاً معلوم می شود که مردم چه می خواستند، یعنی نتیجه گیری از این اعداد و ارقام گویاتر از همه پرسی و رفراندوم است و گویاتر از یک انتخابات رسمی و به اصطلاح تشریفاتی است. چون در انتخابات تشریفاتی احتمال تقلب و ناآگاهی وجود دارد و در رفراندوم هر احتمالی وجود دارد، اما وقتی مردم می آیند با وجود نیروهای مسلح معارض در یک راهپیمایی شرکت می کنند، اصلا دیگر تقلب در آن نیست و هیچ کس نمی آید برای این که یک رأی بیشتر بشود جان خودش را به خطر بیندازد. اینها هیچ انگیزه ای جز انگیزه لبیک گفتن به ندای جامعه روحانیت، در درجه بالاتر ندای حضرت امام و بالاتر از آنها انجام وظیفه در برابر خدا نداشتند و به هیچ وجه حضور آنها تحلیل دیگر نمی تواند داشته باشد. به اعتقاد من این راهپیمایی ها بزرگترین سند برای تحلیل ماهوی خواست مردم نسبت به رژیم دلخواهشان بعد از پیروزی انقلاب هست و این راهپیمایی ها و این حوادث قبل از انقلاب به مراتب قویتر از آن رفراندوم دوازده فروردین 1358 بود که مردم با 2/98 درصد آراء، یعنی بیشتر از بیست میلیون رأی برای جمهوری اسلامی دادند. این راهپیمایی ها از نظر سندیت اگر درست تجزیه و تحلیل بشود سندیت و حجیت آنها به مراتب بیشتر از این رفراندوم جمهوری اسلامی یا حتی رفراندوم قانونی اساسی است که 5/99 درصد مردم رأی به قانون اساسی دادند. ما ناگزیر هستیم در تحلیل انقلاب و نظام اسلامی به این نهادهای قانونی استناد بکنیم، زیرا خود این رفراندوم دوازده فروردین یا رفراندوم قانون اساسی مسئله خیلی مهمی بود و همین طور رفراندوم بازنگری قانون اساسی در سال 1368 نیز اهمیت بسیار زیادی دارد، اما در عین حال سندیت اینها از جنبه حقوقی نظام اسلامی هست، ولی از بعد سیاسی، آن تظاهرات و آن حوادث که به اعتقاد من هنوز مدون نشده و اگر مدون بشود به صورت تصویری، مکتوب و جامع می تواند سند سیاسی بسیار محکمی باشد.»</p> <p>منبع :روایتی از تاریخ انقلاب اسلامی خاطرات حجت الاسلام والمسلمین عمید زنجانی</p> <p>مرکز اسناد انقلاب اسلامی</p> <p></p>